رضـا بـاش بر داده كردگـار كـه خشنـودى از حق بوَد بندگى اگر شـاد گـردى به اندك حلال سبـك بـگـذرى از پل زندگـى
چهل حکمت رضوی /قسمت سوم 21 ـ مِن علاماتِ الفقیهِ الحُكم و العِلم و الصَّمت بصیـر بـاش به احكـام دین حق كه خداى از آن فقیه كه دانا به حـكم اوست رضاست نشـانـه هـاى فقـاهـت به نزد پـیر خرد قضـاوت بحـق و دانـش و سكوت بجاست 22 ـ الصَّفح الجمیلُ العفوُ مِن غیرِ عِتاب عفو چون كرده اى خطاب مكن كار بـى جا و نـاصـواب مكن وه چه نیكوسـت، عفـو بى منّت عفو كـردى اگـر، عتـاب مكن 23 ـ لایَأبَى الكرامَةَ الاّ الحِمارَ بشـنـو كـلـام نـغـز فـرزنـد پیمبر گفتـار او روشـنـگـر شبهاى تار است جز مردم احـمـق نتـابـد رخ ز احسان هر كس كند احسان مردم ردّ، حمار است 24 ـ السّخى ّ یأكُل مِن طَعامِ الناس لِیأكُلوا مِن طَعامِه سخـى مى خورد نان ز خوان كسان كه مردم به رغبت ز خوانش خورند بخیــ ل از سـر بخـل نان كسـى نیـارد خـورد تا كه نانش خورنـد 25 ـ السّخى ُّ قریبٌ مِن اللهِ، قریبٌ مِن الجنّة، قریبٌ مِن الناسِ سخـاوتمنـد هرگز نیست تنهـا كه تنـهایى نصیب دیگران است سخـى باشد قریـب رحمت حق به نزدیك بهشت و مردمان است 26 ـ صدیقُ الجاهِلِ فى التَّعَب به نـادان مكـن دوستى ، چون تـو را گـدازد ز كـزدار خـود روز و شب بگفتـا علــ ى بن موسـى الـرضـا رفاقـت به نـادان غـم اسـت و تعب 27 ـ اَفضَلُ العَقلِ معرفَةُ الاِنسانِ بِربّه ز خـاطر مـبر شـكـر یزدان پـاك كه شـكـر نعـَم نعمـت افزون كنـد بهین دانش اى دوست، آن دانشى است كه ات رهـبرى سوى بـى چـون كند 28 ـ مَن رَضى َ بالیَسیرِ مِنَ الحَلال خفّت مَؤونتهُ رضـا بـاش بر داده كردگـار كـه خشنـودى از حق بوَد بندگى اگر شـاد گـردى به اندك حلال سبـك بـگـذرى از پل زندگـى 29 ـ مَن رَضى بالقَلیل مِن الرِزقِ قُبِلَ منه الیسیرُ مِنَ العمَل كلامـى شنـو از شهنشاه طـوس ولـى ّ خـداونـد و سبـط رسـول چون بر رزق اندك رضایى ، خداى كنـد طـاعـت انـدكـت را قبول 30 ـ الصَّمتُ یَكسبُ المحبّةَ و هو دلیلٌ على كُلِّ خیرٍ ز حسن خموشى و اوصاف آن چنین گفت شاه خراسان، رضا خموشـى به بار آورَد دوستـى شـود رهگشـاى همه خوبهـا این بخش ادامه دارد... نظم اشعار از على باقرزاده (بقا) تنظیم برای تبیان: سمانه دولت آبادی



