بعد از گذراندن تعطیلات عید اولین چیزی که همه ما ممکن است سراغش برویم، برنامهریزی برای سال جدید است. معمولا هم در اول سال انرژی و زمان خود را بینهایت تصور میکنیم. فکر میکنیم از پس هر کاری بر میایم و پشت سر هم کارها و فعالیتهای مختلف را در برنامهمان جا میدهیم. از یادگرفتن یک زبان جدید گرفته تا آموزش برنامه نویسی، فتوشاپ، عکاسی یا هر مهارت دیگر. از خواندن هفتهای چند کتاب و دیدن چندین فیلم و سریال تا گوش دادن به پادکستهای متنوع. در این بین کمکردن وزن و شروع یک ورزش به شکل جدی و تغییر رژیم غذایی و شرکت در کلاسهای مختلف هم که جای خود دارند. اما بیاید واقعبین باشیم همه این فهرستی که تهیه شد برایتان آشنا نیست؟ مشکل برنامهریزیام کجاست؟ احتمالا شبیهش را سالهای پیش هم دیده باشید. فهرستی که از فصل به فصل و از سال به سال بعد میآید و تنها تاریخش عوض میشود. به طوری که حتی گاهی ما را از برنامهریزی زده میکند یا میترساند. دیگر جرئت نمیکنیم به سراغ هیچ نوع برنامهریزی برویم از ترس اینکه مبادا به آن عمل نکنیم و باز هم پیش خودمان بد قول شویم، در واقع نوعی ترس از شکست. اما راه حل چیست؟ راهحل در خود مسئله است. کاری که هرسال بسیاری از ما انجام میدهیم در واقع نوشتن فهرستی از اهداف است نه برنامهریزی. ایراد مهم این موضوع این است که این فهرست خیلی کلیتر از آن است که بتوان اقدامی برای آن انجام داد. در واقع به قول یک مثال قدیمی سنگ بزرگ نشانه نزدن است. اولین قدم برای داشتن یک برنامه ریزی خوب برای یک برنامهریزی خوب اولین قدم این است که اهداف را به برنامه تبدیل کنید. یعنی آنها را بر اساس اولویت دستهبندی کنید، بر اساس زمان و توان خود ددلاین تا مهلت برایشان تعیین کنید و سپس آنها را به قدمهای کوچکتر قابل انجام تقسیم کنید. روشهای مختلفی برای برنامهریزی و مدیریت زمان وجود دارند که به شما کمک میکنند تا راحتتر اینکار را انجام دهید، اما اجازه بدهید حرف آخر را همین اول بزنم. مهمترین نکته یک برنامهریزی خوب عمل کردن است. مهم نیست با چه روشی برنامهریزی میکنید، اگر به آن عمل کنید از ۸۰درصد رقبای کاری و تحصیلی خود جلوتر هستید. مراقب باشید در تله اهمالکاری نیفتید! اوایل کار هم از خود انتظار عملکرد ۱۰۰ درصدی نداشته باشید. هیچوقت قرار نیست به صددرصد برنامهتان عمل کنید، حتی نتایج ۶۰-۷۰ درصدی از یک برنامه سنگین هم نتایج فوقالعادهای هستند. یادتان نرود در شروع کار ما برنامهریزی میکنیم تا از اتلاف تمام وقتمان جلوگیری کنیم و از چرخه اهمالکاری خارج شویم. پس حالا نباید با کمالگرایی که گاهی آن روی دیگر اهمالکاریست در تله قدیمی خودمان بیفتیم. اما برسیم به تکنیکهایی که میتوانید از آنها برای برنامه ریزی و مدیریت زمان استفاده کنید: برنامه ریزی به روش معکوس اولین تکنیک که مورد تایید نگارنده هم هست، برنامهریزی به روش معکوس است. یعنی با خود تصور کنید که تا ۵ سال آینده میخواهم از نظر فردی، شغلی و تحصیلی در چه جایگاهی باشم؟ به قول فرنگیها یک ویژن یا چشمانداز از آینده خود داشته باشید. حالا بر اساس این چشم انداز، اهداف بلند مدت شما مشخص میشود. سپس ببینید پیشنیاز این اهداف چیست؟ مثلا برای داشتن فلان موقعیت شغلی نیاز به یادگیری این مهارتها دارم. حالا برای یادگیری این مهارتها، آیا نیاز دارید کلاس بروید یا میتوانید خودآموز هم آموزش ببینید؟ پس از این نوبت به انتخاب منابع موردنیاز میرسد. میبینید؟ از هدفهای کلی قدم به قدم به اقدامهای عملی و واضحتر میرسیم. اکنون مشخص میکنید که مثلا برای یادگرفتن این زبان تا سطح متوسط به یکسال زمان احتیاج دارم و انتظار میرود که تا پایان سه ماه کتاب اول از بین منابعم باید تمام شده باشد. پس در پایان یک ماه احتمالا چند فصل از کتاب را خوانده باشید. به همین ترتیب برنامه هفتگی و روزانه هم مشخص میشود. تکنیک گوجهفرنگی پس از نوشتن برنامهریزی کلی، تکنیکهایی هستند که به شما در عمل به آن کمک میکنند. تکنیک پومودرو یا به ایتالیایی گوجهفرنگی که مبدعش اسم آن را از یک زمانسنج آشپزی به شکل گوجهفرنگی برداشته، تکنیکی است که به شما در مدیریت همزمان انرژی و زمانتان کمک میکند. طبق این روش شما باید کارهایتان را به بازههای زمانی نیمساعته تقسیم کنید و سپس بعد از هر ۲۵ دقیقه کار، ۵ دقیقه به خودتان استراحت دهید. زنجیره عادت روش بعدی ایجاد زنجیره عادت است. به این شکل که مثلا شما روزی نیم ساعت از وقت خود را به ورزش اختصاص دادهاید، حالا هر روزی که اینکار را انجام میدهید روی تقویم علامت میزنید و سعی میکنید در رزوهای بعد هم زنجیره را قطع نکنید. بهتر است برای جلوگیری از افت انگیزه پنج روز در ماه را به خودتان آوانس دهید و حتی اگر انجام ندادید هم روی تقویم علامت را بزنید. ولی تا حد امکان از این ۵ روز استقاده نکنید. قانون ۲ دقیقه این قانون میگوید هرکاری اگر قابل انجام دادن زیر ۲ دقیقه است همان لحظه باید انجام شود، کارهایی مثل انجام روتین پوستی، مرتب کردن اتاق، جمع کردن لباسها و ... این کارها اگر چه کوچک به نظر میرسند اما انجام ندادنشان در روحیه شما تاثیر منفی زیادی خواهد گذاشت و حس انباشته شدن انبوهی از وظایف را به شما خواهد داد. در پایان فراموش نکنید مهمترین نکته موفق بودن یک برنامه اقدام شماست. با هر روشی باید سعی کنید تحت هر شرایطی به برنامهتان پایبند بمانید.
بعد از گذراندن تعطیلات عید اولین چیزی که همه ما ممکن است سراغش برویم، برنامهریزی برای سال جدید است. معمولا هم در اول سال انرژی و زمان خود را بینهایت تصور میکنیم. فکر میکنیم از پس هر کاری بر میایم و پشت سر هم کارها و فعالیتهای مختلف را در برنامهمان جا میدهیم.



