از صف‌های طولانی پمپ‌بنزین در آسیا تا افزایش هزینه زندگی در آمریکا، پیامدهای جنگ آمریکا با ایران از مرزهای غرب آسیا فراتر رفته است. اختلال در تنگه هرمز به بحرانی تبدیل شده که هزینه‌هایش را به سراسر دنیا تحمیل می‌کند.

فاطمه روستا
پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۵

به گزارش نیویورک‌تایمز، بسته ماندن تنگه هرمز سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داده است. در یک ماه اخیر، در استانی در اندونزی، رانندگان موتورسیکلت‌های بدون سوخت را با دست می‌کشیدند یا در صف پمپ‌بنزین‌هایی رها می‌کردند که سوختی برای عرضه نداشتند.

در بنگلادش کمبود گاز طبیعی مایع (LNG) که برای تولید برق ضروری است، منجر به سهمیه‌بندی انرژی و تعطیلی موقت کارخانه‌های پوشاک شده است. صنایعی که موتور اصلی اقتصاد این کشور محسوب می‌شوند.

در آمریکا نیز افزایش قیمت سوخت به نارضایتی عمومی از دولت ترامپ دامن زده است. نظرسنجی مشترک رویترز و ایپسوس نشان می‌دهد که ۷۸ درصد آمریکایی‌ها سیاست‌های ترامپ، از جمله جنگ با ایران، را در افزایش هزینه‌های زندگی مؤثر می‌دانند.

اما چرا بسته ماندن تنگه هرمز و محدودیت تردد در آن تا این اندازه بر جهان تاثیر گذاشته است؟ مگر چند درصد انرژی جهان از طریق این تنگه تامین می‌شود؟

انرژی جهان از کجا تأمین می‌شود؟

انرژی بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره ماست؛ از گرمایش خانه‌ها و سوخت خودروها گرفته تا روشنایی شهرها و فعالیت کارخانه‌ها. این انرژی از منابع مختلفی مانند نفت، زغال‌سنگ، گاز طبیعی، انرژی هسته‌ای و منابع تجدیدپذیر تأمین می‌شود.

با وجود رشد سریع انرژی‌های تجدیدپذیر، سوخت‌های فسیلی همچنان حدود ۸۱ درصد از مصرف جهانی انرژی را به خود اختصاص می‌دهند. نفت با سهم ۳۱.۴ درصدی، بزرگ‌ترین منبع انرژی جهان است؛ پس از آن زغال‌سنگ با ۲۵.۹ درصد و گاز طبیعی با ۲۳.۵ درصد قرار دارند. باقی‌مانده مصرف انرژی نیز از منابعی مانند انرژی هسته‌ای، زیست‌توده سنتی و دیگر منابع تأمین می‌شود.

تولید انرژی جهان در چند منطقه جغرافیایی متمرکز است؛ به همین دلیل، هرگونه اختلال در تولید یا انتقال انرژی در این مناطق می‌تواند بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. غرب آسیا یکی از مهم‌ترین قطب‌های تولید نفت جهان است، درحالی‌که آمریکای شمالی بزرگ‌ترین منطقه تولیدکننده گاز طبیعی به شمار می‌رود. روسیه و آسیای مرکزی نیز از تولیدکنندگان عمده نفت و گاز هستند.

در سال ۲۰۲۳، ۱۰ کشور اصلی آمریکا، عربستان، روسیه، کانادا، چین، عراق، برزیل، امارات متحده عربی، ایران و کویت در مجموع حدود ۷۳٪ از نفت جهان را تامین می‌کردند.

انرژی غرب آسیا چگونه به سراسر جهان می‌رسد؟

به گزارش الجزیره، اهمیت غرب آسیا برای بازار جهانی انرژی تنها به میزان تولید آن محدود نمی‌شود؛ موقعیت جغرافیایی این منطقه نیز نقشی کلیدی دارد. سه گذرگاه دریایی راهبردی، یعنی تنگه هرمز، تنگه باب‌المندب و کانال سوئز، مسیر انتقال بخش مهمی از انرژی منطقه به بازارهای جهانی را تشکیل می‌دهند.

پیش از آغاز جنگ رمضان، حدود ۲۷ درصد از تجارت دریایی نفت جهان و نزدیک به ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) از تنگه هرمز عبور می‌کرد. این تنگه یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است. در سال ۲۰۲۲، بیش از ۸۰ درصد نفت خامی که از این تنگه عبور کرد، به مقصد آسیا ارسال شد و کشورهای هند، چین، کره جنوبی و ژاپن بزرگ‌ترین واردکنندگان آن بودند.

در غرب شبه‌جزیره عربستان، تنگه باب‌المندب دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند و کانال سوئز نیز دریای سرخ را به دریای مدیترانه پیوند می‌دهد. این دو گذرگاه، مسیرهای مهمی برای انتقال انرژی و سایر کالاها میان آسیا و اروپا هستند.

با گسترش درگیری‌های مرتبط با ایران به بخش‌های دیگر غرب آسیا و تشدید ناامنی در منطقه، تردد کشتی‌ها در این مسیرها کاهش یافته است. در نتیجه، برخی محموله‌های انرژی ناچار شده‌اند مسیرهای طولانی‌تری را طی کنند و با دور زدن قاره آفریقا به مقصد برسند. موضوعی که زمان حمل‌ونقل و هزینه‌های آن را افزایش می‌دهد.

ریچارد متیوز، مدیر بخش مشاوره و تحقیقات شرکت لندنی Gibson Shipbrokers، در گفت‌وگو با الجزیره، این وضعیت را یکی از شدیدترین محدودیت‌ها در یک گذرگاه دریایی راهبردی توصیف کرده است.

او با اشاره به اهمیت ویژه تنگه هرمز می‌گوید: «هیچ مسیر دریایی جایگزینی برای آن وجود ندارد. اگرچه خطوط لوله‌ای زمینی وجود دارند اما مسیر دریایی جایگزینی در کار نیست. و به همین دلیل است که این تنگه از نظر حجم محموله‌های انتقالی، چنین اهمیت بالایی دارد.»

در نهایت، بندرهای خلیج فارس نقش مهمی در انتقال انرژی منطقه به بازارهای جهانی ایفا می‌کنند. نقشی که نشان می‌دهد امنیت گذرگاه‌های دریایی غرب آسیا تا چه اندازه بر جریان انرژی و اقتصاد جهان اثر می‌گذارد.

کدام کشورها بیشترین وابستگی را به نفت غرب آسیا دارند؟

اختلال در زنجیره تأمین انرژی، تنها بازارهای نفت و گاز را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. پیامدهای آن در مراحل بعدی به زندگی روزمره مردم و فعالیت کسب‌وکارها نیز می‌رسد و خود را در قالب افزایش قیمت کالاهای اساسی نشان می‌دهد.

کشورهایی که به نفت، گاز و کودهای شیمیایی منطقه خلیج فارس وابسته‌اند، با مشکلاتی مانند افزایش قیمت‌ها، تأخیر در دریافت محموله‌ها و نیاز به یافتن تأمین‌کنندگان جایگزین روبه‌رو شده‌اند. حتی اگر قراردادهایی برای حفظ جریان کالاها وجود داشته باشد، هزینه‌های اضافی حمل‌ونقل و تأمین در نهایت ممکن است به مصرف‌کنندگان منتقل شود.

بر اساس آمار ارائه‌شده، اریتره و ماداگاسکار بیشترین وابستگی را به نفت غرب آسیا دارند و حدود ۹۰ درصد از نیاز نفتی خود را از این منطقه تأمین می‌کنند. پس از آن‌ها، پاکستان با ۷۸ درصد و ژاپن و کنیا، هرکدام با ۷۷ درصد، قرار دارند.

جایگزین‌کردن گاز غرب آسیا حتی از نفت دشوارتر بوده است؛ زیرا بخش مهمی از آن به شکل گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) از قطر و امارات متحده عربی و از مسیر تنگه هرمز به بازارهای جهانی منتقل می‌شود.

کشورهای آسیایی به شدت به گاز غرب آسیا وابسته هستند. کره جنوبی ۳۱ درصد از گاز مصرفی خود را از این منطقه تأمین می‌کند. پس از آن، هند با ۲۹ درصد، پاکستان با ۲۷ درصد و تایوان با ۲۶ درصد قرار دارند.

اختلال در این مسیر، کشورهای وابسته به این محموله‌ها را با افزایش هزینه سوخت و برق و رقابت شدیدتر برای دسترسی به محموله‌های محدود موجود روبه‌رو می‌کند. این وضعیت برای کشورهای کم‌درآمدی که ظرفیت ذخیره‌سازی اندکی دارند، دشوارتر است؛ چراکه فرصت و توان کمتری برای یافتن منابع جایگزین خواهند داشت.

کدام کشورها بزرگ‌ترین ذخایر اضطراری نفت را دارند؟

کشورها برای مقابله با قطع یا کاهش عرضه نفت، ذخایر اضطراری نگهداری می‌کنند. این ذخایر در دوره‌های بحران و جنگ، نقش پشتوانه‌ای مهم را در بازار جهانی انرژی ایفا می‌کنند. اما اکنون نگرانی‌ها درباره کاهش ذخایر قابل‌عرضه هم افزایش یافته است.

فعالان صنعت انرژی هشدار داده‌اند که ذخایر قابل‌عرضه کشورهای غربی رو به کاهش است. در همین حال، ذخایر راهبردی نفت ایالات متحده نیز به پایین‌ترین سطح خود از سال ۱۹۸۲ رسیده است.

امین ناصر، مدیرعامل شرکت آرامکوی سعودی، روز دوشنبه (۱۳ مهر ۱۴۰۵) در «مجمع هوش انرژی» در لندن گفت: «برآوردها نشان می‌دهد که امروز کمتر از ۶ میلیارد بشکه ذخایر تجاری باقی مانده است که بخش عمده آن عملاً قابل‌دسترسی نیست.»

آژانس بین‌المللی انرژی که هماهنگی ذخایر اضطراری کشورهای عضو را بر عهده دارد، در ماه مارس از آزادسازی بی‌سابقه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت خبر داد. این آژانس اکنون در حال آماده‌سازی برای آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه دیگر نفت خام و گازوئیل است تا به مهار افزایش شدید قیمت گازوئیل کمک کند. با این حال، ممکن است بخشی از این حجم، همان نفتی باشد که در ماه مارس آزاد شد اما هنوز به بازار نرسیده است.

در همین شرایط، وقوع طوفان در خلیج مکزیک و حملات در عربستان سعودی بار دیگر نگرانی‌ها درباره عرضه نفت را افزایش داده‌اند و قیمت این کالا را در سطحی بالاتر از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه نگه داشته‌اند.

پیش از آزادسازی ذخایر در سال جاری، چین با حدود ۱.۴ میلیارد بشکه نفت، بزرگ‌ترین ذخایر را در اختیار داشت؛ رقمی که با فاصله‌ای چشمگیر از ذخایر سایر کشورهای این فهرست بیشتر بود. ایالات متحده با ۴۱۳ میلیون بشکه در جایگاه دوم قرار داشت و ژاپن با ۲۶۳ میلیون بشکه، رتبه سوم را به خود اختصاص داده بود.

آیا آمریکا هم به تنگه هرمز وابسته است؟

برای پاسخ به این سوال باید از چند زاویه به موضوع نگاه کنیم. بعضی منابع تخمین می‌زنند که تنها حدود ۷ درصد از واردات نفت خام ایالات متحده از طریق تنگه هرمز انجام می‌شود. هم‌چنین نفت منطقه خلیج فارس تنها ۲ درصد از کل نفت مصرفی آمریکا را تشکیل می‌دهد. با این حال، وابستگی آمریکا به تنگه هرمز را نمی‌توان صرفاً با میزان نفتی سنجید که مستقیماً از این مسیر وارد می‌کند.

نفت کالایی است که در بازاری جهانی خریدوفروش می‌شود؛ بنابراین، اختلال در عرضه آن از غرب آسیا قیمت‌ها را در سراسر جهان افزایش می‌دهد. حتی اگر کشوری مانند آمریکا بخش اندکی از نفت موردنیاز خود را از این منطقه تأمین کند.

با بسته ماندن یا تشدید محدودیت تردد در تنگه هرمز، عرضه نفت در بازار جهانی کاهش می‌یابد و خریداران برای دسترسی به محموله‌های موجود با یکدیگر رقابت می‌کنند. نتیجه این وضعیت افزایش قیمت نفت خام، سوخت خودروها، سوخت جت (و در نتیجه بلیت هواپیماها)، حمل‌ونقل و در نهایت هزینه تولید و توزیع کالاها در آمریکا است (همان موضوعی که الان هم رخ داده است).

طبق گزارش CNN، افزایش شدید قیمت انرژی در آمریکا از جمله بالا رفتن قبض‌های گرمایشی منازل از زمان آغاز جنگ رمضان، حدود ۱۱۰۰ دلار برای یک خانواده معمولی آمریکایی هزینه داشته است. در این میان، قیمت نفت گرمایشی، سوختی شبیه به گازوئیل که برای گرم‌کردن خانه‌ها در آمریکا استفاده می‌شود، نیز به‌شدت افزایش یافته است. بر اساس پیش‌بینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا، خانوارهایی که از این سوخت استفاده می‌کنند، در مقایسه با زمستان گذشته باید حدود ۲۱ درصد بیشتر برای تأمین سوخت موردنیاز خود هزینه کنند.

و در پایان

در نهایت، جنگی که قرار بود با فشار بر ایران، معادلات منطقه را به سود واشنگتن تغییر دهد، حالا پیامدهایش را در قبض‌های انرژی خانواده‌های آمریکایی، قیمت کالاها در آسیا و هزینه حمل‌ونقل در سراسر جهان نشان می‌دهد.

در بازار جهانی انرژی، هیچ کشوری جزیره‌ای جداافتاده نیست؛ وقتی یکی از مهم‌ترین شریان‌های نفت جهان مختل می‌شود، هزینه آن را حتی کشورهایی می‌پردازند که وابستگی مستقیمی به نفت خلیج فارس ندارند.

ترامپ با آغاز این جنگ، تنها ایران و منطقه را درگیر بحران نکرده؛ بلکه اقتصاد جهان را نیز به باتلاقی کشانده که هم ماندن و هم خروج از آن برای همه به شدت پرهزینه است؛ حتی برای خود آمریکا.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها