تصور کنید در یک جمع، فردی درباره حوزه تخصصی شما حرف اشتباهی میزند، مثلا: «کافیه چند تا نیروگاه برق بمباران بشه تا کل ایران در خاموشی فرو بره!»
احتمالاً نمیتوانید بیتفاوت بمانید و میخواهید واقعیت را برایش توضیح دهید.
اما اگر این اشتباه، عمدی باشد چه؟

نقشهای حسابشده برای فریب شما
یکی از ترفندهای کلاهبرداری و جاسوسی، تظاهر به ناآگاهی یا بیان ادعاهای اشتباه است.
مهاجم عمداً حرفی نادرست یا ناشیانه میزند تا شما را به توضیح دادن ترغیب کند. به این ترتیب، بهجای اینکه خودش اطلاعاتی بخواهد، شما داوطلبانه آنها را در اختیارش میگذارید.

بهای سنگین اثبات دانایی
گاهی میل به اثبات دانایی، ما را به افشای اطلاعات وامیدارد.
مثلا فردی در گفتوگویی کاری میگوید: «فکر میکنم فقط مدیر اجازه دسترسی به این اطلاعات را دارد.»
شما برای تصحیح او پاسخ میدهید: «نه، اتفاقاً در شرکت ما...»
و اطلاعاتی را فاش میکنید که در حالت عادی هرگز دربارهاش صحبت نمیکنید.

تلهای در لباس درماندگی
گاهی هم مهاجم نقش فردی ناآگاه و درمانده را بازی میکند: «ببخشید، من خیلی از این کارها سر درنمیآورم. میشه کمکم کنید؟»
با تکرار درخواستها و شکلگیری رابطهای دوستانه، احتیاط شما کمتر میشود و مهاجم از میل شما به کمک کردن سوءاستفاده میکند.

هر اشتباهی نیاز به اصلاح فوری ندارد!
معمولاً طرف مقابل برداشت اشتباهی از موضوع دارد. اما گاهی هم این اشتباه، ترفندی برای کشاندن شما به گفتوگو و گرفتن اطلاعات بیشتر است.
حرفهای بودن فقط به دانستن اطلاعات نیست؛ به این هم هست که بدانید چه اطلاعاتی را در چه موقعیتی و با چه فردی نباید به اشتراک بگذارید.

چطور در دام نیفتیم؟
قبل از پاسخ دادن یا تصحیح اشتباه دیگران، این سه سوال را از خودتان بپرسید:
- آیا این فرد مجاز به دریافت این اطلاعات است؟
- آیا واقعاً به این جزئیات نیاز دارد؟
- آیا میتوانم بدون افشای جزئیات حساس به او پاسخ بدهم




پیام شما به ما