مسلمانان، شبه جزیره ایبریا در جنوب غربی اروپا را اندلس یا اندلس اسلامی مینامیدند. مسلمانان پس از فتح مراکش در اندیشه تصرف اندلس برآمدند.
"اندلس " یا شبه جزیره ى ایبرى شامل سرزمین اسپانیا و پرتغال فعلى است. بسیاری فتح این منطقه توسط مسلمانان را یک واقعهی بزرگ می دانستند که هم موجب پیشرفت اروپا شد و هم می توانست راه ورود اسلام به این قاره را هموار کند. ماجرای فتح اندلس به دست مسلمانان در سال 92 هجرى قمرى، موسى بن نصير (حاكم شمال آفريقا) با تهيه مقدمات لازم، لشكرى هفت هزار نفرى را به فرماندهى طارق بن زياد مهياى فتح شبه جزيره ايبرى (Iberia) كرد. (1) پس از به دست آوردن پيروزي هايى چند، موسى بن نصير نيز با نيروى كمكى وارد شبه جزيره شد(2) و طى مدت كوتاهى، تمام شبه جزيره ايبرى (اسپانيا و پرتقال) به دست مسلمانان فتح گرديد.(3) در طول تاريخ، مردمى بر مشكلات و گرفتاريها فايق آمدند كه بر محور اتحاد گرد آمدند . اگر مسلمانان مؤفق شدند برق آسا شبه جزيره ايبرى را فتح كنند، در سايه وحدت بود . صفحهای دیگر از سرگذشت اسلام هنگامی که لشکر اسلام بر «جبل الطارق» پرچم اسلام را به اهتزاز درآورد تا سال 798 هجری، مسلمانان چهره دلربای تمدن اسلامی را بر رخ زیبای طبیعت آندلس کشیدند و صفحه ای دیگر از سرگذشت اسلام را به نقش عمران و آبادانی مزین کردند، در جریان فتح آندلس، قبایل «ویزیگوت» ساکن اسپانیا که از حکومت خود ناراضی بودند، با مسلمانان همکاری کردند، لذا اختلافات سیاسی در منطقه در میان قبایل گوناگون آندلس و فتح شمال آفریقا توسط مسلمین راه سلطه فرهنگی و سپس سیاسی مسلمانان را فراهم کرد. از آنجا كه اسلام، دين دانش، تفكر و تعقل است، هر كجا كه قدم گذاشت، نور دانش در آنجا درخشيد. اندلس نيز يكى از كشورهايى بود كه با تابيدن نور اسلام بر دلهاى مردمش، از ميان آنها انديشمندان بزرگى برخاستند كه سهمى به سزا در تمدن اسلامى بلكه بشرى ايفا كردند و دستاوردهاى شگرفى را به جهان علم عرضه نمودند. «لاين پل» مستشرق انگليسى مى نويسد: « اسپانيا هشت قرن در دست مسلمانان بود و نور تمدن آن، اروپا را نورانى ساخته بود . . . علوم و ادب و صنعت فقط در همين سرزمين اروپايى رونق داشت و از همين رهگذر بود كه علوم رياضى، فلكى، گياهشناسى، تاريخ، فلسفه و قانونگذارى فقط در اسپانياى اسلامى تكميل شده و نتيجه داده بود .» (4) اگرچه تلاش مسلمانان برای پیروزی بر اندلس شگفت آور بود ولی عواملی موجب شد که مسلمانان و اعراب نتوانند این پیروزی را برای همیشه برای خود نگه بدارند. آسيب شناسى حكومت اسلامى اندلس از جستجو در متون تاريخى میتوان دو عامل را به عنوان آسيب هاى جدى و اساسى حكومت اسلامى اندلس برشمرد كه به ترتيب اهميت عبارت است از: 1- اختلاف و تفرقه: يكى از اركان مهم ثبات، امنيت و پيشرفت هر جامعه اى، وحدت است. در طول تاريخ، مردمى بر مشكلات و گرفتاريها فايق آمدند كه بر محور اتحاد گرد آمدند. اگر مسلمانان مؤفق شدند برق آسا شبه جزيره ايبرى را فتح كنند، در سايه وحدت بود. از اين رو، خداوند در قرآن كريم به اين نكته اساسى در حيات جامعه دستور داده است: «واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا» (5) همگى به ريسمان الهى چنگ زنيد و متفرق نشويد. مهمترين علت شكست حكومت مسلمانان در اندلس همان طور كه وحدت مايه ثبات، امنيت، پيشرفت و سعادت است، اختلاف و تفرقه سبب ناامنى و عقب ماندگى است. مهمترين علت شكست حكومت مسلمانان در اندلس را نيز مى توان در درگيرى هاى داخلى بين مسلمانان، بويژه حاكمان جستجو كرد. کار نادرست اعراب پس از ورود به آندلس از نخستين روزهاى تشكيل حكومت اسلامى در اندلس، اختلاف و دشمنى ميان گروههای مختلف سر بر آورد و هيچ گاه به پايان نرسيد و هرگاه كه قدرت به دست يكى از آن دو مى افتاد، بر ديگرى ستم مى كرد و گروه مقابل به كارشكنى می پرداخت. از ديگر كارهاى نادرست اعراب پس از ورود به اندلس اين بود كه خود را از بربرهاى شمال آفريقا (كه سهم بزرگى در فتح شبه جزيره ايبرى داشتند) برتر مى ديدند و نصيب خود را بيشتر مى پنداشتند و آنان را به ديده حقارت مى نگريستند.این نوع رفتار اختلافات شعله وری را بوجود می آورد. دومين عامل شكست مسلمين در اندلس مهمترين علت شكست حكومت مسلمانان در اندلس را نيز مى توان در درگيرى هاى داخلى بين مسلمانان، بويژه حاكمان جستجو كرد . از نخستين روزهاى تشكيل حكومت اسلامى در اندلس، اختلاف و دشمنى ميان گروههای مختلف سر بر آورد. 2- فساد اخلاقى: دومين عامل شكست مسلمين در اندلس را مى توان روى كار آوردن حاكمان و بسيارى از مردم به بى تقوايى و بى بند و بارى دانست. فراگير شدن فساد در سطح حاكميت و جامعه، آنان را از توجه به صلاح و سلامت و پيشرفت جامعه باز داشت و حميت و غيرت دينى را در آنها از بين برد و آنچه كه برايشان اهميت داشت، قدرت طلبى و خوش گذرانى بود. در نتيجه، شهرها يكى پس از ديگرى از تحت حكومت آنان خارج گرديد و به تصرف دشمن درآمد. فساد در بين حكمرانان تا بدان جا پيش رفت كه «معتصم بن صمادح» حاكم «المريه» عاشق دخترى مسيحى شد و به زور او را از پدرش گرفت و بر سر همين موضوع به جنگ و خونريزى در ميان مسلمانان دست زد . (6) چگونه جامعه اسلامی را ازدرون تهی کردند؟ آنگاه كه حاكمان به عيش و عشرت آشكار پرداختند، مردم بسيارى از پى آنان روانه گشتند و دشمن مسيحى با طرحى شيطانى، ضربه اى سخت بر پيكر جامعه اسلامى اندلس وارد ساخت. مسيحيان شمال، قراردادهايى را با حاكمان مسلمان بستند و طبق آن آزادانه به ايجاد تفريح گاه و مدرسه و انجام تجارت بين مسلمانان پرداختند؛ در مدارس خود به فرزندان مسلمان، افكار دينى مسيحيت را القا مى كردند و با به گردش در آوردن دختران زيباروى مسيحى در تفريحگاهها، جوانان مسلمان را به آنجا مى كشاندند و با ترويج خريد و فروش مشروبات الكلى، مردم مسلمان را از اعتقادات دينى خود دور مى ساختند و به اين طريق فساد را در تمام پيكره جامعه اسلامى رسوخ دادند و آن را از درون تهى كردند . بدين ترتيب بود كه توان مقاومت را از آنان گرفتند.(7) بر اين اساس، اختلاف و فساد اخلاقى مهمترين علل اضمحلال حاكميت مسلمانان در اندلس ارزيابى مى گردد . اينك به عنوان حسن ختام کلام خوب است که از خود سؤال کنیم: آيا تاريخ تكرار نمى شود؟ آيا نبايد از تاريخ اندلس عبرت آموخت؟ مگر غير از اين است كه مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نمى شود؟ چرا بى توجه به نقشه هاى دشمن بر طبل اختلاف و تفرقه مى كوبيم و از وحدت غافل هستيم؟ آنگاه كه حاكمان به عيش و عشرت آشكار پرداختند، مردم بسيارى از پى آنان روانه گشتند و دشمن مسيحى با طرحى شيطانى، ضربهاى سخت بر پيكر جامعه اسلامى اندلس وارد ساخت . آندلس با به فساد کشیدن جوانان مسلمان سقوط کرد. تهاجم فرهنگی که بر مملکت و تاریخ امروز ما رخنه کرده است، اقدامِ آرام و بی سر و صدایی است، یکی از راه های تهاجم فرهنگی، این بوده است که سعی کنند جوانان مؤمن را از پایبندی های متعصبانه به ایمان، که همان عواملی است که یک تمدّن را نگه می دارد، منصرف کنند. همان کاری را که در آندلس، در قرن های گذشته کردند. یعنی جوانان را در عالم، به فساد و شهوترانی و میگساری و این چیزها مشغول کردند، این کار، حالا هم انجام می گیرد. طی سالیان متمادی در کشورهای اسلامی ترویج فحشا و فساد عامل بزرگی در عقب ماندگی آنان را رقم زد، این همان سیاستی است که غربیان در آندلس مسلمان شده پیاده کردند و در نهایت آندلس را از دست آنها خارج کردند، امروز نیز استکبار با تجربه پروژه آندلسی خود در اندیشه سیطره بر جهان اسلام است. پی نوشت: 1) نور الدين آل على، اسلام در غرب، انتشارات دانشگاه تهران، ص 45 . 2) محمد ابراهيم آيتى، اندلس يا تاريخ حكومت مسلمين در اروپا، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ص 14 . 3) محمد عبدالله عنان، صحنههاى تكان دهنده در تاريخ اسلام، ترجمه على دوانى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 314 . 4) محمد غزالى، اسلام و بلاهاى نوين، ترجمه مصطفى زمانى، انتشارات فراهانى، چاپ اول، ص 246 . 5) آل عمران/103 . 6) مصطفى نورانى اردبيلى، بررسى عقايد و اديان، 1386ق، ص 291 . 7) همان . منابع: - مقاله "فتح اندلس به دست مسلمانان"/ نوشته محمد کامرانی اقدام/ شماره 55 مجله "اشارات" - مقاله "شكست مسلمين در اندلس، عبرتى بزرگ" نوشته على محمدى جوركويه/ شماره 15 فصلنامه "رواق انديشه" - "فتح اندلس به دست مسلمانان نقطه شروع پیشرفت اروپا بود"به نقل از خبرگزاری شبستان - "آندلس از منظر مقام معظم رهبری"؛ به نقل از خبرگزاری فارس


