اینکه من کیستم به خیلی چیزها ربط دارد. به اخلاقم، خانوادهای که اولین بار چشمم را بینشان باز کردم وحالا چند سالی هست عضوشان هستم، به جامعه و آدمها و لباسهای رنگی و تفکراتی که در کنار هم توی خیابان راه میرویم و تمامیت ارضی و جغرافیایی که زیر آسمانش نفس میکشیم، همه قرار است جزیی از تعریف من درباره خودم باشند که بهشان میگویند هویت. هویت را هم به گفته میرسبحان سادات در کتاب رمزگشایی از دنیای نوجوانی، میتوان به هفت نوع تقسیم کرد:
الف) هویت فردی
در این نوع از هویت نوجوان ما به بررسی خود می پردازد. اینکه بداند چه کسی است و چه تواناییهایی دارد؟ ضعف هایش چیست؟ حتی با بررسی روحیات و خصوصیاتش به دنبال شکل دادن هویت جنسیتی اش است و خود پنداره ای در خودش ایجاد می کند. هویت تحصیلی هم در اینجا تعریف میشود به این معنا که اصلاً برای چه درس می خوانم چگونه باید درس بخوانم و قرار است به کجا برسم. خلاصه هرچیزی که آدم را درگیر خودش میکند و میشود دلمشغولی هرروزش را میگویند هویت فردی.
ب) هویت خانوادگی
نوجوان برای ارتباط با خانوادهاش و ایفای نقش در آن به دنبال ایجاد هویت خانوادگی در خود است. گاهی والدین به نوجوان برچسب بیمسئولیت میزنند در حالی که هویت خانوادگی او زیر سؤال رفته است. وقتی استقلال نوجوان را خدشه دار میکنیم هویت خانوادگی او هم دچار بحران میشود هویت خانوادگی یعنی اینکه من چه نسبتی با سایر اعضای خانواده دارم چه نقشی را باید در خانواده ایفا کنم، چه خط قرمزهایی را رعایت کنم و مواردی از این قبیل. کاش خانواده بیشتر حواسشان به این بخش از هویت نوجوان باشد تا بعدها مسئولیتپذیری ونقش پذیریشان دچار مشکل نشود.
ج) هویت اجتماعی
امروزه نقش ها و وظایف اجتماعی در موضوعات مثبت در حال کم رنگ شدن است؛ چون هویت اجتماعی برای نوجوان به خوبی ساخته نمیشود هویت اجتماعی یعنی به عنوان یک شهروند باید چه قوانینی را رعایت کنم و چه نقشی را ایفا کنم؟ در واقع، نسبت به مشکلات دیگران بی تفاوت نباشم.
د) هویت دینی
هویت دینی یعنی من دین خود را به درستی بشناسم به حقانیت آن اشراف داشته باشم و بدانم چه وظایفی بر عهده دارم. متأسفانه امروزه برای رشد هویت دینی کار ویژه و مستمری صورت نمیگیرد و تنها به دنبال انتقال مفاهیمی به نوجوانان خود هستیم. اکثر نهادهای فرهنگی برنامه خاصی برای قشر نوجوانان ندارند؛ بنابراین نوجوان نمی داند از کجا به چراها و چگونگی های دینی خودش پاسخ بدهد و به این نتیجه می رسد کـه دین بـه درد او نمیخورد؛ همین که دل صاف باشد کافی است. از طرف دیگر، انیمیشن هایی ساخته می شود که زمین بازی را عوض میکند؛ برای مثال انیمیشن روح ساخته کمپانی والت دیزنی، درباره «عالم ذر» با نام دیگری صحبت کرده است؛ اما در برنامه های صدا و سیما جای برنامه مباحث معرفتی و دینی که مناسب نوجوان باشد خالی است.
ه) هویت فرهنگی
نوجوان، به عنوان فردی از جامعه باید آداب و رسوم فرهنگی آن را بداند و برای حفظ آن کوشا باشد. متأسفانه به دلیل بی توجهی به این گونه از مسائل برخی گرایش به فرهنگ بیگانه پیدا میکنند برای مثال، عید نوروز و سنت دید و بازدید در عید نوروز برای نوجوان خسته کننده و کاری بیهوده تلقی می شود؛ اما از آنجا که فرهنگ غربی آداب و رسوم خود را در قالب زیبایی در اختیار نوجوان قرار می دهد، به دنبال بربایی جشن کریسمس است. اگر برای فرهنگ ایرانی - اسلامی سرمایه گذاری نکنیم نوجوان با آیین آداب و رسوم فرهنگی خود بیگانه می شود. بیگانگی با فرهنگ باعث می شود که جوان و نوجوان سنت ها و آداب غنی ایرانی - اسلامی را مسخره کنند و به آن ها پایبند نباشند یا اینکه فلسفه این آداب و رسوم را به اشتباه بفهمند و در جهت مخالف آن فعالیت کنند.
و) هویت ملی
هویت ملی یعنی اینکه هرکسی کشور خود را به درستی بشناسد. جایگاه و شرایط کشور را درک کند. بداند چه نسبتی با کشور خود دارد و چه وظایفی را بر دوش میکشد. وقتی هویت ملی در نوجوان کمرنگ شد، دیگر خودش را نسبت به آن متعهد نمی داند. همین میشود که آمار ترک کشور از روی دوست نداشتنش زیاد شده و خیلی وقت ها نوجوان خودش را دیگر ایرانی نمیداند. البته که این اتفاق دلایل دیگر از جمله تاثیرات فضای مجازی و دهکده جهانی را هم دارد.
ه) هویت تمدنی
اگر هویت تمدنی در نوجوان و جوان شکل بگیرد، از ریشه های فرهنگی خود آگاهی عمیقی پیدا میکند و دیگر منفعلاته تحت تأثیر تمدنهای دیگر قرار نمیگیرد. ضمن اینکه نسبت به فعالیت های برون مرزی کشور خود که در قالب کمک به کشورهای مسلمان دیگر است واکنش غیر منطقی نشان نمیدهد چون رشد تمدن اسلامی را در گرو همین ارتباطات می داند. یادآوری کنم این دستهبندی البته در کتاب «رمزگشایی از دنیای نوجوانی» نوشته میرسبحان سادات آورده شده و ممکن است روانشناسان و نظریهپردازان دیگر نظرات متفاوتی داشته باشند.



پیام شما به ما