گاهی روش غیرمستقیم به صورت اشاره می باشد: ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که خدایان متعدد را به جای خدای یگانه بپرستند؟ اشاره به بطلان تعدد الوهیت وتعدد خدایانی است که مسیحیان دارند.
روشهاي انتقال مفاهيم ديني شماره 1 بحث اول آنچه ما در ذهن داريم علم است ؛ و نحوة ارائة علومي که در ذهن ماست ، تعليم است. روشهاي ارائه مفاهيم ديني روشهاي ارائه مفاهيم ديني که اعم از قرآن ، حديث، احکام، اخلاق، سلوک و ... هستند. روش در لغت به معناي : طرز، طريق، طور، رسم، سبک، اسلوب، نهج، گونه، هنجار، فوت و فن، لم، شکل، نحوه، شيوه و.... معناي اصطلاحي : راهکار انتقال آموزه هاي ديني به ديگران مي باشد. اگر اين روش را اعم بدانيم مي توان کلمة ديني را حذف کرد. راهکار انتقال دانسته ها و معلومات ذهني به ديگران مي تواند ديني يا غير ديني باشد. روش: شيوه و راه انتقال آنچه در ذهن داريم به ديگران را روش گويند. به دو صورت مي توان چيزي را به ديگران منتقل کرد: 1. مستقيم مثل موعظه و نصيحت که به طور مستقيم هستند؛ پسرم دنيا درياي عظيمي است که دانشمندان فراواني در آن به هلاکت رساندند پس تو کشتي خود از ايمان بساز و بادبان ها آن را توکل قرار بده و توشه اي از تقواي الهي در آن ذخيره کن (نصايح لقمان به فرزندش) که به صورت مستقيم است. 2. غيرمستقيم عبارتند از: کنايه، جايي که در قرآن خداوند متعال به پيامبر مي فرمايد يا رسول الله استغفار کن و طلب مغفرت از خدا بکن. از امام صادق عليه السلام مي پرسند پيامبر که معصوم بود پس چرا خداوند به او مي گويد که استغفار کن و طلب مغفرت کن؟ امام صادق عليه السلام مي فرمايد: خداوند متعال پيامبر را به روش «اياک اعني واسمعي يا جاره» (تو را قصد مي کنم ولي بشنو اي همسايه) مبعوث کرد. ضرب المثل معروف عرب است که امام صادق عليه السلام استفاده کرده است. گاهي روش غيرمستقيم به صورت اشاره مي باشد: اي عيسي پسر مريم! آيا تو به مردم گفتي که خدايان متعدد را به جاي خداي يگانه بپرستند؟ اشاره به بطلان تعدد الوهيت وتعدد خداياني است که مسيحيان دارند. تعريض، تلويح، تداعي معاني، موارد روش هاي غير مستقيم براي انتقال مطالب به ديگران مي باشند. در روايت هست امام سجاد عليه السلام بعد از حماسة عاشورا هر وقت چشمشان به آب و غذا مي افتاد فراوان گريه مي کردند که به صورت غير مستقيم صحنة عاشورا را در ذهن مردم تداعي کنند. روشهاي مستقيم 1. اختصاصي: روشهايي است که در بعضي علوم صرفا از آن استفاده مي شود مثال: در انتقال علوم تجربي به ديگران از روش آزمايشگاهي کمک گرفته مي شود يا در تدريس درس اخلاق از روش اختصاصي الگوي عملي کمک گرفته مي شود. روش تدريجي به تدريج بيان کردن مطالب از روشهاي اختصاصي است که در بيان معارف دين از آن کمک گرفته مي شود. مرحوم سهل شوشتري دانشمند بزرگي که به معارف بزرگي رسيد از اين مرحوم پرسيدند چه شد که شما سهل شوشتري شدي؟ شخصيت بزرگ و بزرگوار اينچنين؟ فرمود من کودکي سه ساله بودم پدرم را از دست دادم تحت تکفل دايي ام بودم يک شب ادرار بر من غلبه کرد، رفتم دستشويي وقتي برگشتم ديدم دايي ام کنار اتاق ايستاده و کاري انجام مي دهد که بعدها معلوم شد اين کار نماز خواندن بوده. من نشستم کنار دايي و نگاهش مي کردم نمازش که تمام شد گفت پسرم چرا اينجا نشسته اي؟ گفتم من از اين کار شما لذت مي برم اين کارتان را دوست دارم. گفت: دوست داشتي ديدي؟ گفتم بله. گفت امشب بس است برو بخواب. فردا شب بيدار شدم ديدم که دايي ام باز دارد نماز مي خواند کنارش نشستم همين که ايشان به رکوع و سجده مي رفت من از اين کارشان خوشم مي آمد بعد از نماز دايي گفت: چرا اينجا نشسته اي؟ گفتم دوست دارم وقتي شما نماز مي خواني نگاه کنم. گفت: دوست داري؟ گفتم بله. گفت بنشين به اين طرف که قبله بود و يک مرتبه بگو يا حاضر يا ناظر گفتم گفت بس است خسته شدي برو بخواب. دوباره فردا شب بيدار شدم مرا رو به قبله نشاند و گفت سه مرتبه بگو يا حاضر و يا ناظر! مي فرمايد 5 ساله بودم که تمام نمازهايي که دايي ام مي خواند واجب و مستحب را من هم مي خواندم. اگر شب اول به او مي گفت هر کاري من مي کنم تو هم بکن شب اول از پا در مي آمد و بيدار نمي شد. تدريج در اين کار اختصاصي است که اگر کسي عمل نکند زحماتش از بين مي رود که اين عرصه بسيار زيباست و جزء اصول انتقال معارف به ديگران است. 2. عمومي: که به دو بخش اصلي تقسيم مي شوند: الف)آموزشي ب)تربيتي روشهاي تربيتي در ارائه مفاهيم عمومي به ديگران به سه دسته تقسيم مي شوند: يک دسته روشهاي بازدانده (اقسامي دارد روشهاي تبيني و آگاهي بخش) يعني روشهايي که اگر کسي بداند مي تواند جلوگيري کند پيشگيري کند از بي ادبي و بي دين شدن مثلاً: اگر نوجواني 10 ساله در محل زندگي يا خانواده يا در کوچه اي هست که سيگاري درآورده روشن کرد و شروع کرد به کشيدن سيگار اگر ما به او رسيديم در اين محل و به او گفتيم پسرم اينکه تو سيگار را روشن مي کني اين مثل اين مي ماند که تمام زندگيت را تبديل به چک کرده و با دست خودت کبريت مي زني به اين چک و دود مي کني به هوا. بعد معتاد مي شوي و توان جسمي را از دست مي دهي و دزدي و بزهکاري و...زندگي ات از بين مي رود اگر 100 نفر در يک محل باشند حتي يک نفر يکبار هم به اين نوجوان بگويند که اين کار تو به معناي آتش زدن تمام هستي ات است سنگ هم باشد آب مي شود. اگر او را آگاه کرديم وقتي آگاه شد اين آگاهي جلوي او را از اين کارها مي گيرد. دستة دوم سرعت در تربيت ايجاد مي کنند کسي بداند زودتر به نتايج تربيتي مي رسد اگر آنها را عمل کند. دستة سوم تصحيح رفتار کسي رفته گناهکار و معتاد و ...شده اين روشهاي تربيتي را که عمل کنيم او رفتارش را تصحيح مي کند. مثلا قرآن براي آدمي که گناهکار است، و گناه نوعي لغزش به حساب مي آيد قرآن براي تصحيح رفتار کسي که لغزش پيدا کرده توبه را در مسائل تربيتي و اعتقادي پيشنهاد مي کند. روشهاي آموزشي انتقال مفاهيم به ديگران به دو بخش عمده تقسيم مي شود: 1. روشهاي سنتي: روشهايي گفته مي شود که در قديم از آنها استفاده مي شد براي انتقال مفاهيم ذهني به ديگران که خود به دو دسته تقسيم مي شود: يکي روش مکتب خانه اي: که در مکتب خانه ها آن روزها از اين روش استفاده مي شد به صورت هجاء کردن اين روشها نيست و هيچ کس از روش مکتب خانه اي براي انتقال مفاهيم ذهني کمک نمي گيرد. ديگري روش سقراطي: افلاطون شاگرد سقراط مي گويد روش سقراط اينگونه بود که براي انتقال مفاهيم ذهني از متن درسي و آموزشي استفاده نمي کرد هيچ متن درسي نداشت لذا وقتي وارد کلاس مي شد سؤالي مطرح مي کرد و کلاس را به جواب دادن به آن سؤال ادامه مي داد و در دل جواب سؤال اول يک سؤال بوجود مي آورد و کلاس را در نهايت با يک سؤال بدون جواب کلاس را تمام مي کرد در جلسة بعد که کلاس تشکيل مي شد براي جواب دادن به سؤال مطرح شدة بدون جواب جلسة قبل. اين روش هم گرچه هست ولي کمي شبيه آن است پرسش و پاسخ هست ولي غير از روش سقراط مي باشد. 2. روشهاي جديد: اين روشها به دو بخش اصلي تقسيم مي شوند: الف) متداول و فراگير به معناي اينکه در تمام مراکز آموزشي اعم از حوزوي و غيرحوزوي ساير کشورهاي دنيا از اين روشها براي انتقال مفاهيم ذهني خود به ديگران استفاده مي کنند اصطلاحاً روشهاي استاندارد هم گفته مي شود به اين معنا که همه پذيرفته اند و همه مراکز از اين روشها استفاده مي کنند. ب) روشهاي ابداعي و نوين بعضي از مراکز علمي و ديني و آموزشي استفاده مي کنند و بعضي ديگر استفاده نمي کنند. روشهاي متداول و فراگير عبارتند از: 1. پرسش و پاسخ: به جاي اينکه سخنراني کنيم و يا درس بدهيم مي گوييم سؤال کنيد تا من جواب بدهم که اين پرسش و پاسخ 17 نوع دارد. 2. بحث و مباحثه: مطلبي را دو نفر شروع مي کنند با هم بحث کردن تا هر دو متوجه شوند سؤال و جواب و نتيجه چه مي شود. 3. پروژه اي: روشي که قبل و بعدش مشخص است. و اصطلاحاً مي گويند بررسي و تدوين عمقي موضوعي که ارزش يادگيري بيشتري دارد. اگر چند سؤال داده شد و گفتيم برويد از قرآن و حديث و....پيدا کنيد بياوريد اين روش پروژه اي نيست. اما اگر گفتيم اين چند سؤال در يک محدودة معين شدة آية اول سورة بقره تا آخر جزء يک اين پروژة بسته شده و مشخص مجموعة مشخص شده که ويژگي اصلي روش پروژه اي اين است که به ترتيب باشد اگر 30 تا سؤال داده شد برويد از جزء يک قرآن پيدا کنيد اولاً فقط جوابها در جزء يک باشد دوما در آيه هاي اول جواب سؤال اول در آيه هاي دو و سوم جواب سؤال دوم بعدي هم به ترتيب تا مي رسد به آخر جزء اول جوابش مي آيد سردرگمي ندارد. ضمن اينکه ترجمه را مي خواند و جوابها را پيدا مي کند انگيزه اي مي شود برود جلو در اين روش ايجاد انگيزة فوق العاده اي در مخاطب ايجاد مي شود لذا علاقه پيدا مي کند جلوتر برود. 4. اکتشافي: يه وقتي مي گوييم برويد در قرآن آياتي که دلالت بر يگانگي خداوند مي کند بدست بياوريد مثلا يکي «قل هو الله احد» اين را پيدا مي کند. يه وقتي يکي اين آيه را مي آورد «لاتشرک بالله» قل هو الله احد يعني خدا يکي است به دلالت مطابقي. لاتشرک بالله هم مي گويد خدا يکي است اما به دلالت التزامي. اگر مطلبي به دلالت التزامي دلالت بر چيزي کرد مي گويند روش اکتشافي. خود آيه به صراحت نگفته است که خدا يکي است ولي از دل آيه کشف مي کنيم که لاتشرک بالله يعني خدا يکي است. 5. روش تمريني (تکليفي): که تکليف شفاهي داريم و کتبي. مثلاً امشب قبل از خواب دعاي فرج را براي سلامتي امام زمان (عج) خوانده شود. کتبي هم مثلاً برگه هاي آماده شده از قبل مي دهيم که بروند سوالات را جواب بدهند و به ما ارائه بدهند. امشب يک نامه براي خدا بنويسيد. 6. گردش علمي: مثلاً کساني که خاک شناسي مي خوانند وقتي انواع سنگ ها و صخره ها را آموزش مي دهد بايد بچه ها را ببرد به کوه بگويد سنگ فلاني که گفتم منظور اين است. سنگ خارا اين است سنگ صخره اين است که انواعي هم دارد 12 نوع است. اين روش يعني به صورت جابجا شدن نکته هاي علمي هم بدست بياورد. يا با ديدن يا آموختن. 7. روش آزمايشي؛ 8. روش نمايشي: دنيا از اين روش استفاده مي کنند تمام سيستم هاي نو انتقال مطالب از پرده ها و سينما و تلويزيون و ماهواره و...نمونه هايي از روش هاي نمايشي هستند که روش هاي نمادين هم گفته مي شود. «صلوا کما رأيتموني» نماز بخوانيد طوري که مي بينيد من مي خوانم. پيامبر نماز خواندنش را، وضو گرفتنش را، به نمايش مي گذاشت آن طوري که من رکوع مي کنم، من مي ايستم شما آن طور عمل کنيد که در دنيا طرفدار زياد دارد. 9. توضيحي: اين روش که در آموزش پرورش عمل مي شود روشي است که با متن آموزشي همراه باشد جزوة درسي داشته باشد. 10 .يادگيري فردي: همان تبليغ انفرادي که اقسامي دارد. 11 .تلفيق و جمع بندي روشها: براي انتقال يک مطلبي از چند روش همزمان استفاده مي شود. 12 .آموزش مهارتهاي فراشناختي: مثال: مي خواهيم مکاسب را بخوانيم قبل از اينکه استاد توضيح دهد که چه چيزي نوشته شده و درس بدهد قبل از اينکه کتاب را باز کند بگويد کتاب را ببند و بگويد اين کتابي است فقهي و 54 کتاب فقهي داريم که يکيش کتاب کسب و کاسبي است که خود به سه بخش اصلي تقسيم شده يک بخش معاملات حرام يک بخش نحوة معاملات و بخش سوم خيارات مي باشد. در بخش اول که محرمات است به چند بخش تشکيل مي شود اعمال حرام حرفهاي حرام. اطلاعات خوبي بدهد که ما خوب احاطه پيدا کنيم بعد بگويد هدف از نوشتن کتاب چه بوده نظراتش را چگونه بايد بدست آورد آيا مطلب را رها کرده؟ ما مي خواهيم به چه نقطة روشني برسيم. وقتي اين گونه اطلاعات قبل از درس داده شود مي گويند آموزشهاي فراي شناخت و مافوق چيزي که در کتاب نوشته شده ياد بگيريم. 13 .استقرائي و قياسي: از کلي به جزئي و از جزئي به کلي است. درس استاد اسماعيلي منبع : سايت مبلغان اين بحث با روش ابداعي ادامه مي يابد


