ما نمی‌توانیم چشمانمان را به روی رنج‌های جهان ببندیم، اما باید بدانیم که تماشای مداوم درد دیگران می‌تواند ما را دچار «ترومای ثانویه» کند.

مهسا زحمتکش
جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۷
چرا تماشای رنج دیگران ما را بیمار می‌کند؟

آیا تا به حال شده بعد از خواندن اخبار یک حادثه تلخ یا دیدن ویدیوهای ناگوار در شبکه‌های اجتماعی، احساس کنید قلبتان سنگین شده، شب‌ها خوابتان نمی‌برد یا نسبت به امنیت خود و عزیزانتان دچار ترس شدید شده‌اید؟ اگر پاسخ مثبت است، شما تنها نیستید. شما احتمالاً در حال تجربه پدیده‌ای علمی به نام «ترومای ثانویه» هستید.

ترومای ثانویه (Secondary Traumatic Stress) فشاری عاطفی است و زمانی رخ می‌دهد که فرد، بدون اینکه مستقیماً در معرض حادثه باشد، از طریق شنیدن، دیدن یا خواندن درباره تجربیات دردناک دیگران آسیب می‌بیند.

به زبان ساده تروما ثانویه مثل یک «انعکاسِ سمی» عمل می‌کند؛ شما مستقیماً در معرض آتش نیستید، اما دود آن ریه‌های شما را آزار می‌دهد.

وقتی فاجعه در جیب ماست

امروزه با نفوذ رسانه‌های اجتماعی، فاجعه همیشه در جیب ماست و این ابزارها به بزرگراهی دائمی برای انتقال درد تبدیل شده‌اند.

وقتی ما در حال اسکرول کردن لحظه‌به‌لحظه‌ی ویدیوهای خشونت، تصاویر جنگ و روایت‌های دردناک هستیم، مغز ما تحت فشار شدیدی قرار می‌گیرد؛ چرا که مغز و سیستم عصبی انسان به‌قدری در همدلی قدرتمند است که گاهی مرز بین «مشاهده درد» و «تجربه درد» را گم می‌کند و امروزه این پدیده، تروما ثانویه را از یک چالش شغلی برای عده‌ای خاص، به یک «بحران سلامت روان همگانی» تبدیل کرده است.

استرس تروماتیک ثانویه به عنوان یک «خطر شغلی رایج» برای تمام کسانی که با افراد آسیب‌دیده کار می‌کنند، شناخته می‌شود

هر بار که محتوای دردناکی را می‌بینیم، سلول‌های عصبی آینه‌ای در مغز فعال شده و همان واکنش‌های فیزیکی استرس، مثل ترشح کورتیزول و تپش قلب را ایجاد می‌کنند. برای کسانی که به‌واسطه شغلشان مثل خبرنگاران، فعالان مدنی و کادر درمان یا حتی از روی عادت، مدام اخبار را دنبال می‌کنند، این مواجهه مکرر منجر به پیامدهای عمیقی می‌شود.

در واقع، رسانه‌ها با تکرار مداوم تصاویر تروماتیک، ظرفیت تاب‌آوری ما را فرسوده می‌کنند و بدون اینکه متوجه شویم، ما را به بازماندگانِ غیرمستقیمِ حوادثی تبدیل می‌کنند که کیلومترها از ما دورند.

هزینه‌ی سنگینی که برای «باخبر بودن» می‌دهیم

وقتی در معرض اخبار ناگوار یا روایت‌های تلخ قرار می‌گیرید، بدن و ذهن شما شروع به ارسال پیام‌هایی می‌کنند که نادیده گرفتن آن‌ها می‌تواند آسیب‌زا باشد. بدن شما با نشانه‌هایی مثل تپش قلب، انقباض عضلات یا بی‌خوابی به شما هشدار می‌دهد که «بسه، دیگه نمیتونم تحمل کنم»، ولی اگر این پیام‌های هشدار را نادیده بگیرید و باز هم به دیدن صحنه‌های دردناک ادامه دهید، این استرس در وجودتان ته نشین شده و به یک آسیب روانی جدی تبدیل می‌شود.

نشانه‌های ترومای ثانویه معمولاً خود را به شکل یک «گوش‌به‌زنگی» دائمی نشان می‌دهند؛ گویی همیشه منتظر وقوع یک فاجعه هستید و امنیت جهان در نظرتان فرو ریخته است. این وضعیت اغلب با اختلالات جدی در خواب، کابوس‌های شبانه و خستگی مزمنی همراه می‌شود که حتی با استراحت طولانی هم برطرف نمی‌شود. از نظر ذهنی، ممکن است دچار «تصاویر ذهنی مزاحم» شوید، یعنی صحنه‌هایی که دیده‌اید یا شنیده‌اید به‌صورت ناخودآگاه در ذهنتان تکرار شوند و تمرکز شما را بر امور روزمره مختل کنند.

علاوه بر این، تغییرات عاطفی عمیقی مانند احساس درماندگی، خشم ناگهانی، بدبینی به دیگران و حتی احساس گناه بابت خوشحالی‌های کوچک خودتان بروز می‌کند. در موارد شدیدتر، فرد دچار «بی‌حسی عاطفی» می‌شود؛ واکنشی دفاعی که در آن ذهن برای محافظت از خود در برابر دردِ بیش از حد، توانایی همدلی را از دست می‌دهد و فرد نسبت به اطرافیان یا حتی وظایف انسانی‌اش بی‌تفاوت یا منزجر می‌شود. این علائم نه نشانه‌ی ضعف، بلکه واکنشی طبیعی به استرسی است که فراتر از ظرفیت روانی انسان به او تحمیل شده است.

رسانه‌ها با تکرار مداوم تصاویر تروماتیک، ظرفیت تاب‌آوری ما را فرسوده می‌کنند و بدون اینکه متوجه شویم، ما را به بازماندگانِ غیرمستقیمِ حوادثی تبدیل می‌کنند که کیلومترها از ما دورند

چه کسانی بیشتر در خطر هستند؟

طبق گزارش جامع شبکه ملی استرس تروماتیک کودکان (NCTSN) که در آمریکا فعالیت می‌کند، استرس تروماتیک ثانویه به عنوان یک «خطر شغلی رایج» برای تمام کسانی که با افراد آسیب‌دیده کار می‌کنند، شناخته می‌شود. مطالعات علمی ذکر شده در این گزارش نشان می‌دهند که بین ۶٪ تا ۲۶٪ از درمانگرانی که با جمعیت‌های آسیب‌دیده کار می‌کنند و تا ۵۰٪ از مددکاران حوزه رفاه کودکان، در معرض خطر بالای ابتلا به این آسیب یا شرایط مرتبط با PTSD یا همان اختلال استرس پس از سانحه قرار دارند.

علاوه بر این، تحقیقات نشان می‌دهد که این خطر برای گروه‌های خاصی جدی‌تر است؛ از جمله زنان، افرادی که به‌طور ذاتی سطح همدلی بسیار بالایی دارند و کسانی که خودشان دارای تروماهای شخصی حل‌نشده در گذشته هستند. همچنین، کسانی که مدام با حجم زیادی از اتفاقات تلخ سر و کار دارند، اگر در محیط کارشان احساس تنهایی کنند و کسی را برای حرف زدن و تخلیه روانی نداشته باشند، خیلی زودتر از بقیه در برابر غصه دیگران کم می‌آورند و آسیب می‌بینند. در واقع، «تنهایی» و «کار زیاد»، مقاومت ما را در برابر تروما می‌شکند.

چگونه از سلامت روان خود محافظت کنیم؟

برای عبور از بحران ترومای ثانویه و بازیابی توان روانی، اولین و حیاتی‌ترین قدم این است که بپذیرید این نشانه‌ها نشانه‌ی ضعف یا حساسیت بیش از حد شما نیستند، بلکه واکنش کاملاً طبیعی یک مغز سالم به فشاری غیرطبیعی و فراتر از ظرفیت انسان هستند. برای محافظت از خود، باید یک «رژیم مصرف رسانه» جدی تنظیم کنید؛ به این معنا که عادتِ اسکرول کردن بی‌وقفه‌ی اخبار یا همان «Doomscrolling» را متوقف کرده و تنها در ساعات مشخصی از روز به سراغ اخبار بروید تا ذهن فرصت بازسازی پیدا کند. در کنار آن، ایجاد تعادل در سبک زندگی از طریق خواب کافی، تغذیه سالم و فعالیت بدنی، مانند یک زره دفاعی عمل کرده و تاب‌آوری سیستم عصبی شما را در برابر تروما افزایش می‌دهد.

همچنین، بسیار مهم است که از پیله انزوا خارج شوید؛ صحبت کردن با دوستان یا همکارانی که درک مشابهی از این فضا دارند، بار سنگین این تجربه را از روی دوش شما برمی‌دارد. در نهایت، بهره‌گیری از تمرینات ورزشی به مغز شما آموزش می‌دهد که به جای غرق شدن در تصاویر آزاردهنده‌ی گذشته یا ترس‌های آینده، به «زمان حال» برگردد و آرامش را دوباره تجربه کند.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها