آنجا رفت که عرب نی اندخت. - کاربرد: 1- مقام و موقعیتی را که از دست داده، هرگز به دست نخواهد آورد. 2- او رفت و دیگر برنمیگردد، یا او را به جایی بردهاند که راه بازگشتی ندارد. - آنجا که عقاب پر بریزد از پشه لاغری چه خیزد؟ - توضیح: عقاب پرنده مقاوم نیز پروازی است و ساعتها میتواند پرواز کند. - کاربرد: جایی که آدمهای با قدرت و شایسته از انجام کاری ناتوان باشند، از آدمهای ضعیف، ترسو و ناتوان کاری برنمیآید. - مشابه: - کار هر بز نیست، خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن - معنای لغت: پر ریختن: از دست دادن قدرت پرواز. - آنجا که مرا خوش است، ری پندارم - توضیح: « ری » از شهرهایی بوده که در قدیم، به آبادی و خوشآب و هوایی مشهور بوده است. - کاربرد: در بعضی جاها و در کنار بعضی افراد ، انسان احساس آرامش و راحتی میکند و با این که برای بار اول است که در آن موقعیت قرار میگیرد، ولی حس آشنایی و راحتی در آن محیط، موجب آرامش و خوشحالی میشود. در چنین مواقعی، از این ضربالمثل استفاده میشود. - مشابه: - کجا خوش است؟ آنجا که دل خوش است. - آنجا که یوسف است، که گوید ز پیرهن. تنظیم: بخش کودک و نوجوان ******************************* مطالب مرتبط شخصیت شناسی،پیاز یک چشم آلبالو، یک چشم گیلاس آلبالو گیلاس که گل کند،تازه چهارده سالش می شود. بهترین دوست باز هم اُلاغ! آتش امید با گذشتگان قدمی بزنیم