اجرای یک آزمایش علمی تخیلی

آزمایشی که آنها انجام دادند، بسیار جالب است. آنها دو موش را انتخاب کردند، موش A در برزیل در قفسی نگاه داشته شد و یاد گرفت که اگر اهرمی خاصی را بفشارد، پاداشی دریافت میکند.
موش B در آمریکا در قفس متفاوتی بود. سیگنالهای الکتریکی قشر حرکتی موش A با یک گیرنده و فرستنده به موش B منتقل شدند.
موش B با اینکه شرطی نشده بود، با استفاده از اطلاعات موش A، همان کاری را کرد که موش A انجام داده بود، یعنی درست همان اهرم خاص را فشار میداد.
در دو سوم مواقع، موشهای B، به درستی اهرم مناسب را فشار میدادند. این در حالی است که موشهایی که ارتباط مغزی با موش A نداشتند و به صورت شانسی اهرمها را فشار میدادند، مسلما در موارد کمتری کار صحیح را انجام میدادند.
همین دانشمند در سال 2011، کار جالب دیگری انجام داده بود، او یک ارتباط دو طرفه بین مغز یک میمون و یک بازوی رباتیک برقرار کرده است، به این ترتیب میمون با کنترل مغزی میتوانست، یک بازوی مصنوعی را تکان بدهد و از ان سو پیامهای حسی را از بازوی مصنوعی دریافت کند.
وی به همراه دانشمندان دیگر در دانشگاه دوک و برزیل مقاله ای درباره نتایج این آزمایش در مجله گزارشهای علمی منتشر کرده اند. این آزمایش واکنشهای مختلفی از سوی دانشمندان دیگر داشته و این واکنشها از توصیفاتی چون شگفت انگیز و تا ساده متنوع بوده اند.
قسمت اعظم تحقیقات دکتر نیکلیس ساخت یک اسکلت خارج از بدن کامل را هدف گرفته تا افراد فلج بتوانند آن را با سیگنالهای مغزی خود به کار بیاندازند. اگرچه این تجربه کاملا به این مسئله مرتبط نیست اما می تواند به بهبود توانایی خواندن و ترجه سیگنالهای مغزی کمک کند. سیگنالهای مغزی اصلی ترین نکته تمام دستگاه های مصنوعی هستند که به مغز متصل می شوند و دانش امروز ما در این زمینه درحال پیشرفتهای چشمگیری است.
وی همچنین آینده یک رایانه بیولوژیکی را پیش بینی کرده که تعداد کثیری مغز به آن متصل شده اند و این تحقیق گام کوچکی در همین جهت محسوب می شود.

به علاوه همین گروه در آغاز ماه میلادی جاری، باز هم کار جالب دیگری انجام داده بودند، آنها ترتیبی داده بودند که موشها بتوانند نور فروسرخ را که مرئی نیست، از طریق حس لامسهشان درک کنند!
این تحقیق هم بسیار جال بود، آنها موشهای را در یک محفظه مدور قرار داده بودند که ورودی برای آب داشت. هر کدام از آنها یک لامپ LED معمولی و یک لامپ LED نامرئی با نور فروسرخ داشت. موشها یاد گرفته بودند که برای دریافت آب باید موقع روشن لامپها، بینیشان را به آنها بمالند.
کاری که پژوهشگران کردند، این بود که الکترودهایی به مغز موشها پیوند زدند که به آنها توانایی تشخیص پروتو فروسرخ را میداد، منتها سیگنال خروجی این الکترودها وارد قشر حس پیکری یا همان قسمتی درک حس لامسه میشد. بنابراین موشهای نور فروسرخ را به صورت لمسی حس میکردند!
اما بیشک کار تازه میگوئل نیکوللیس در نوع خود بینظیر و انقلابی است، چرا که باعث ارتباط بین دو مغز زنده میشود.

بله، چنین چیزی را نمیشود تلهپاتی نام نهاد، اما آزمایش تازه، تجربهای بسیار نزدیک به تلهپاتی است. در واقع کار او ایجاد یک سیستم عصبی مرکزی مرکب از دو مغز است.
میگوئل نیکوللیس بر این باور است که مهمترین کاربرد این کار، ایجاد یک شبکه مغزی مرکب از مغزهایی با تعداد دلخواه است: 3، 4، 5 یا هر تعداد که بشود از نظر تکنیکی اضافه کرد!
فرآوری: فاطمه مجدآبادی
بخش دانش و زندگی تبیان
برگرفته از مهر، یک پزشک



