جنگ لفظی ایران و آمریکا، در روزهای اخیر وارد مرحله تازهای شده و تبدیل به تهدیدهای شدید الحن از سوی هر دو طرف شده است؛ جنگی که آغازگر آن آمریکا و سیاستهای سلطهطلبانه آن بوده که حتی سبب شده است دوستان آمریکا نیز از او رویگردان شوند.
اقدامات و سیاستهای یک طرفه و سلطهطلبانه آمریکا از ابتدای انقلاب اسلامی، همواره خود را به انحاء گوناگون نمایان کرده و شرایط بغرنجی را برای منطقه رقم زده است. امروز نیز با روی کار آمدن رئیس جمهور ترامپ در این کشور، این یکهتازیها بدون توجه به عواقب منطقهای و جهانی آن سبب شده است بسیاری از کشورها از این سیاست ها رویگردان شوند و واکنشهای شدیدی را نسبت به آنها داشته باشند. از جمله اقدامات مخرب در عرصه بین الملل که ترامپ بانی آن بوده است، می توان به خروج از پیمان پاریس و خروج از برجام اشاره کرد. البته این دو اقدام در کنار دعوای تعرفه ای با بسیاری از کشورهای اروپایی، کانادا و مکزیک نیز بر شرایط متلاطم جهانی دامن زده و روز به روز، جهان را با تهدیدات جدیدی مواجه کرده است. اقدامات آمریکا در قبال ایران و در خصوص پرونده هستهای، امروز به نقطه ای رسیده که هر دو طرف با جنگ لفظی شدیدی با یکدیگر وارد شده اند که مطمئنا هیچ کدام برنده آن نخواهند بود. بدون تردید عقلای آمریکا با هرگونه تنش و درگیری جدید برای کشورشان موافق نخواهند بود و راهی برای مهار این فرد پیدا خواهند کرد مگر اینکه پیامدهای این اقدام را نادیده بگیرند و سیاستهای سلطه طلبانه آغاز شده را تداوم بخشند. ناگفته پیداست که بانی اصلی این جنگ و درگیری نه جمهوری اسلامی ایران، بلکه ایالات متحده آمریکاست که هر روز با ادعاهای جدیدی وارد عرصه میشود و خواستار تنگتر کردن فضای بین المللی برای ایران است. اظهارات مقامات آمریکایی در خصوص ممانعت از صدور نفت ایران، آغاز گر درگیری لفظی اخیر بوده که با موضع قاطع حسن روحانی مواجه شد. اگرچه جمهوری اسلامی ایران هیچگاه آغازگر نقض قوانین بین المللی و بستن آبراهههای بین المللی نبوده و نخواهد بود، اما ترامپ و اعوان و انصارش، کار را به جایی رساندند که حتی رئیس جمهور اعتدال گرای ایران و به قول غربی ها میانه رو، سخن از ممانعت از خروج نفت از تنگه هرمز زد. اقدام آمریکا در قبال حُسن نیت ایران در بحث فعالیت های هسته ای و تصویب برجام، دیگر مجالی برای مذاکره و دیپلماسی باقی نگذاشته و طرف ایرانی وادار به چنین اظهارنظرها و موضع گیری هایی شده است. پاسخ یک روز بعد ترامپ نیز نشان داد که نه تنها آمریکا از این موضع اظهار نگرانی شدید دارد بلکه خواستار این است تا بتواند دست بالا را گرفته و کنترل امور مربوط را به عهده داشته باشد. بیشتر بخوانید: اتحادیه اروپا نماد تزویر یا ایستادگی در برابر آمریکا ایران هراسی جدید آمریکا مع الاسف برخی شرایط نامطلوب اقتصادی داخلی و سقوط ارزش ریال در برابر دلار در کمتر از دو ماه اخیر از سویی و برخی مدیریت های ناکارآمد اقتصادی و تنگ تر شدن وضعیت معیشتی مردم، از سویی دیگر، پالس ها و سیگنال هایی را به طرف مقابل داده است که شاید بتواند از رهگذر تحریم شرایط را برای مردم بدتر کرده و به فروپاشی از درون نائل آید. اگرچه امروز ترامپ و دولت آمریکا توان این را دارند که با اعمال تحریمهای شدید نسبت به صدور نفت ایران و یا مبادلات بانکی اختلال ایجاد نماید اما از این نکته نیز نباید غافل باشد که اهرمهای بسیاری نیز در دست ایران وجود دارد که از طریق آن میتواند به مقابله با آمریکا برخیزد و شرایط خود در عرصه بین الملل را نه تنها تثبیت، بلکه ارتقا دهد. اقدام اخیر ایران در شکایت از اقدامات یک جانبه آمریکا در اعمال تحریم علیه کشورمان به دیوان لاهه و صدور دستور رئیس دیوان مبنی بر توقف هرگونه اقدام تحریمی جدید، در واقع دست بالای ایران در دریافت کمک از سوی مجامع بین المللی است که عمدتا خود آمریکا و غرب پایه گذار آنها بوده اند و نفی این مجامع و سازکارهای بین المللی در واقع نفی مانیفست و ایدئولوژی حکومتی و سیاسی غرب است. بدون تردید آغاز هرگونه نبرد و جنگ جدیدی در منطقه به نفع هیچ یک از طرف ها نخواهد بود و بی شبهه آغاز درگیری تنها محدود به ایران و آمریکا نخواهد بود و کل منطقه را با چالش های اساسی مواجه خواهد کرد. شاید اظهارات اخیر ترامپ در خصوص آمادگیاش برای دست یافتن به توافقی جدید- فارغ از اینکه ایران این پیشنهاد را قبول کند یا خیر- نشان از فشار مشاوران و افکار عمومی آمریکا به وی مبنی بر عدم لزوم به ایجاد درگیری و تنش جدید در جهان است. بدون تردید عقلای آمریکا با هرگونه تنش و درگیری جدید برای کشورشان موافق نخواهند بود و راهی برای مهار این فرد پیدا خواهند کرد مگر اینکه پیامدهای این اقدام را نادیده بگیرند و سیاست های سلطه طلبانه آغاز شده از مرداد 1332 را تداوم بخشند.


