روایت را باید از پاییز ۱۹۸۳ در دشت‌های خوزستان شروع کنیم؛ زمانی که چند جوان در گردان تازه‌تأسیس «رعد»، یک دوربین عکاسی ساده را روی هواپیمایی مدل بستند. در آن روزها، این ایده چندان کارآمد به نظر نمی‌رسید؛ اما امروز، تکامل همان ایده ساده، پیشرفته‌ترین ارتش‌های جهان را به بن‌بست استراتژیک کشانده است.

شراره داودی
جمعه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۷
کابوس هزار دلاری!

در میانه جنگی که میان آمریکا و رژیم اسرائیل با ایران در جریان است، اکرم خریف، کارشناس نظامی، کتابی با عنوان «در سایه شاهد» منتشر کرده است. او در این کتاب به شرح شکل‌گیری و توسعه صنعت پهپاد در ایران می‌پردازد و راهبردی را توضیح می‌دهد که ایران با تکیه بر آن توانسته است، با وجود تحریم‌ها و محدودیت‌های آمریکا، به بازیگری تعیین‌کننده در صنعت نظامی جهان تبدیل شود.

روایت را باید از پاییز ۱۹۸۳ در دشت‌های خوزستان شروع کنیم؛ زمانی که چند جوان در گردان تازه‌تأسیس «رعد»، یک دوربین عکاسی ساده را روی هواپیمایی مدل بستند. در آن روزها، این ایده چندان کارآمد به نظر نمی‌رسید؛ اما امروز، تکامل همان ایده ساده، پیشرفته‌ترین ارتش‌های جهان را به بن‌بست استراتژیک کشانده است.

کابوس هزار دلاری!

تولد یک استراتژی: از تاریکی مطلق تا ساخت چشم‌ آسمانی

پیش از انقلاب، ایران ناوگان هوایی قابل‌توجهی داشت، اما پس از آغاز جنگ با عراق و سال‌ها تحریم‌ متعدد آمریکا و اروپا، این ناوگان زمین‌گیر شد. در طول سال‌های جنگ، در حالی که عراق با استفاده از آواکس‌ها و تصاویر مستمر ماهواره‌ای، وجب‌به‌وجب خطوط نبرد را زیر نظر داشت، نیروهای ایرانی در یک کوری مطلق اطلاعاتی می‌جنگیدند. نیاز به فناوری جدیدی برای پیشبرد جنگ حیاتی بود و شرایط ایجاب می‌کرد که ایرانی‌ها خودشان این فناوری را بسازند.

ایده ساده بود: اگر امکان پرواز هواپیماهای شناسایی بر فراز خطوط دشمن برای رصد موقعیت‌ها و تحرکات آن‌ها وجود ندارد، شاید بتوان دستگاه‌های کوچکی را با کنترل از راه دور اعزام کرد. این ابزارها ارزان‌تر بودند، به‌سختی شناسایی می‌شدند و می‌توانستند اطلاعات ارزشمندی فراهم کنند.

از سال ۱۹۸۱، این ایده در دانشگاه اصفهان شکل گرفت و گروهی از دانشجویان و مهندسان اجرای آن را بر عهده گرفتند. آن‌ها طراحی و ساخت نمونه‌ها را با ابزارهایی ساده و ابتدایی آغاز کردند. ترکیب تکه‌هایی از پلاستیک و قطعات اولیه با ذهن‌های خلاق و ورزیده، کارگاهی کوچک در دانشگاه اصفهان را به پاتوق جوانانی مصمم تبدیل کرد.

کابوس هزار دلاری!

پیشگامی در جنگ‌افزارهای نوین

سرانجام نمونه اولیه آماده شد؛ پرنده‌ای که بیشتر به اسباب‌بازی کودکان شبیه بود و از قطعاتی غیرمعمول ساخته شده بود. برای مثال، مخزن سوخت آن یک کیسه سرم پزشکی بود و ملخش به‌صورت دستی تراشیده شده بود. در پاییز ۱۹۸۳، در فاصله ۴۰ کیلومتری از خط مقدم، آن هواپیماهای به‌ظاهر اسباب‌بازی برای نخستین بار بر فراز مواضع نیروهای عراقی به پرواز درآمدند و با تصاویری روشن از مواضع نظامی دشمن بازگشتند. پس از آن، دستور تشکیل گردان رعد و آغاز یک برنامه رسمی برای توسعه پهپادها صادر شد.

پهپادها کارآمدی خود را در عملیات شناسایی ثابت کردند و نیروهای ایرانی پس از سال ۱۹۸۳، در نبردهای سرنوشت‌سازی از آن‌ها بهره بردند. اما مهندسان و نظامیان گردان رعد، از سال ۱۹۸۷ به فکر توسعه پهپادهای رزمی افتادند. ایده این بود، پهپادی که بر فراز مواضع دشمن پرواز کرده و از تحرکات آن‌ها تصویربرداری می‌کند، اگر به قدرت آتش مجهز شود، می‌تواند به این مواضع یورش برده و آن‌ها را منهدم کند. اجرای این ایده به توانمندی‌ها و فناوری متفاوتی نیاز داشت که گردان رعد بعدتر آن را در قالب پهپادهای رزمی با نام «مهاجر» توسعه داد.

در سال ۱۹۸۸، ایران در شمار نخستین کشورهایی بود که از «هواگرد بی‌سرنشین رزمی» (UCAV) استفاده کرد؛ همان چیزی که امروز با نام پهپاد شناخته می‌شود. هرچند ایالات متحده، ترکیه و رژیم اسرائیل به تولید این نوع پرنده‌ها شهرت دارند، اما ایران در واقع از پیشگامان این عرصه بود.

اقتصاد جنگ: ورشکستگی دشمن با پرنده‌های ۳۵ هزار دلاری

آنچه در سال ۲۰۲۶ شاهد آن هستیم، صرفاً پیشرفت یک ابزار نظامی نیست، بلکه تغییر کامل دکترین جنگ است. پهپادهای انتحاری در کلاس پرنده‌های رادارگریز قرار نمی‌گیرند، اما شناسایی آن‌ها به دلیل سرعت پایین و ارتفاع کم پروازی، کار ساده‌ای نیست. آن‌ها هوش مصنوعی پیچیده‌ای ندارند و قابلیت استفاده همزمان در تعداد بالا را دارا هستند؛ اما ویژگی کشنده و ویرانگر اصلی آن‌ها چیز دیگری است: به‌شدت ارزان هستند.

تولید یک پرنده از این کلاس حدود ۲۰ تا ۳۵ هزار دلار هزینه دارد. وقتی این پهپادها به‌صورت فوجی شلیک می‌شوند، سیستم پدافندی مدافع برای رهگیری آن‌ها چاره‌ای جز شلیک موشک‌های پاتریوت (با قیمت ۴ میلیون دلار) یا تاد (۱۲ میلیون دلار) ندارد. این یعنی «نسبت تبادل هزینه» ۱۰۰ به ۱ سمت پهپادهاست. هدف اصلی این تسلیحات دیگر فقط انهدام فیزیکی نیست، بلکه ورشکسته کردن بودجه دفاعی و تخلیه زرادخانه پدافندی دشمن است.

جنگ‌های اخیر به دنیا ثابت کرد که چترهای پدافندی چند میلیارد دلاری غربی، در برابر این «کمیت هدفمند» فلج می‌شوند.

بحران به حدی جدی است که اکنون ائتلاف‌های نظامی برای مقابله با پهپادهای ۳۵ هزار دلاری، مجبور به توسعه سریع پهپادهای رهگیر ۲۵۰۰ دلاری (مانند پروژه‌های استینگ و اختاپوس) شده‌اند؛ چرا که شلیک موشک‌های چند میلیون دلاری به سمت اهداف ارزان‌قیمت، یک خودکشی اقتصادی تمام‌عیار است.

حقیقت عریان میدان نبرد این است: در جنگ‌های قرن بیست‌ویکم، کیفیت و پیچیدگی تکنولوژیک دیگر به‌تنهایی ضامن پیروزی نیست. کشوری که روزی برای ثبت یک عکس هوایی ساده مستأصل بود، با درک درست از محدودیت‌هایش زمین بازی را تغییر داد. هژمونی نظامی امروز نه با موشک‌های فوق‌پیشرفته، بلکه با اقتصاد هوشمندانه جنگ و تحمیل هزینه‌های نجومی به حریف شکسته می‌شود

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها