سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۶
میراث درد

میراث درد | مادر میان ویرانه‌ها آخرین لالایی‌اش را به دست باد سپرده…

میراث درددلتنگی، نامِ مادری است که تمامِ زندگی‌اش را در میناب خاک کرد

میراث درد | بابا پشت در مدرسه پیر ششد…

میراث درد | من مادرم، هم‌صحبتم با عکس‌هایت…

میراث درد | دلتنگی، نامِ مادری است که تمامِ زندگی‌اش را در میناب خاک کرد

میراث درد | سنگین‌ترین بار دنیاست، قاب عکس خانواده‌ای که دیگر هیچ‌کدام نفس نمی‌کشند…

میراث درد |حالا که می‌روی همراه جاده‌ها برگرد و پس بده تنهایی مرا

میراث درد | غربت، نامِ عروسکی است که گرمایِ آغوشِ صاحبش را، زیرِ آوار گم کرد

میراث درد | من آمدم با کوله بار درد آق

میراث درد | غربت، نامِ عروسکی است که گرمایِ آغوشِ صاحبش را، زیرِ آوار گم کرد

میراث درد | چقدر این خاک صبور است...

میراث درد | در آن غروب سرد خزان تو را صدا زدم که بمان...

میراث درد | ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد ...

میراث درد | غم از دلم نمی‌رود، از گریه کم نمی‌شود...

میراث درد | کودکی‌ات پای همین تابوت تمام شد... چه زود مرد شدی

میراث درد | تنها پناهم از نبودت این گریه‌های بی‌امان شد

میراث درد | چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست...

میراث درد | دیدمت رفتی و داغ‌ت جگرم را سوزاند... د.

میراث درد | نون حلال و سفره بابات چه کرده، فدا سر مولام شدی شیرم حلالت

میراث درد | بی‌صدا، خیره به عکست شده‌ام ساعت‌ها... ا.

میراث درد | هم خودم مُردم عزیزم، هم عزیز از دست دادم

میراث درد | دیدمت رفتی و داغ‌ت جگرم را سوزاند، فکر بی‌همسفری با تو سرم را سوزاند

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها