سعادت دو جهان یک انسان موحد در گرو شناخت نفس خویش است؛ زیرا شناخت خویشتن باعث شناخت پروردگار میشود.
خطراتی که شما را تهدید میکند ...
سعادت دو جهان یک انسان موحد در گرو شناخت نفس خویش است؛ زیرا شناخت خویشتن باعث شناخت پروردگار میشود.
هر کس نتواند خود را بشناسد، نمیتواند به شناخت دیگری برسد؛ زیرا هیچ چیز به انسان نزدیکتر از خودش نیست. شناختن خود سبب تحصیل کمالها و تهذیب اخلاق و تلاش در رفع رذایل است؛ چرا که وقتی انسان حقیقت خود را شناخت که جوهری از عالم ملکوت است که به این عالم جسمانی آمده است؛ پس متوجه میشود که خالق او چنین جوهر شریفی را بیهوده و بیهدف به این عالم نفرستاده است. از این رو در تحصیل کمالها و رفع رذایل آن برمیآید.
اما نفس آدمی در معرض خطراتی قرار دارد که قرآن آنها را چنین برشمرده است:
هواپرستی به جای خداپرستی
«أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ»؛ « پس آیا دیدى كسى را كه هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیدهاش پرده نهاده است. آیا پس از خدا چه كسى او را هدایتخواهد كرد آیا پند نمىگیرید »(1)
هنگامی که انسان فرمان خدا را رها کند و به دنبال خواست دل و هوای تن برود و اطاعت آن را بر اطاعت حق مقدم شمارد، در حقیقت نفس را پرستش کرده است؛ زیرا یکی از معانی معروف عبادت و پرستش، اطاعت است. (2)
نفس ، بت خطرناکی است که تمام درهای رحمت و طرق نجات را به سوی انسان میبندد؛ همچنان که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «هرگز زیر آسمان معبودی مغبوضتر نزد خداوند از هوای نفس پرستش نشده است». (3)
بتهای معمولی موجوداتی معمولی و بیخاصیت هستند، اما بت نفس، اغوا کننده و سوق دهنده به سوی همه نوع گناه و انحراف است.
تزیین زشتیها
«الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا»؛« [آنان] كسانىاند كه كوشششان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مىپندارند كه كار خوب انجام مىدهند ». (4)
سرچشمه این حالت انحراف خطرناک و پیدا شدن اینگونه پندارهای غلط، تعصبهای شدید، غرور، تکبر، خودمحوری و حب ذات و هواپرستی است. تا پایگاهی درون انسان وجود نداشته باشد، شیطان قدرت وسوسهگری ندارد: «إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِینَ»؛ « در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطى نیست؛ مگر كسانى از گمراهان كه تو را پیروى كنند ». (5)
پایگاه شیطان جز قلب هواپرست نیست؛ همان چیزی که سبب سقوط و طرد از صف فرشتگان و مقام قرب الهی شد.
امام علی (علیه السلام) فرموده است: «همانا نفس تو مکار است. اگر به او اطمینان پیدا کنی، شیطان تو را به ارتکاب معاصی میکشاند. همانا نفس امرکننده به بدی و فحشاست. هر که آن را امین داند، او را خیانت کند؛ او و هر چیزی که به آن اهتمام نماید، هلاک کند؛ او و هر شخصی را که از نفس راضی شود، به بدترین محلها وارد نماید و همانا مۆمن صبح و شام نمیکند، مگر آنکه از نفس خود بدگمان است»
اعتراض به خدا
پیشوای هواپرستان به چنین سرنوشتی دچار شد و با اعتراض به حکمت خداوند در مسئله امر به سجده بر حضرت آدم (علیه السلام)، آن را غیرحکیمانه دانست: «قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ»؛ « گفت من آن نیستم كه براى بشرى كه او را از گلى خشك از گلى سیاه و بدبو آفریدهاى، سجده كنم ». (6)
سقوط از مقام انسانیت
«أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا»؛ « یا گمان دارى كه بیشترشان مىشنوند یا مىاندیشند آنان جز مانند ستوران نیستند بلكه گمراهترند ». (7) قرآن در این آیه رسولخدا (صلی الله علیه وآله) را چنین آرامش و تسکین میدهد که هرگز تمسخرها و سخنان زننده و غیرمنطقی دشمنان تو را افسرده نکند؛ زیرا انسان یا باید خود دارای اندیشه باشد و آن را به کار بیندازد تا مصداق «یعقلون» شود و یا گوش شنوا داشته باشد و از دانایان سخن حق بشنود تا مصداق «یسمعون» گردد، ولی هواپرستان در هیچ یک از این دو گروه نیستند و به همین دلیلی نیز با چهارپایان تفاوتی ندارند؛ بلکه از آنان بدبختتر و بینواترند؛ زیرا چهارپایان تعقل ندارند، ولی این گروه عقل دارند و به چنان روزی افتادهاند و از هواپرستی انتظاری جز این نیست.
پشت کردن به حق
«وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ»؛ « و اگر حق از هوسهاى آنها پیروى مىكرد قطعاً آسمانها و زمین و هر كه در آنهاست، تباه مىشد [نه] بلكه یادنامهشان را به آنان دادهایم، ولى آنها از [پیروى] یادنامه خود رویگردانند ». (8)
اگر حق تابع هوی و هوس مردم شود، نه تنها زمین و اهلش بلکه آسمانها هم به فساد کشیده میشود؛ زیرا از یک سو بدون شک هوی و هوسهای مردم یکسان نیست و به طور طبیعی با یکدیگر تفاوت دارند، چنانچه حق تسلیم این تمایلات گردد، نتیجهای جز هرج و مرج و فساد خواهد داشت.
از سوی دیگر اغلب تمایلهای هوسآلود مردم متوجه مسائلی است که مفسده انگیز است. خط دهی این تمایلها به جامعه بشری و حق، نتیجهای جز فساد به بار نمیآورد. (9)
بازداری از قیامت
«فَلاَ یَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لاَ یُۆْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى»؛ « پس هرگز نباید كسى كه به آن ایمان ندارد و از هوس خویش پیروى كرده است، تو را از [ایمان به] آن باز دارد كه هلاك خواهى شد ». (10) رهبر یا رهبران دینی باید در برابر وسوسهها و کارشکنیهای افراد بیایمان محکم باشند، نه از زیادی تعداد آنان وحشت کنند و نه از توطئههای آنها ترسی به دل راه دهند.
منشأ عدم ایمان منکران قیامت، پیروی از هوای نفس است. کار هواپرستان به جایی میرسد که هوای نفس خود را خدایشان قرار میدهند و از فرمان او پیروی میکنند.
نتیجه این پرستش نیز چیزی جز این نیست: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ * وَقَالُوا مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ»؛ « پس آیا دیدى كسى را كه هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر دیدهاش پرده نهاده است؛ آیا پس از خدا چه كسى او را هدایت خواهد كرد آیا پند نمىگیرید و گفتند غیر از زندگانى دنیاى ما [چیز دیگرى] نیست مىمیریم و زنده مىشویم و ما را جز طبیعت هلاك نمىكند و[لى] به این [مطلب] هیچ دانشى ندارند [و] جز [طریق] گمان نمىسپرند ». (11)
از سوی دیگر پیروی افراد از این هواپرستان، نتیجهای جز هلاکت نخواهد داشت. جمع خدا و هوا در روح و قلب آدمی ممکن نیست. سرچشمه هواپرستی، غفلت از خدا و آفریدههایش است و هواپرستی، عامل بیگانگی از همه اصول اخلاقی که انسان را در خویشتن فرو میبرد و از همه حقایق جهان دور میسازد؛ زیرا فرد هواپرست جز به اشباع شهواتش نمیاندیشد و متوجه خدای متعال نمیشود .
خداوند نیز چنین افرادی را از برکت یاد خود محروم میکند و به همگان دستور میدهد که از آنان پیروی نکنند.
منشأ عدم ایمان منکران قیامت، پیروی از هوای نفس است. کار هواپرستان به جایی میرسد که هوای نفس خود را خدایشان قرار میدهند و از فرمان او پیروی میکنند
نفس و فرمان به بدیها
«وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ»؛ « و من نفس خود را تبرئه نمىكنم چرا كه نفس قطعاً به بدى امر مىكند، مگر كسى را كه خدا رحم كند؛ زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است. »(12)
نفس سرکش اماره ریشه بدبختیهای ادمی است؛ زیرا وی به گناه فرمان میدهد و به هر سو میکشاند. از این روست که اماره نام دارد .
اگر انسان از فرمان عقل بیرون آید و اسیر فرمان نفس شود، نفس او را به هر بدیای دعوت میکند و چون هنوز در این مرحله عقل و ایمان، قدرت مهار نفس سرکش را ندارند، انسان به هر ذلت و بدیای تن میدهد. نفس نیز در فرمان به بدی، حد و اندازه نمیشناسد تا اینکه به سقوط انسان منتهی گردد؛ مگر آنکه لطف و رحمت خداوند متعال شامل حال او شود.
امام علی (علیه السلام) فرموده است: «همانا نفس تو مکار است. اگر به او اطمینان پیدا کنی، شیطان تو را به ارتکاب معاصی میکشاند. همانا نفس امرکننده به بدی و فحشاست. هر که آن را امین داند، او را خیانت کند؛ او و هر چیزی که به آن اهتمام نماید، هلاک کند؛ او و هر شخصی را که از نفس راضی شود، به بدترین محلها وارد نماید و همانا مۆمن صبح و شام نمیکند، مگر آنکه از نفس خود بدگمان است». (13)
پینوشت ها:
1. جاثیه: 23.
2. تفسیر نمونه، ج 21، ص 262.
3. تفسیر قرطبی، ج 9، ص 5987.
4. کهف: 104.
5. حجر: 42.
6. حجر: 33.
7. فرقان: 44.
8. مۆمنون: 71.
9. تفسیر نمونه، ج 12، ص 423.
10. طه: 16.
11. جاثیه: 23 و 24.
12. یوسف: 53.
13. مستدرک الوسایل، ج 11، ص 140.
زهرا رضاییان
بخش قرآن تبیان
مطالب مرتبط:
چگونه با هوای نفس مبارزه کنیم؟
تفاوت نفس امّاره و شیطان
رفیق دیرینه شیطان


