اسمش در کنار اسامی دانشآموزان مدرسهای دولتی ثبت شده و رسما پرونده دارد؛ اما در واقعیت دانشآموزی نامرئی است که رنگ مدرسه را ندیده! به این مدارس «هوم اسکول» یا مدرسه در خانه میگویند؛ به ادعای این مراکز، کودک با آزادی و فشار استرس کم و راحتی بیشتری در مکانی که مجوز ندارد تحصیل میکند و کارنامه میگیرد. هر کدام هم بنا به امکاناتی که تحویل دانشآموز میدهند مبالغی از ۸۵ تا ۱۷۵ میلیون تومان دریافت میکنند.
از کلاس سهنفره تا شهریه ۸۵ میلیونی
در ویدئوهای اینستاگرامی، بچهها دور یک میز نشستهاند، لگو میسازند، خمیر بازی میکنند و با معلمشان میخندند. کپشنها از یادگیری بدون اجبار و کودکی بدون اضطراب میگویند. همهچیز خیلی خوب به نظر میرسد. برای سردرآوردن از ماجرا در نقش مادر با یکی از هوماسکولها تماس میگیریم؛ در کنار تدریس کتابهای آموزشی برای کودک، موارد دهانپرکنی مثل رباتیک، زبان، یوگا و بازیهای ریتمیک دیده میشد؛ دختر و پسر در کنار هم و در کلاسهای سهنفره درس میخوانند و برای این خدمات باید سالانه ۸۵ میلیون تومان هزینه کنید!
وقتی از روند و سازوکار قانونی بودن مؤسسه سؤال پرسیدیم، اینطور جواب داد که «ما اصلاً تحت نظر آموزشوپرورش نیستیم»؛ ولی بلافاصله خیال مادر را راحت میکند و ادامه میدهد که پرونده بچهها در یک مدرسه دولتی در محمدشهر ثبت میشود و برگههای امتحانی و کارنامه نیز از همان مدرسه میآید. به این ترتیب، کودک بخش اصلی آموزش روزانه را در هوماسکول میگذراند، اما سوابق تحصیلیاش در مدرسهای دولتی ثبت میشود که زیر نظر آموزشوپرورش اداره میشود.
۱۷۵ میلیون تومان برای معلم خصوصی
«دانشمندها کشف کردند که کودکان تا قبل ۱۰ سالگی نباید فشار بیدار شدن در ساعات ابتدایی صبح را تحمل کنند.» این جمله مشاور مرکز دومی است که با آن صحبت کردیم؛ این هوماسکولی با قبلی تفاوت دارد و معلم خصوصی به خانه شما میآید؛ آموزش فقط هفتهای دو بار، هر زمان و هر ساعت دلخواه، کمتر از ساعت آموزشی تحصیلی، با وعده تمام شدن تمامی دروس در دیماه!
روند کاری و داستان پرونده هم تکراری است؛ مؤسسه با مدرسهای آشنا، این بار غیرانتفاعی، هماهنگ شده و مبلغی تا ۱۷۵ میلیون تومان برای خانواده آب میخورد؛ پرونده در مدرسه ثبت میشود، اما دانشآموز نامرئی بهجای صف صبحگاهی و نشستن پشت نیمکتهای مدرسه، در خواب ناز به سر میبرد و فقط برای ارزیابی پایان سری به مدرسه میزند! در کنار همه اینها، اگر دوست داشته باشد میتواند یک عکس یادگاری هم در کنار همکلاسیهایی که حتی اسمشان را نمیداند و هیچ خاطرهای با آنها ندارد، بیندازد!
آموزشوپرورش میگوید غیرقانونی است
آموزشوپرورش اعلام کرده که برای مراکز هوماسکول مجوزی صادر نکرده و فعالیت آنها قانونی نیست. همچنین طبق ماده ۵۵ آییننامه اجرایی مدارس، هرگونه فعالیت آموزشی و پرورشی که به ثبتنام نشدن یا حضور نداشتن دانشآموز در مدرسه منجر شود، ممنوع است. با این حال، در تماس تبیان با این دو مرکز، مسئولان از ثبت پرونده دانشآموزان در مدارس رسمی و دریافت کارنامه پایان سال صحبت میکنند؛ موضوعی که درباره نحوه ثبتنام، حضور دانشآموزان و سازوکار ارزشیابی آنها سؤالهای بیشتری به وجود میآورد.
وقتی ترس از مدرسه پولساز میشود
بخش مهمی از تبلیغات هوماسکولها روی نگرانی واقعی والدین دست میگذارد؛ کودکی که از مدرسه میترسد، در کلاس بیقرار است، از والدین جدا نمیشود یا با نظم مدرسه کنار نمیآید. اما بیرون آوردن کودک از محیط مدرسه، بدون شناخت علت این مشکلات، لزوماً راهحل نیست. اگر بیقراری کودک به اضطراب جدایی یا ترس از محیط مدرسه مربوط باشد، دور کردن کامل او از موقعیت اضطرابآور ممکن است در کوتاهمدت آرامش ایجاد کند؛ اما اگر این دوری جای کمک را بگیرد، ممکن است فرصت مواجهه تدریجی با ترس و یادگیری راههای کنار آمدن با آن از دست برود.
بچهها بدون همکلاسی بزرگ میشوند؟
از طرف دیگر، مدرسه فقط محل یادگیری ریاضی و علوم نیست. کودک در کلاس یاد میگیرد با همسالانش ارتباط برقرار کند، اختلافها را حل کند، در جمع حضور داشته باشد، بدون حضور والدین کارهایش را انجام دهد، به معلم گوش کند، قوانین مشترک را بپذیرد و به مرور مستقل شود. این مهارتها با حضور در جمع و تمرین مداوم شکل میگیرند و تحصیل در هوم اسکول این تجربه را از کودک دریغ میکند برای مثال: کودکی که به حضور همیشگی والد یا معلم خصوصی عادت کرده، ممکن است هنگام ورود به کلاسی پرجمعیت، انجام مستقل تکالیف یا رعایت نظم جمعی تجربه دشواری را تجربه کند. حتی ممکن است بعداز سالها تحصیل در هوم اسکول دانش آموز نیاز به سازگاری با محیط داشته باشد، در مواردی هم انزوا و ضداجتماعی بودن در این کودکان گزارش شده؛ مسئله این است که آموزش در خانه اگر به حذف کامل مدرسه ختم شود بخش زیادی از نیازهای کودک بیجواب باقی میماند.
کارنامه رسمی، آموزش غیررسمی
در تبلیغات اینستاگرامی، وعدهها روشناند؛ کلاس کوچکتر، ساعت منعطفتر، معلم اختصاصی و دوری از فشار مدرسه. در تماسهای ما هم قیمتها مشخص بود؛ از ۸۵ میلیون تومان برای یک سال حضور در مرکز تا ۱۷۵ میلیون تومان برای آموزش در خانه آنچه مبهم و بلاتکلیف بود، جزئیات نظارت قانونی و سازوکار رسمی ثبت و ارزشیابی دانشآموزان بود. آموزشوپرورش باید وضعیت مجوز این مراکز، نقش مدارس ثبتکننده پروندهها و اعتبار ارزشیابی دانشآموزانی را که خارج از مدرسه آموزش میبینند، شفاف کند. «دانشآموز نامرئی» کودکی نیست که در کلاس مدرسه حضور ندارد؛ مسئله وقتی جدی میشود که مسیر آموزش، نظارت و ارزیابی او هم برای خانواده و هم برای نهاد مسئول روشن نباشد.
تربیت دانشآموزان کاملاً نامرئی زیر سایه نظام آموزشوپرورش کشور
وقتی دانشآموز بخش عمده سال را در خانه میگذراند و فقط برای ارزیابی پایان سال به مدرسه میرود، چه کسی بر کیفیت آموزش او نظارت میکند؟ آیا صرفا ثبت پرونده در یک مدرسه و دریافت کارنامه، به والدین این تضمین را میدهد که دانشآموز از آموزش و مهارتهایی که در محیط مدرسه به دست میآورد، برخوردار شده باشد؟
با وجود اعلام آموزشوپرورش مبنی بر صادر نشدن مجوز برای مراکز هوماسکول، این مراکز همچنان به خانوادهها خدمات آموزشی پیشنهاد میدهند و برای یک سال تحصیل در خانه تا ۱۷۵ میلیون تومان دریافت میکنند. در تماس تبیان با دو مرکز، هر دو از ثبت پرونده دانشآموزان در مدارس رسمی و دریافت کارنامه پایان سال گفتند؛ اما جزئیات این روند و نحوه نظارت بر آموزش این کودکان همچنان روشن نیست.
اگر فعالیت این مراکز غیرقانونی است، چطور دانشآموز میپذیرند، شهریههای چند دهمیلیونی دریافت میکنند و برای آینده تحصیلی کودکان وعده کارنامه رسمی میدهند؟ دانشآموزانی که نامشان در پروندههای مدرسه ثبت شده، اما بخش عمده سال در کلاسهای آن حضور ندارند؛ اشباحی در مدارس دولتی و غیرانتفاعی زیر سایه آموزشوپرورش!



پیام شما به ما