انتشار ویدیویی از خوانندگی یک مرد و زن در مراسم ترحیمی در تهران، فضای مجازی را در بهت فرو برده است؛ پدیده‌ای که مرز میان سوگواری، نمایش و تابوشکنی را جابه‌جا کرده است.

ابوالقاسم شکوری
دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۹
مجلس ترحیم، سالن کنسرت نیست!

اخیرا ویدیویی از یک مراسم ختم در تهران در فضای مجازی منتشر شده است که در آن یک خواننده مرد به همراه یک خوانندۀ زن، پشت میکروفون، در حال اجرای زنده هستند. اگر زیرنویس ویدیو و لباس‌های مشکی حاضران نبود، شاید در نگاه اول تصور می‌کردید با یک ایونت هنری خصوصی یا یک کافه‌کنسرت زیرزمینی روبه‌رو هستید. اما نه؛ اینجا ایستگاه آخر زندگی یک انسان است و حاضران برای «تسلیت» آمده‌اند.

مراسم ختم در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما، همیشه چیزی فراتر از یک دورهمی برای گریه کردن بوده است. سنت اصیل ما، مجلس ترحیم را به مثابه یک «مکث قدسی» تعریف کرده است. در هیاهوی زندگی، وقتی همه در حال دویدن دنبال پول، شهرت و جایگاهیم، مرگ یک آشنا، مثل یک ترمز ناگهانی عمل می‌کند. صدای ملکوتی قرآن، طنین حزین «الرحمن» و ذکر مصیبت اهل‌بیت علیهم‌السلام کارکردش دقیقاً همین بود که به ما بازمانده تلنگر بزند: «حواست هست؟ نوبت تو هم می‌رسد!» به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مرگ بزرگ‌ترین واعظ است. از سوی دیگر، از منظر اعتقادی، روح متوفی در آن ساعات و روزهای نخستین، تشنه یک «فاتحه»، یک عمل خیر و یک ذکر نورانی است که دستگیرش باشد، نه تشنۀ سلفژ و آکوردهای موسیقی!

اما آنچه در این ویدیو و نمونه‌های مشابه سال‌های اخیر (از آوردن نوازنده‌های ویولن و هنگ‌درام بر سر مزار تا پذیرایی‌های عجیب و غریب در سالن‌های تشریفاتی شمال شهر) می‌بینیم، نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم خطرناک است: «کالایی شدن اندوه» و «تبدیل مرگ به ویترین تمایز».

طبقه جدیدی در کلان‌شهرها شکل گرفته که تمام هویت خود را در «متفاوت بودن» و «تابوشکنی» تعریف می‌کند. برای این جریان، دیگر فرقی نمی‌کند صحنه کجاست؛ جشن تولد، عروسی یا مجلس ختم. مهم این است که کاری انجام شود که «معمولی» نباشد و در فضای مجازی دیده شود. در واقع، کانون توجه در چنین مجالسی از «متوفی و عالم باقی» به «بازماندگان و پرستیژ اجتماعی آن‌ها» تغییر جهت داده است. وقتی پای خوانندگی زن و مرد به مراسم ختم باز می‌شود، پیامش این است که «ما حتی در غمگین بودن هم با بقیه جامعه فرق داریم و قواعد مذهبی و سنتی را به رسمیت نمی‌شناسیم.»

البته نباید چشم بر برخی واقعیت‌های موجود بست. حقیقت این است که بخشی از این فرار به سمت فرم‌های عجیب و غریب، واکنشی است به افت کیفیت و گاه کاسب‌کارانه شدن برخی مجالس ترحیم سنتی. ما گاهی «زیبایی» و «معنا» را از مناسکمان گرفته‌ایم و فقط «قالب» را نگه داشته‌ایم؛ و جامعه وقتی از معنا خالی شود، به سمت «فرم‌های نمایشی» پناه می‌برد.

با این حال، جایگزین کردن معنویت ختم با کنسرت و تک‌خوانی و هم‌خوانی زن و مرد، یک باخت دوسر است. اولاً، حرمت شرعی و عرفی مجالس ترحیم را می‌شکند؛ چرا که در فقه شیعه و فرهنگ دینی ما، حریم صوت و غنا، به‌ویژه در مجالس عمومی و مختلط، مرزهای مشخصی دارد که شکستن آن در مکانی که نامش «مجلس ترحیم» است، یک پارادوکس تلخ است. ثانیاً، این کار، «حق اندوه» و «وقار مرگ» را از انسان می‌گیرد.

مرگ، شوخی‌بردار نیست؛ لاکچری‌بردار هم نیست. انسان داغدار و انسان در مواجهه با مرگ، بیش از آنکه به «سرگرمی» و «اجرای هنری» نیاز داشته باشد، به «سکوت»، «تفکر» و «اتصال به یک حقیقت ابدی» محتاج است. موسیقی پاپ و آواهای نمایشی، شاید برای چند دقیقه فضا را احساسی کنند، اما هرگز نمی‌توانند آن آرامش عمیق روحی (سَکینه) را که از رهگذر ذکر خدا و یاد معاد حاصل می‌شود، به قلب‌های مضطرب تزریق کنند.

کلام آخر

این ویدیو بیش از آنکه یک هنجارشکنی ساده باشد، یک زنگ خطر فرهنگی است. جامعه‌ای که نتواند با «مرگ» به شکلی اصیل، عمیق و معنوی روبه‌رو شود و بخواهد جای خالی معنویت را با «شومَن‌بازی» و «تابوشکنی‌های اینستاگرامی» پر کند، در بزنگاه‌های سخت زندگی، تکیه‌گاهی نخواهد داشت.

اجازه دهیم مرگ، همان واعظ باوقار باقی بماند؛ حیف است این مجلس وعظ و تذکر را به سالن کنسرت تبدیل کنیم و وقتی چراغ‌ها خاموش شد، تنها چیزی که در خاطرمان مانده این باشد که «خواننده چه صدایی داشت.». برای کسی که دستش از دنیا کوتاه شده، یک «فاتحه» با اخلاص، هزار بار کارآمدتر از آوازی است که فقط به کار استوری‌های بیست‌وچهار ساعته می‌آید!

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها