اگر هر بار که موجودی حسابتان را نگاه میکنید نمیدانید پول و درآمدتان دقیقاً کجا خرج شده، دلیلش ساده است، حساب و کتاب ندارید! واقعیت این است که بیشتر ما طوری خرج میکنیم که در لحظه حالمان بهتر شود، نه اینکه اوضاع زندگیمان در بلندمدت ارتقا پیدا کند. نتیجهاش روشن است؛ آرامش کوتاهمدت اما فشار و پیچیدگی بیشتر در آینده.
در مقابل کسانی هستند که با همان سطح درآمد ما، کمتر دچار ضرر میشوند. این دسته از افراد نه دانش اقتصادی خاصی دارند و نه فرمولهای پیچیدهای بلدند. راز آنها تنها یک عادت کوچک اما طلایی است: یک حساب و کتاب سرانگشتی با فرمول «ریسک به ریوارد»، یا همان نسبت «سود به زیان.»
اقتصاد خانواده زیر ذرهبین سود و زیان
در بازار، «ریسک به ریوارد» یعنی میزان ضرر احتمالی در برابر سود احتمالی. حرفهایها قبل از خرید و فروش از خود میپرسند: «اگر اشتباه کنم، چقدر ضرر میکنم و اگر تصمیم درستی باشه، چقدر سود میکنم؟»
این همان فرمولی است که اگر به سادگی وارد عادتهای مالی خانواده شود، میتواند جلوی بسیاری از خسارتهای مالی را بگیرد: رقم احتمالی ضرر تقسیم بر رقم احتمالی سود!
اگر حاصل کمتر از ۱ باشد → یعنی سود بیشتر از زیان است، و تصمیم ارزش بررسی دارد.
اگر حاصل بیشتر از ۱ باشد → یعنی زیان از سود بیشتر است، و تصمیم پرریسک و نامطلوب به نظر میرسد.
این محاسبه عددی یک چراغ راه است؛ نه یک تضمین قطعی. چون در کنار سود و زیان مالی، همیشه عوامل دیگری هم وجود دارد: رضایت شخصی، کیفیت کالا، احتمال تغییر شرایط و حتی احساس امنیت که البته قابل اندازهگیری نیستند.
برای روشنتر شدن موضوع، چند نمونه ساده از زندگی روزمره را ببینید:
خرید یک گوشی دست دوم
- ضرر احتمالی: ۲ میلیون تومان هزینه احتمالی تعمیر
- سود احتمالی: ۴ میلیون تومان صرفهجویی نسبت به خرید نو
- نسبت ریسک به ریوارد = ۰.۵ (یعنی احتمال سود بیشتر از زیان است)
از نظر عددی، این تصمیم منطقی و بهصرفه به نظر میرسد. اما محاسبه همهچیز را نشان نمیدهد:
شاید گوشی زودتر از انتظار خراب شود و هزینهی تعمیر بیشتر از ۲ میلیون شود.
نبود گارانتی یا خدمات پس از فروش، ریسک واقعی را بالاتر میبرد.
احساس رضایت و خیالت راحت از خرید محصول نو را هم نمیتوان نادیده گرفت.
اجناس ارزان و بیکیفیت
- ضرر احتمالی: ۱ میلیون تومان خرج دوباره برای تعمیر یا خرید مجدد
- سود احتمالی: ۵۰۰ هزار تومان صرفهجویی اولیه
- نسبت ریسک به ریوارد = ۲ (یعنی احتمال ضرر بیشتر از سود است)
طبق این محاسبه، چنین تصمیمی پرریسک است و در بلندمدت ضرر مالی دارد اما احتمالات دیگری را هم باید در نظر گرفت: ممکن است همان جنس ارزان برخلاف انتظار چند سال کار کند. در شرایط خاص، خانوادهای مجبور است بهخاطر محدودیت بودجه، همین گزینه را انتخاب کند.
هزینههای پنهان مثل وقت و انرژی هدررفته در تعمیر یا خرید مجدد، قابل محاسبه نیست.
ثبتنام در یک دوره آموزشی
- ضرر احتمالی: ۵ میلیون تومان هزینه دوره
- سود احتمالی: ۱۵ میلیون تومان افزایش درآمد سالانه
- نسبت ریسک به ریوارد = ۰.۳۳ (یعنی احتمال سود بیشت از ضرر است)
بهظاهر یک انتخاب عالی است اما این محاسبه هم ممکن است خطا داشته باشد:
شاید دوره به اندازه انتظار کاربردی نباشد.
موفقیت به تلاش شخصی، پیگیری و پشتکار فرد هم بستگی دارد.
اثرات غیرمستقیم مثل شکل گرفتن یک شبکه ارتباطی با افراد، افزایش اعتمادبهنفس یا رضایت فردی قابل اندازهگیری نیستند.
رفتوآمد روزانه: تاکسی یا مترو؟
گاهی تصمیمهای مالی ما به خرجهای بزرگ مربوط نیست؛ بلکه به انتخابهای کوچک روزمره برمیگردد. مثل رفتوآمد به محل کار.
- ریسک: پرداخت ۳۰ هزار تومان بیشتر برای تاکسی
- سود: صرفهجویی زمانی به ارزش حدود ۵۰ هزار تومان
- نسبت ریسک به ریوارد = ۰.۶ (یعنی سود بیشتر از ضرر است)
از نظر عددی، استفاده از تاکسی انتخاب بهصرفهای به نظر میرسد اما این محاسبه هم میتواند خطا داشته باشد:
ارزش زمان برای همه یکسان نیست؛ شاید برای فردی که ساعت کاری منعطف دارد، صرفهجویی در زمان اینقدر اهمیت نداشته باشد.
ترافیک میتواند محاسبات ما را تغییر دهد و دیرتر به محل کار برسیم.
آسایش، امنیت و حتی خستگی جسمی نیز در این انتخاب نقش دارند، اما قابل محاسبه نیست.
اما چرا بیشتر ما فریب لذت و سود را میخوریم؟
ذهن انسان بهطور طبیعی شیفته خوشیهای در لحظه است. خرید یک وسیلهی نو یا یک خرید لحظهای، همانجا حس خوبی ایجاد میکند. اما مغز ما تمایل دارد ضررها را ناچیز ببیند. به همین دلیل است که خرید قسطی یا خرجهای هیجانی اینقدر رایج است.
تفاوت کسانی که کمتر ضرر میکنند در یک عادت کوچک خلاصه میشود: آنها تصویر آینده را جلو چشم میآورند. پیش از کشیدن کارت بانکی، یک ثانیه با خود فکر میکنند: «این خرید، ماه آینده چه تاثیری در دخل و خرج من خواهد داشت؟»
عادتهای دیگر افراد کمضرر
این سوال طلایی را همیشه از خود میپرسند: «اگر تصمیمم اشتباه باشد چقدر ضرر میکنم؟»
به بخشی از پولشان برای روز مبادا دست نمیزنند.
یاد گرفتهاند هر لذت لحظهای ارزش هزینههای بلندمدت را ندارد.
به جای خرید دو کفش با قیمت پایینتر، یک کفش باکیفیت و با قیمت کمی بالاتر را انتخاب میکنند و تا مدتها استفاده میکنند.
آنها تنها به امروز نگاه نمیکنند، بلکه تاثیر تصمیمهایشان بر آینده خانواده را هم میسنجند.
فرمولی برای زندگی روزمره
اقتصاد خانواده نیازی به فرمولهای پیچیده ندارد. کافی است در هر خرید و هزینه، یک مکث کوتاه داشته باشیم و یک حساب سرانگشتی کنیم. کسانی که کمتر ضرر میکنند، با حساب و کتاب سرانگشتی، کمتر تصمیمات پشیمانکننده و هیجانی میگیرند. آنها میدانند همه خرجها بهظاهر شبیه سرمایهگذاری به نظر میرسند، اما تنها زمانی ارزش دارند که پاداششان از ریسکشان بیشتر باشد.
بنابراین راز کوچک این آدمها ساده است: نه جادو، نه شانس، فقط یک عادت ذهنی. عادتی که میتواند از همین امروز وارد زندگی هرکدام از ما شود و کیفیت اقتصاد خانوادهمان را بهتر کند. پس چرا از همین حالا شروع نکنیم؟ یه کاغذ و قلم بردارید و با این فرمول، سود و زیان خرید بعدیتان را محاسبه کنید!




پیام شما به ما