اگر خبری بارها تکرار شود، هزاران نفر آن را بازنشر کنند و روایتی منطقی به نظر برسد، آیا باید آن را حقیقت بدانیم؟ علوم شناختی نشان می‌دهند که چرا این نشانه‌ها ما را به اشتباه می‌اندازند و چطور می‌توانیم دقیق‌تر قضاوت کنیم.

فاطمه روستا
شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۸
رمزگشایی از اخبار جعلی با کمک علوم شناختی

تصور کنید وارد بازاری شلوغ شده‌اید که هزاران فروشنده با شعارهای فریبنده و صدای بلند، کالاهایشان را تبلیغ می‌کنند. یکی از کیفیت محصولش می‌گوید، دیگری به محبوبیت آن اشاره می‌کند و سومی مدعی است بهترین کالای بازار را دارد. در این هیاهو، چگونه باید تشخیص دهید که کدام فروشنده راست می‌گوید و کدام‌یک قصد فریب شما را دارد؟

دنیای امروز هم به چنین بازاری شباهت دارد؛ با این تفاوت که به‌جای کالا، با انبوهی از خبرها و ادعاها روبه‌رو هستیم و تشخیص واقعیت از اخبار جعلی هم اصلا آسان نیست.

پژوهش‌های علوم شناختی نشان می‌دهند که ذهن ما هنگام پردازش اطلاعات، گرفتار سوگیری‌هایی می‌شود که آسیب‌پذیری‌مان را در برابر اطلاعات نادرست افزایش می‌دهند. ما معمولاً همه جوانب یک ادعا را بررسی نمی‌کنیم و برای قضاوت، به چند نشانه محدود تکیه می‌کنیم.

در این بازار شلوغ اطلاعات، ذهن ما اغلب برای سنجش درستی یک ادعا به پنج پرسش زیر متوسل می‌شود:

پرسش اول: آیا دیگران هم این موضوع را قبول دارند؟

یکی از راه‌های رایج ما برای ارزیابی درستی یک خبر، توجه به نظر دیگران است. وقتی می‌بینیم افراد زیادی با یک ادعا موافقند، احتمال بیشتری دارد که آن را درست بدانیم. حتی اگر دیگران حادثه‌ یا خاطره‌ای را همان‌طور به یاد بیاورند که ما به خاطر می‌آوریم، اطمینان بیشتری پیدا می‌کنیم که خاطره‌مان دقیق است.

اما آیا رواج یک باور به معنای درست بودن آن است؟ لزوماً نه. ما گاهی تعداد دفعاتی را که یک ادعا شنیده‌ایم، نشانه‌ای از اعتبار آن می‌دانیم؛ درحالی‌که ممکن است حتی منبع یا تعداد دفعات شنیدن آن را به‌درستی به یاد نیاوریم.

این همان چیزی است که در پدیده «اثر حقیقت واهی یا Illusory Truth Effect» رخ می‌دهد: تکرار یک ادعا آن را باورپذیرتر می‌کند، حتی اگر شواهدی برای تأیید آن وجود نداشته باشد. برای مثال، گروه‌های کوچک اما پرهیاهو با تکرار یک شایعه در شبکه‌های اجتماعی، این تصور را ایجاد می‌کنند که افراد زیادی آن را باور دارند؛ درحالی‌که در واقعیت، تنها تعداد کمی به موضوع طرح‌شده باور دارند.

چگونه از این دام دوری کنیم؟

به‌جای توجه صرف به تعداد دفعات انتشار یک خبر یا تعداد افرادی که آن را بازنشر کرده‌اند، منبع اولیه خبر و شواهد مستقل پشتیبان آن را بررسی کنیم. محبوبیت، تعداد بازدیدها و تکرار یک ادعا، به‌تنهایی نشانه اعتبار آن نیستند.

پرسش دوم: آیا شواهد کافی برای تأیید این ادعا وجود دارد؟

وقتی شواهدی برای تأیید یک ادعا در اختیار داریم، معمولاً احتمال بیشتری دارد که آن را باور کنیم. برای بررسی شواهد می‌توانیم به پژوهش‌های علمی داوری‌شده، گزارش‌های خبری معتبر، اسناد رسمی و منابع تخصصی مراجعه کنیم.

بااین‌حال، ذهن ما همیشه شواهد را به‌دقت بررسی نمی‌کند. گاهی به‌جای ارزیابی واقعی آن‌ها، به این توجه می‌کنیم که چقدر آسان می‌توانیم اطلاعات و نمونه‌های مرتبط با یک ادعا را به یاد بیاوریم.

این میان‌بُر ذهنی «سوگیری اکتشافیِ در دسترس بودن یا Availability Heuristic» نام دارد. بر اساس این سوگیری، ممکن است آسانیِ به‌یادآوردن اطلاعات را با فراوانی یا اهمیت آن‌ها اشتباه بگیریم و حتی آن را نشانه‌ای از اعتبارشان بدانیم.

مثلا اگر نتوانیم فوراً شواهدی برای تأیید یک ادعا به یاد بیاوریم، تصور می‌کنیم چنین شواهدی وجود ندارد؛ حتی اگر پژوهش‌های معتبر متعددی آن را تأیید کرده باشند. برعکس، اگر چند نمونه پررنگ و به‌یادماندنی از یک اتفاق در ذهن داشته باشیم، گاهی آن اتفاق را رایج‌تر از آنچه واقعاً هست، تصور می‌کنیم.

اخبار جعلی گاهی از همین سازوکار بهره می‌برند. یک داستان هیجان‌انگیز یا تصویر تکان‌دهنده معمولا بیش از انبوهی از داده‌های دقیق در ذهن ما می‌مانند. اما آنچه آسان‌تر به یاد می‌آوریم، لزوماً فراوان‌تر، معتبرتر یا نماینده واقعیت نیست.

چگونه از این دام دوری کنیم؟

به‌جای تکیه بر حافظه یا احساس شخصی، فعالانه به دنبال شواهد بگردیم. باید این موارد را بررسی کنیم:

  • آیا منابع مستقل نیز همان ادعا را تأیید می‌کنند؟
  • آیا داده‌های ارائه‌شده قابل‌بررسی‌اند؟
  • آیا شواهد مخالفی وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند؟

پرسش سوم: آیا این ادعا با باورها و دانسته‌های من سازگار است؟

یکی از عوامل مؤثر در پذیرش اطلاعات، میزان سازگاری آن‌ها با باورها و دانسته‌های قبلی ماست. معمولاً اطلاعاتی را که با دیدگاه‌هایمان همخوانی دارند، راحت‌تر می‌پذیریم. درحالی‌که در برابر اطلاعات متناقض با باورهایمان، سخت‌گیرانه‌تر و بدبینانه‌تر برخورد می‌کنیم.

این گرایش گاهی باعث می‌شود ادعایی نادرست را صرفاً به این دلیل بپذیریم که با باورهای قبلی‌مان سازگار است. در مقابل، ممکن است شواهد معتبر را تنها به این دلیل رد کنیم که با برداشت‌های پیشین ما همخوانی ندارند.

این مسئله با مفهوم «ناهماهنگی شناختی یا Cognitive Dissonance» نیز ارتباط دارد. ناهماهنگی شناختی زمانی رخ می‌دهد که میان باورها، نگرش‌ها یا رفتارهای ما تضاد وجود داشته باشد و این تضاد احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کند.

برای کاهش این احساس، گاهی باورهایمان را بازنگری می‌کنیم. اما گاهی هم به‌جای پذیرش شواهد تازه، آن‌ها را نادیده می‌گیریم، توجیه می‌کنیم یا به دنبال اطلاعاتی می‌گردیم که باورهای قبلی‌مان را تأیید می‌کنند.

برای مثال، اگر از قبل به یک ادعای سیاسی یا اجتماعی باور داشته باشیم، خبرهای تأییدکننده آن را سریع‌تر می‌پذیریم و گزارش‌های مخالف را بدون بررسی کافی زیر سوال می‌بریم. در این حالت، به‌جای آنکه از شواهد برای ارزیابی باورهایمان استفاده کنیم، باورهایمان را ملاک قضاوت درباره شواهد قرار می‌دهیم.

چگونه از این دام دوری کنیم؟

هنگام مواجهه با یک خبر، از خود بپرسیم: «اگر این ادعا برخلاف باورهای من بود، آیا باز هم آن را می‌پذیرفتم؟»

همچنین، بهتر است پیش از قضاوت، قوی‌ترین شواهد مخالف دیدگاه خود را بررسی کنیم. تغییر نظر در برابر شواهد معتبر نشانه ضعف نیست؛ بلکه بخشی از تفکر انتقادی و یادگیری است.

پرسش چهارم: آیا این ادعا روایت منسجمی ارائه می‌دهد؟

انسان‌ها به‌طور طبیعی به داستان‌ها و روایت‌های منسجم علاقه دارند. وقتی اطلاعات مختلف در قالب روایتی منظم ارائه می‌شوند و اجزای آن ظاهراً به‌خوبی با یکدیگر جور درمی‌آیند، آن روایت را باورپذیرتر می‌دانیم.

روایت‌های منسجم به ما کمک می‌کنند تا اطلاعات پراکنده را کنار هم قرار دهیم و برای رویدادها توضیحی قابل‌فهم پیدا کنیم. بااین‌حال، انسجام یک داستان لزوماً به معنای صحت آن نیست.

یک خبر جعلی گاهی شخصیت‌های مشخص، جزئیات فراوان، علت و معلول‌های ظاهراً منطقی و نتیجه‌ای قانع‌کننده دارند. همین ویژگی‌ها باعث می‌شوند که مخاطب احساس کند با توضیحی کامل و معتبر روبه‌روست؛ حتی اگر داستان بر پایه حدس، اطلاعات ناقص یا ادعاهای ساختگی شکل گرفته باشد.

چگونه از این دام دوری کنیم؟

میان «داستانی که منطقی به نظر می‌رسد» و «ادعایی که با شواهد تأیید شده است» تفاوت بگذاریم. به‌جای آنکه فقط بپرسیم آیا روایت قابل‌فهم است، بررسی کنیم کدام بخش‌های آن واقعیت‌های مستند، کدام بخش‌ها تفسیر و کدام بخش‌ها حدس هستند.

معمولا توضیح واقعی یک رویداد پیچیده‌تر و نامطمئن‌تر از روایتی است که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود.

پرسش پنجم: آیا اطلاعات از منبعی معتبر نقل شده‌اند؟

منبع خبر یکی دیگر از عوامل مهم در قضاوت ماست. معمولاً اطلاعاتی را که از افراد یا نهادهای معتبر دریافت می‌کنیم، راحت‌تر می‌پذیریم. برای ارزیابی اعتبار یک منبع، به تخصص، سابقه، شفافیت و انگیزه‌های احتمالی آن توجه می‌کنیم.

بااین‌حال، قضاوت ما درباره اعتبار منابع همیشه دقیق نیست. آشنایی با چهره یک فرد، شنیدن مکرر نام او یا حتی آسان بودن تلفظ نامش بر احساس اعتماد ما تأثیر می‌گذارد.

برای نمونه، ممکن است فردی را که بارها در رسانه‌ها دیده‌ایم، صادق‌تر و قابل‌اعتمادتر بدانیم؛ حتی اگر تخصص مرتبطی با موضوع مورد بحث نداشته باشد. همچنین، پژوهشی در سال ۲۰۱۰ نشان داد که آشنایی و سهولت فهم لهجه گوینده بر میزان پذیرش اظهارات او تأثیر می‌گذارد.

این یافته‌ها نشان می‌دهند که احساس اعتماد به یک منبع همیشه از ارزیابی دقیق شواهد ناشی نمی‌شود. گاهی ویژگی‌هایی که ارتباط مستقیمی با صحت ادعا ندارند، بر قضاوت ما اثر می‌گذارند.

چگونه از این دام دوری کنیم؟

به‌جای اعتماد صرف به شهرت، ظاهر یا شیوه بیان گوینده، باید بررسی کنیم:

  • آیا او در زمینه مورد بحث تخصص دارد؟
  • اطلاعات خود را از کجا به دست آورده است؟
  • آیا منابع مستقل ادعایش را تأیید می‌کنند؟

حتی منابع معتبر نیز ممکن است اشتباه کنند. بنابراین، بهتر است اعتبار هر ادعا را جداگانه ارزیابی کنیم و صرفاً به دلیل انتشار آن از سوی یک فرد یا رسانه شناخته‌شده، آن را قطعی ندانیم.

چگونه با اخبار جعلی مقابله کنیم؟

روش‌های رایج مقابله با اخبار جعلی نیز همیشه هم بی‌خطر نیستند. اگر این روش‌ها با دقت به کار گرفته نشود، گاهی نتیجه‌ای معکوس به همراه دارند.

مثلا، تکرار یک شایعه هنگام تکذیب آن، آشنایی مخاطب با ادعا را افزایش می‌دهد. همچنین، اشاره مکرر به باورهای نادرست این تصور را ایجاد می‌کند که افراد زیادی به آن‌ها اعتقاد دارند. در نتیجه، تلاش برای اصلاح اطلاعات گاهی ناخواسته به ماندگاری و باورپذیری بیشتر اخبار جعلی منجر می‌شود.

برای مقابله با اخبار جعلی حواستان به این نکات باشد.

به‌جای تکرار ادعای نادرست، واقعیت را برجسته کنید!

هنگام اصلاح یک خبر جعلی، به‌جای تکرار اضافی ادعای نادرست، بیشتر بر واقعیت‌های تأییدشده تمرکز کنید. اگر لازم است به شایعه اشاره کنید، آن را کوتاه مطرح کنید و سپس شواهد معتبر را توضیح دهید. همچنین، از بازنشر غیرضروری تصاویر و ویدئوهای مرتبط با آن بپرهیزید؛ زیرا ممکن است ادعای نادرست را در ذهن مخاطب ماندگارتر کنند.

اصل کلیدی: هنگام اصلاح اطلاعات نادرست، واقعیت را به پیام اصلی تبدیل کنید، نه شایعه را.

پیام را روشن و ساده بیان کنید!

برای اینکه مخاطبان بتوانند اطلاعات را بهتر درک و ارزیابی کنند، از زبان ساده و شفاف استفاده کنید. نکات اصلی را در ابتدای پیام بیاورید، از اصطلاحات تخصصی غیرضروری بپرهیزید و اطلاعات پیچیده را مرحله‌به‌مرحله توضیح دهید. مثلا، هنگام معرفی یک پژوهش علمی، به‌روشنی بیان کنید که پژوهش چه چیزی را بررسی کرده، به چه نتیجه‌ای رسیده و چه محدودیت‌هایی دارد.

اصل کلیدی: هرچه فهم اطلاعات آسان‌تر باشد، مخاطب بهتر می‌تواند آن‌ها را بررسی و ارزیابی کند.

دسترسی به شواهد معتبر را آسان کنید!

برای بررسی یک خبر، مخاطب نباید مجبور باشد که زمان زیادی صرف جست‌وجو میان منابع مختلف کند. هنگام اصلاح یک ادعای نادرست، پیوند منبع اصلی و شواهد معتبر را ارائه دهید و به‌روشنی توضیح دهید کدام بخش ادعا نادرست است و چرا. به این ترتیب، مخاطب می‌تواند به‌جای اعتماد صرف به گفته شما، خودش نیز درستی اطلاعات را بررسی کند.

اصل کلیدی: تنها به مخاطب نگویید چه چیزی درست است؛ راه دسترسی به شواهد را نیز در اختیار او بگذارید.

پیشاپیش درباره شگردهای انتشار اطلاعات نادرست هشدار دهید!

آموزش نشانه‌های اخبار جعلی، پیش از مواجهه با آن‌ها، به افراد کمک می‌کند تا فریب اطلاعات گمراه‌کننده را کمتر بخورند. برای مثال، آگاهی از تأثیر تکرار یک ادعا بر باورپذیری آن، شگردهای دست‌کاری تصاویر و استفاده از تیترهای هیجان‌انگیز، باعث می‌شود که هنگام مواجهه با چنین پیام‌هایی محتاط‌تر باشیم و پیش از بازنشر آن‌ها مکث کنیم.

هدف این نیست که به همه اطلاعات بدبین شویم؛ بلکه باید یاد بگیریم پیش از پذیرش یا انتشار یک خبر، آن را با دقت بیشتری ارزیابی کنیم.

اصل کلیدی: آموزش پیشگیرانه افراد را برای تشخیص و مقابله با روش‌های گمراه‌کننده آماده‌تر می‌کند.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها