«میخوام اینجا رو تجربه کنم تا کار خودم رو راه بندازم»
این جمله برای کارفرما نشونه انگیزه بالا نیست بلکه یعنی: «من برای موندن نیومدم.»
در حالیکه کارفرما با استخدام، روی کسب و کارش سرمایهگذاری میکنه و اگر شغل رو پله پرتاب ببینید روی تعهد و موندنت حساب نمیکنه.

«مدیر قبلیم درک درستی از کار نداشت»
مصاحبه استخدامی جای گله و شکایت نیست بلکه باید تجربههای کاری حرفهای گفته بشه؛ اینکه چقدر در مواجهه با تعارض و اختلافات حرفهای رفتار میکنید، زیر ذرهبین کارفرماست. بنابراین گلایه از تجربههای گذشته رو کنار بذارید.

«اگه فشار کاری زیاد نباشه، مشکلی ندارم»
برای کارفرما، شرط گذاشتن قبل از شروع رابطه کاری خصوصا با لحن نامناسب یعنی انعطافپذیری پایین، راحتطلبی حرفهای نبودن. کارفرما قبل از شنیدن «نمیتونم»، میخواد بدونه چقدر کاربلد هستید؛ پس فورا محدودیتهاتون رو وسط نکشید.

«من در این بخش کار نمیکنم»
نسبت به هر پیشنهادی فورا گارد نگیرید. کارفرما دنبال نیرویی نیست که همهچیز رو بلد باشد؛ اما قطعا دنبال کسیه که نسبت به آموزش و رشد گارد نداشته باشه چرا که توسعه در هر محیط کاری اجتنابناپذیره و اتفاقا یادگرفتن مهارت جدید خودش فرصته.

«حقوق پیشنهادیتون چقدره؟»
در مصاحبه استخدامی، سؤال پرسیدن اولویت داره. اول با روایت تجربهها، مهارتها و اینکه دقیقاً چه کاری از دستتون برمیاد، کارفرما رو مطمئن کنید بعد کم کم سراغ سوالات حساس برید.

«هر مدلی که شما صلاح بدونید، من هستم»
طبق مطالعات، کارمندانی که بدون سؤال و فکر وارد همکاری میشن، زودتر دچار فرسودگی شغلی میشن، احتمال نارضایتی شغلی بالاتری دارن و احتمال ترک شغلشون در ۶ تا ۱۲ ماه اول بیشتر میشه؛ پس فورا اعلام رضایت نکنید.




پیام شما به ما