میراث درد | مادر میان ویرانهها آخرین لالاییاش را به دست باد سپرده…
میراث درد| دلتنگی، نامِ مادری است که تمامِ زندگیاش را در میناب خاک کرد
میراث درد | بابا پشت در مدرسه پیر ششد…
میراث درد | من مادرم، همصحبتم با عکسهایت…
میراث درد | دلتنگی، نامِ مادری است که تمامِ زندگیاش را در میناب خاک کرد
میراث درد | سنگینترین بار دنیاست، قاب عکس خانوادهای که دیگر هیچکدام نفس نمیکشند…
میراث درد |حالا که میروی همراه جادهها برگرد و پس بده تنهایی مرا
میراث درد | غربت، نامِ عروسکی است که گرمایِ آغوشِ صاحبش را، زیرِ آوار گم کرد
میراث درد | من آمدم با کوله بار درد آق
میراث درد | غربت، نامِ عروسکی است که گرمایِ آغوشِ صاحبش را، زیرِ آوار گم کرد
میراث درد | چقدر این خاک صبور است...
میراث درد | در آن غروب سرد خزان تو را صدا زدم که بمان...
میراث درد | ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد ...
میراث درد | غم از دلم نمیرود، از گریه کم نمیشود...
میراث درد | کودکیات پای همین تابوت تمام شد... چه زود مرد شدی
میراث درد | تنها پناهم از نبودت این گریههای بیامان شد
میراث درد | چه جانهای گرامی رفتهاند از دست...
میراث درد | دیدمت رفتی و داغت جگرم را سوزاند... د.
میراث درد | نون حلال و سفره بابات چه کرده، فدا سر مولام شدی شیرم حلالت
میراث درد | بیصدا، خیره به عکست شدهام ساعتها... ا.
میراث درد | هم خودم مُردم عزیزم، هم عزیز از دست دادم



پیام شما به ما