باز کن بر روى من آغوش جان را اى بقیع تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع خاکى اما برتر از افلاک دارى جایگاه در تو مى‏بینم شکوهِ آسمان را اى بقیع

یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
کعبه دلها
کعبه‎ ی دل ‎ها باز کن بر روى من آغوش جان را اى بقیع تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع خاکى اما برتر از افلاک دارى جایگاه در تو مى‏بینم شکوهِ آسمان را اى بقیع پنج خورشیدِ جهان ‎افروز در دامان توست کرده ‏اى رشک فلک این خاکدان را اى بقیع مى‏رسیم از گرد ره با کوله بار اشک و آه بار ده این کاروانِ خسته جان را اى بقیع جز تو غم ‏هاى على را هیچ کس باور نکرد مى‏کشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع باز گو با ما، مزار کعبه‎ ی دل ‎ها کجاست در کجا کردى نهان آن بى‏ نشان را اى بقیع قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته است کرده‏اى پنهان تو موجى بیکران را اى بقیع چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند کجاست چشمه ‎ی جوشان این اشکِ روان را اى بقیع بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان محمد علی مجاهدی (پروانه)

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها