میگفت «فلانی! من خدا را دوست دارم، آدم بیدینی هم نیستم؛ اما نمیدانم چرا وقتی صدای اذان میآید، انگار یک وزنه صد کیلویی به پاهایم میبندند! به زور خودم را به جانماز میرسانم و مثل کسی که میخواهد جریمه بدهد، چهار رکعت را تندتند میخوانم تا فقط از سرم باز شود.»
اگر شما هم این حس را دارید، بگذارید اول از همه خیالتان را راحت کنم؛ شما «منافق» یا «راندهشده از درگاه خدا» نیستید! شما فقط یک انسان قرن بیستویکمی هستید که روحش زیر بمباران اطلاعات و خستگیهای مدرن، کمی گرد و غبار گرفته است. قرآن کریم اصطلاح دقیقی برای این وضعیت دارد: «کُسالیٰ» (کسالتزدگان در نماز). اما این کسالت یک بیماری لاعلاج نیست؛ یک «چراغ چک» روی داشبورد روح شماست که میگوید یک جای کار در سبک زندگی و نگاهتان به نماز میلنگد.
چرا جانماز برایمان سنگین شده است؟
بیایید اول ریشۀ این خستگی را پیدا کنیم.
دو متهم ردیف اول وجود دارد:
اول، «مغز دوپامینی» ماست. ما عادت کردهایم با اسکرول کردن در اینستاگرام، در هر ثانیه یک هیجان بصری، یک خبر فوری یا یک کلیپ خندهدار دریافت کنیم. مغز ما به «پاداشهای فوری و پرسرعت» معتاد شده است. حالا ناگهان میخواهیم بایستیم روبهروی یک دیوار سفید و در سکوت و آرامش، ذکر بگوییم! طبیعی است که مغز شرطیشدۀ ما، نماز را «حوصلهسربر» تشخیص دهد و خمیازه بکشد.
دوم، «نگاه مالیاتی» به نماز است. ما نماز را مثل قسط بانک میبینیم که اگر ندهیم، جریمه (جهنم) میشویم! پیامبر صلیاللهعلیهوآله به بلال میفرمود: «أَرِحْنَا بِهَا یَا بِلَالُ» (ای بلال، با اذان گفتن و نماز، ما را به آرامش برسان)؛ اما زبان حال خیلی از ما این است: «أَرِحْنَا مِنْهَا!» (بخوانیم و راحت شویم!).
حالا چطور از این وضعیت خلاص شویم؟ این ۵ نسخه را امتحان کنید:
۱. قانون «تغییر فاز»؛ از اکسپلور مستقیماً نپرید وسط محراب!
یکی از بزرگترین اشتباهات ما این است که تا ثانیۀ آخر، گوشی دستمان است، داریم کامنتهای یک دعوای سیاسی را میخوانیم یا قیمت دلار را چک میکنیم و ناگهان گوشی را پرت میکنیم آنطرف و میگوییم: «الله اکبر»! خب معلوم است که ذهن در رکعت اول دارد هنوز کامنتها را تحلیل میکند و خسته است!
در فقه و اخلاق ما، چیزی داریم به نام «مقدمات نماز». وضو گرفتن، اذان و اقامه، برای همین «تغییر فاز» طراحی شدهاند. قبل از نماز، فقط ۲ دقیقه به مغزتان استراحت بدهید. گوشی را سایلنت کنید، هنگام وضو گرفتن خنکی آب را حس کنید و به خودتان بگویید: «دارم از هیاهوی دنیا وارد منطقۀ امن خدا میشوم.»
۲. به جسمتان احترام بگذارید؛ با شکم گرسنه و چشم خوابآلود ممنوع!
گاهی مشکل از «ایمان» شما نیست، مشکل از «قند خون» یا «کمخوابی» شماست! اسلام دین ریاضتهای غیرمنطقی نیست. در روایات شیعه به صراحت نهی شده که وقتی خوابتان میآید، یا وقتی سفره غذا پهن شده و گرسنهاید، یا حتی وقتی به دستشویی نیاز دارید (حاقِن)، نماز بخوانید!
امام صادق علیهالسلام میفرمایند در حال خوابآلودگی نماز نخوانید، چون نمیفهمید دارید برای خودتان دعا میکنید یا نفرین! اگر از سر کار آمدهاید و جنازهاید، اول یک دوش بگیرید، یک فنجان قهوه یا چای بخورید، بیست دقیقه استراحت کنید و بعد با جسمی سرحال بایستید جلوی خدا.
۳. تکنیک «مینیمالیسم معنوی» در روزهای بیحوصلگی!
یکی از شاهکارهای روانشناختی در کلام اهلبیت علیهمالسلام این حدیث است: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً»؛ دلهای انسان گاهی اقبال و نشاط دارند و گاهی بیحوصله و خستهاند. در ادامه میفرمایند وقتی دلتان خسته است، به «واجبات» اکتفا کنید و سراغ مستحبات طولانی نروید!
وقتی حس نماز ندارید، شیطان میآید و میگوید: «یا باید یک نماز طولانی با قنوت پنج دقیقهای و تعقیبات کامل بخوانی، یا اصلاً نخوان!» گولش را نخورید. در روزهای کسالت، نماز را «مینیمال» بخوانید. سورههای کوتاه انتخاب کنید، مستحبات را حذف کنید، اما همان چهار رکعت واجب را با تمرکز و آرامش بخوانید.
۴. نماز را از حالت «اتوپایلوت» (خلبان خودکار) خارج کنید!
ما از هفتسالگی در نماز فقط «توحید» و «قدر» خواندهایم. مغز ما این کلمات را حفظ کرده و بدون اینکه بفهمیم، زبانمان روی حالت اتوماتیک آنها را تکرار میکند. برای شکستن این کسالت، مغزتان را غافلگیر کنید!
بعضی روزها جای جانمازتان را در خانه عوض کنید. یک عطر مخصوص و خوشبو فقط برای وقت نماز بخرید. دو سه تا سورۀ کوتاه جدید (مثل ضحی، انشراح یا فلق) را حفظ کنید و در نماز بخوانید. این تغییرات کوچک، به مغز شوک میدهد و شما را به «لحظۀ حال» میآورد.
۵. فقط «یک سجده» را عاشقانه بسازید
برای شروع، سعی نکنید کل ده دقیقه نماز را با حضور قلب بخوانید؛ این هدف برای ذهن شلوغ ما خیلی بزرگ است و ناامیدتان میکند. با خودتان قرار بگذارید در نماز امروز، فقط و فقط «سجده آخر» را از ته دل و با توجه به معنی ذکر انجام دهید.
لشکر کسالت
در حدیث مشهور «جنود عقل و جهل» در کتاب کافی، امام صادق علیهالسلام ۷۵ خصلت را لشکریان عقل و ۷۵ خصلت را لشکریان جهل معرفی میکند. در این تقسیمبندی، نشاط در سپاه عقل و کسالت در سپاه جهل قرار دارد. سپاه عقل ابزار بندگی و حرکت معنوی است و سپاه جهل نیروهای درونی شیطان است که راه عبادت را میبندد.
یعنی وقتی میگوییم «حال نماز ندارم»، فقط با یک بیحوصلگی ساده طرف نیستیم. بخشی از وجودمان به دست لشکری افتاده که مأموریتش دور کردن ما از خداست.
حرف آخر
نماز، شارژر روح است، نه یک بار اضافه. اگر میبینید پریز نماز، دیگر شما را شارژ نمیکند، سیم رابط (ذهن و سبک زندگیتان) اتصالی پیدا کرده است. همین امروز، برای نماز بعدی، گوشی را در اتاق دیگر بگذارید، یک نفس عمیق بکشید و طوری بایستید که انگار بعد از مدتها، به قرار ملاقات با کسی رفتهاید که بیش از مادر، عاشق شماست.



پیام شما به ما