چرا از بانوان كسى به درجه مرجعيت نرسيده است؟ بانوان به درجه اجتهاد مى رسند و چنين بانوانى در تاريخ بوده اند و هستند؛ اما مسئله مرجعيت يك تكليف مشقت بار اجتماعى است كه از عهده زنان برداشته شده است.

شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
مرجع تقلید زنان
جهت توضيح بيشتر، توجه شما را به نكات ذيل جلب مى كنيم:
مسئله اجتهاد و تقليد، مرجعيت و فقاهت يكى از مباحث ارزشمند و سرنوشت ساز جامعه اسلامى است كه تداوم اصالت اسلام ناب محمدى صلى الله عليه وآله، و بقاى ارزش هاى اخلاقى، الهى و استقلال نظام اسلامى به آن بستگى كامل دارد. ضرورت نياز به مجتهدين و متخصصان كه به نيازها و پرسش هاى گوناگون جامعه پاسخ دهند بر كسى پوشيده نيست. اما مهم تبيين شرايط و معيارهاى اجتهاد است.
معيارهاى علمى و تحقيقاتى
اجتهاد و استنباط احكام الهى به يك سلسله از علوم مقدماتى نياز دارد تا با كمك آن، فقيه بتواند مسايل شرعى را شناخته و استخراج نمايد، مانند ادبيات عرب، علم منطق، فلسفه و حكمت الهى، علم اصول فقه، علم فقه و علم رجال فلسفه اجتهاد و تقليد، محمد دشتى، صص 54-53، مؤسسه تحقيقاتى اميرالمؤمنين، 1367..
پس فقيه و مجتهد از منظر شيعه كسى است كه در علوم و رشته هاى لازم براى فقاهت، تخصص داشته و داراى قدرت استخراج و ابتكار و ذوق لازم براى درك مسايل اسلامى باشد. يعنى بتواند از مصادر وحى، قوانين و احكام الهى را درك و استنباط كند.
همان طور كه مى دانيد اين شرايط و معيارها در انحصار كسى نيست. هر مسلمان محققى اعم از زن و مرد مى تواند اين راه را انتخاب نموده و به قدرت استخراج احكام الهى دست يابد. و از ميان زنان نيز كسانى مانند مرحومه خانم امين بودند كه به مقام اجتهاد و فقاهت و مراتب بالاى علمى دست يافتند.
معيارهاى معنوى
بنا بر گفته برخى بزرگان، تقوى و عدالت در اجتهاد مطرح است تا متخصص مؤمن هرگز منحرف نشود. صداقت و امانت دارى نيز يكى از شرايط ارزشمند اجتهاد است تا اصالت و سلامت مكتب را پاسدارى كند و ريشه هاى خودمحورى، منفعت پرستى و دروغ پردازى نابود گردد. و با معيارهاى معنوى به كشف احكام الهى بپردازد و بتواند واقعيت ها را درك و به جامعه اسلامى ارائه دهد. مستمسك العروة الوثقى، السيد محسن طباطبايى الحكيم، قم: مكتبة آيةاللَّه مرعشى نجفى، 1404 ه. ق، ص 40، «يشترط فى المجتهد امور البلوغ، والعقل، والايمان والعدالة و...».
شايان ذكر است بسيارى از فقها شرايط اخلاقى ياد شده را از صلاحيت هاى لازم در مرجعيت مى دانند و براى اجتهاد به عنوان كارشناسى دينى، اين شرايط را لازم نمى شمرند. گرچه براى ديگران اعتبارى ندارد. بنابراين مجتهد فاسق، نظر فقهى اش براى خود وى حجت است و مى تواند به برداشت خود عمل كند، اما نظر او براى ديگران فاقد اعتبار است. اما همچنان كه گذشت عده اى ديگر معتقدند انسان فاسق حتى برداشت هايش نيز چه بسا ناصواب و غيرقابل اطمينان باشد.
مرجعيت علاوه بر بُعد علمى يك منصب اجتماعى و يك سمت اجرايى است و مرجع، عامل ارتباط ميان خلق و خالق و راهنماى مردم است، و مردم در همه ابعاد زندگى به طور تعبّدى از او تبعيت مى كنند. در مرجعيت علاوه بر معيارهايى كه در اجتهاد ذكر شد، مرد بودن نيز شرط شده است تا با مردم معاشرت و برخورد داشته و از نزديك به مشكلات و نيازهاى آنان رسيدگى نمايد و آن ها را به حضور بپذيرد.
گاهى گفته مى شود: اگر مرجع تقليد مرد باشد، زن نيز ناچار است نزد او مراجعه كند، احكام، مشكلات و سؤال هاى علمى خود را مطرح كرده و پاسخ دريافت نمايد. جواب اين است كه اين ارتباط بسيار محدود و كار روزانه او نيست و لذا مشكلى را هم ايجاد نمى كند. اما اگر زن يكى از مسئوليت هاى مهم كليدى از جمله «مرجعيت» را به عهده بگيرد، كار روزانه او پاسخگويى به صدها مرد متقاضى از اصناف و ارگان هاى مختلف اعم از دولتى و غيردولتى و مانند آن است زن در آيينه جلال و جمال، جوادى آملى، نشر فرهنگى رجا، چاپ چهارم، 1374، ص 381..
البته اگر زن بر اثر تلاش و مجاهدت هاى علمى همانند مرحومه خانم امين، به مقام اجتهاد و مرجعيت نايل گردد، مى تواند به نظر و فتواى خود عمل نمايد و حتى طبق نظر برخى از انديشمندان زنان ديگر هم مى توانند به لحاظ فتواى دينى، وى را به عنوان مرجع تقليد انتخاب نموده و از نظريات او پيروى نمايند همان گونه كه برخى عقيده دارند زن مى تواند امام جماعت زنان شود. مستمسك العروة الوثقى، السيد محسن طباطبايى الحكيم، پيشين، ص 43 ؛ نيز ر.ك: جوادى آملى، زن در آيينه جلال و جمال، پيشين، ص 383.
به عبارت ديگر، لازمه مقام مرجعيت، ايفاى مسئوليت هاى سنگين و طاقت فرساى اجتماعى و گاهى رهبرى مبارزات سياسى است و اين كارها مستلزم سختى ها و حضور اجتماعى بيش از توان زنان است. بنابراين مرجعيت يك مقام اجرايى است اما فقاهت و اجتهاد، كمال است؛ مرجعيت به خودى خود، كمال و ارزش محسوب نمى شود،
آيةاللَّه جوادى آملى در اين زمينه مى فرمايد: «كارهاى اجرايى به منزله امانتند، مرجعيت «امانت» است ولى فقاهت «ملك» است. وزارت امانت است، اما تقوا ملك است. آنچه تعلّق به جان دارد و كمال روح است، زن و مرد يكسانند. اما در محدوده آنچه امانت و وظيفه است و جداى از جان است، كارها تقسيم شده است». زن در آيينه جلال و جمال، ص 380. بنابراين زنان به خاطر ويژگى ها و صفات طبيعى كه دارند از مسئوليت مرجعيت معاف هستند و اين منافاتى با تحصيل علم فقه و اجتهاد ندارد زيرا هر كسى مى تواند به مقام اجتهاد دست يابد و اختصاصى به مردان يا زنان ندارد. ر.ك: زن در آيينه جلال و جمال، ص 382 ؛ زن از منظر اسلام، فريده مصطفوى و... ، ص 114. (حقوق زن، سيد ابراهيم حسيني، كد: 42/500038)
 
منبع : پرسمان/ حقوق زن

پربازدیدها

پربحث‌ها