با یک مطلب شاد و جالب اومدم تا دقاقیقی بخندیدو گه اخم کردین اخم هاتون و کار بزنید...

شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۸
اخم ممنوع
سرعت: مردی می خواست به خانه برود، اما راننده تاکسی خیلی آرام می رفت. مرد گفت: داریم می رسیم. لطفا دوشنبه هفته بعد بپیچید سمت راست. لاغری: آقایی پیش دکتر رفت و گفت: من خیلی لاغرم. دارویی به من بدهید که پله پله چاق شوم. دکتر گفت: برای شما یک نردبان می نویسم. اولین: در رستوران، خانمی می خواست سوپ بخورد. پیشخدمت را صدا زد و گفت: رستوان شما در جهان اولین است. پیش خدمت گفت: شما لطف کنید. خانم گفت: یعنی اولین رستورانی است که به مگس ها شنا آموزش می دهند. سفر: بابک: سفر شمال خیلی خوش گذشت. پدر و مادرم هم خیلی از من راضی بودند. کیوان: مگر تو چی کار کردی که این قدر خوش گذشت؟ بایک: هیچی، من پیش مادربزرگ موندم. کله پاچه: در کله پارچه فروشی، فروشنده به گفت: برایتان زبان بگذارم؟ مشتری گفت: نه زبان نمی خورم. دهنی است... ریاضی: معلم گفت: مامان ده تا کلوچه می پزد. بعد 11 تا کلوچه دیگر می پزد. حالا چند تا کوچه داریم؟ کیوان گفت: هیچی، چون مامان همیشه کلوچه ها را قایم می کند. مطالب مرتبط: آی خنده، خنده، خنده خنده بازار لطیفه کانال کودک و نوجوان تبیان تنظیم: شهرزاد فراهانی- نویسنده: شهرام شفیعی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها