خيلي ها گمان مي کنند سير و سلوک يعني کرامت. اصلا انسان سير و سلوک مي کند که صاحب کرامت شود. اين يک ديد عوامانه و بچه گانه است.

دوشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

میرزا عبد الله چه می بینی؟

آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

خیلی ها گمان می کنند سیر و سلوک یعنی کرامت. اصلا انسان سیر و سلوک می کند که صاحب کرامت شود. این یک دید عوامانه و بچه گانه است.

 وقتی این مسائل با صاحب نفسان و اهل سلوک مطرح می شود و از سخنان ایشان استفاده می کنی، آن وقت می فهمی که این مقامات برای آنها به اندازه پشه ای هم ارزش ندارد.

مخ و شاکله و اصل سیر و سلوک، این است که انسان خاکی، افلاکی و الهی شود و به مقام خلیفه اللهی برسد. با این حال یکی از مهمترین نشانه ها برای کسانی که در خط الهی گام بر میدارند و گام به گام مشغول سیر و سلوک اند همین کرامات و فضایل است. اگرچه این کرامات نشانه اند ولی هیچکدام موضوعیت خاصی برای اولیاء الله ندارند.

یکی از برجسته ترین اساتید فن سلوک آیه الله حاج شیخ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی است. در این مقاله به گوشه ای از بیانات ایشان اشاره ای می کنیم.

علامه طهرانی می فرمود :

مرحوم صدیق ارجمند آیه الله شیخ مرتضی مطهری ـ رحمه الله علیه ـ به حقیر گفت: من خودم از رهبر انقلاب، آیه الله خمینی ـ اعلی الله تعالی مقامه ـ شنیدم که می فرمود:

در قبرستان قم یک مرد خوابیده است و او حاج میرزا جواد آقای تبریزی است!

سلیقه معنوی میرزا جواد اقا ملکی تبریزی

مرحوم میرزا عبدالله شالچی تبریزی می فرماید:

... مرحوم استادم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی که هم مجتهد در فقه بود و رساله عملیه داشت و هم در معارف اسلامی صاحب نظر، دستوراتی می دادند که انسان در خوردن، خوابیدن، نشستن، صحبت و عمل کردن چگونه رفتار کند. یکی از دستورات ایشان این بود که  :

انسان نباید معصیت کند.

خوش سلیقگی را ببینید آقا! این عالمی است که خوش سلیقه است و پیروانش را به راه راست هدایت می کند. اولین دستوری که می دهد این است که انسان نباید معصیت کند. می فرمود:

انسان در خوردن نباید به قدری نخورد که ضعف پیدا کند و نه به قدری بخورد که کسل شود و از اطاعت باز بماند. ایشان به شب خیزی خیلی اهمیت می داد.

مرحوم شالچی فرمودند:

« روزی در درس حاج میرزا جواد آقا شرکت کردم. پس از درس، آقا دستوری را به من فرمودند تا انجام دهم. من  با این که تصمیم به انجام آن در نیمه های شب داشتم به علت کار زیاد موفق به بیتوته و انجام دستور استاد در سحرگاه نشدم. فردا چون به درس استاد رفتم هنگام بازگشت چون برخاستم بیایم استاد فرمود: شما تشریف داشته باشید!

آنگاه که شاگردان رفتند، فرمود: چرا تکالیف تعیین شده را دیشب انجام ندادی؟! من به یکباره در حیرت شدم که من با کسی این حال نگفتم و کسی جز خدا از این واقعه خبردار نبود.

پس، از ایشان عذر تقصیر خواستم. این بی توفیقی در شب بعد نیز رخ داد و باز استاد به من خاطر نشان کرد که دستورش را  انجام نداده ام. پس از آن با تلاش و همت دو چندان موفق به انجام دستور استاد شدم و از آن بهره مند گشتم.»

دید ملکوتی

استاد شالچی تبریزی می فرمود :

« یکی از روزها صبح پس از نماز برای شرکت در جلسه اخلاق میرزا جواد آقا به فیضیه رفتم.

استاد به من فرمودند: میرزا عبدالله چه می بینی؟!

این صحبت استاد گویا خود تصرفی بود که آن بزرگ در جان من کرد و حجاب ملکوت از برابر چهره ام برداشته شد.

 دیدم اشخاصی را که در فیضیه هستند و در ظاهر می بینم، اما باطن آنان را نیز مشاهده می کنم به صورت های گوناگون اند!

بار دیگر فرمودند: فلانی چه می بینی؟ و من چون توجه کردم دریافتم ارواح مؤمنین روی صحن مدرسه فیضیه دور هم  نشسته اند و با هم مذاکره می کنند!

 پس از آن استاد به من فرمودند: میرزا عبدالله فکر نکنی اینها مقاماتی است و به جایی رسیده ای؟! اینها در برابر آنچه در سیر و سلوک و تقرب الی الله به سالک می دهند هیچ است.»


تهیه و فرآوری:گروه حوزه علمیه تبیان ، محمد حسین امین

پربازدیدها

پربحث‌ها