نماز اول وقت؛ به قیمت قفل کردن باجه خدمت!
از سر کار مرخصی ساعتی گرفتهای، با زحمت خودت را به اداره رساندهای و نوبتت تقریباً رسیده که ناگهان کارمند از جا بلند میشود: «نماز!». صندلی خالی میماند و تو با ساعتی که تیکتاک میکند تنها میمانی. پیرمردی که از روستا برای یک امضای ساده آمده، زیر لب میگوید: «خدا قبول کند، اما ما چه کنیم؟»
این صحنه برای خیلی از ما آشناست؛ صحنهای که دو ارزش مقدس را رو در روی هم قرار میدهد: تکلیف عبادی و مسئولیت شغلی. حق با کیست؟ نماز اول وقت یا مردم معطل پشت در؟
جواب سادهای ندارد، ولی با کمی دقت در منابع دینی، خیلی هم پیچیده نیست.
نماز اول وقت: فضیلتی بزرگ، نه واجبی فوری
تردیدی نیست که نماز اول وقت در فرهنگ شیعی جایگاهی بیبدیل دارد. قرآن میفرماید: «إِنَّ الصَّلَاةَ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا» [نساء/۱۰۳]. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «فضل الوقت الاول علی الاخیر کفضل الآخرة علی الدنیا»؛ برتری نماز اول وقت بر آخر وقت، مانند برتری آخرت بر دنیاست. [وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۰۱]
شهید مطهری در کتاب «آزادی معنوی» نماز اول وقت را تمرین «انضباط روح» مینامد؛ یعنی بنده یاد میگیرد ارادهاش را به وقت الهی تنظیم کند، نه به وقت دلخواه خود.
اما همین فقهی که این همه بر اول وقت تأکید دارد، یک اصل طلایی دیگر هم دارد: عبادت نباید به قیمت تضییع حق مردم تمام شود. نماز اول وقت مستحب مؤکد است، نه واجب فوری. وقت نماز ظهر و عصر تا نزدیک غروب ادامه دارد. یعنی شریعت خودش به ما فرصت داده است؛ فرصتی که مهربانی خدا را نشان میدهد، نه سهلانگاری را.
در طرف دیگر، کارمندی که پشت میز نشسته با دستگاه یا مردم قرارداد بسته است. قرآن صریحاً میگوید: «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» (مائده: ۱). وقت اداری، وقت خود کارمند نیست؛ امانتی است که بابتش حقوق میگیرد. معطل کردن مراجعهکننده هم ربطی به سلیقه ندارد، چون پای حقالناس در میان است.
وقتی سجاده روی حقالناس پهن میشود
فقها در چنین موقعیتی از قاعدهی «تزاحم» استفاده میکنند: وقتی دو تکلیف همزمان نمیشوند، آن که مهمتر است مقدم میشود. نماز اول وقت مستحب مؤکد است، اما ادای حق مردم و عمل به تعهد شغلی واجب است. در تزاحم بین واجب و مستحب، عقل و شرع حکم میکند واجب مقدم است.
مرجع شهید، آیتالله العظمی خامنهای در پاسخ به استفتاء «آیا جایز است کارمندان در اداره ها و مؤسسات دولتی اقامه نماز جماعت داشته باشند؟
چنین جواب داده است: «اقامه نماز و بیان احکام و معارف و امثال آن در هنگام اجتماع برای نماز درخصوص ماه مبارک رمضان و سایر ایّام الله مانع ندارد، مشروط بر این که حقوق مراجعین تضییع نشود.»
جالب است که قرآن در آیات آغازین سورهی مؤمنون، بلافاصله پس از ستایش مؤمنانی که «در نمازشان خاشعاند»، از کسانی یاد میکند که «امانتها و پیمانهایشان را پاس میدارند» (مؤمنون: ۸). گویی میخواهد بگوید نماز و امانتداری دو بال یک پرواز هستند و هیچکدام بدون دیگری کامل نیست.
قانون چه میگوید؟
نکته جالب اینجاست که قانون اداری ایران هم همین منطق فقهی را پذیرفته است. ماده ۸۷ قانون مدیریت خدمات کشوری، کارمندان را موظف به حضور مستمر و پاسخگویی در ساعات اداری میکند و ترک پست بدون هماهنگی، تخلف اداری محسوب میشود.
این بدان معنا نیست که نماز را سبک بشماریم. چون نه دین تعطیلی خدمت را میخواهد و نه قانون. هنر مدیریت اسلامی همینجاست: جمع بین حقالله و حقالناس.
راه سوم؛ نه ترک سجاده، نه بستن باجه
اسلام دین بنبست نیست. راهحلهایی که فقها و کارشناسان مدیریت پیشنهاد میدهند، نشان میدهد میتوان هم بنده خوب خدا بود و هم کارمند امین خلق:
۱. نماز جماعت چرخشی: در ادارات پرمراجعه، کارکنان به دو گروه تقسیم شوند. گروه اول نماز را اول وقت میخواند و گروه دوم خدمت را ادامه میدهد، سپس جابجا میشوند. بسیاری از بانکها و بیمارستانهای موفق همین الگو را اجرا میکنند.
۲. نماز در نزدیکترین فرصت: وقت فضیلت نماز ظهر تا حدود یک ساعت و نیم پس از اذان باقی است. اگر واقعاً ارباب معطل میشود و راضی نیست، اول کار او را راه بیندازید.
۳. سجاده سیار: اگر محیط کار اجازه میدهد، کارمند میتواند در خلوتترین گوشه محل کار، نمازش را فرادا و با رعایت اختصار بخواند و بلافاصله به خدمت برگردد. اکثر مردم با این موضوع مشکلی ندارند. فقه شیعه، نماز فرادای بهموقع کارمند مسئول را بر نماز جماعت با تعطیلی خدمت، ترجیح میدهد.
۴. تکریم ارباب رجوع به عنوان عبادت: امام صادق علیهالسلام میفرماید: «قَضاءُ حاجَةِ المُؤمِنِ خَیرٌ مِن عِتقِ أَلفِ رَقَبَةٍ، وَ خَیرٌ مِن حُملانِ أَلفِ فَرَسٍ فی سَبیلِ الله.»؛ برآوردن نیاز مؤمن، از آزاد کردن هزار برده و از تجهیز کردن هزار اسب در راه خدا برتر است. (الکافی، ج۲، ص۱۹۵) وقتی کارمندی گره از کار خلق باز میکند، در حقیقت در حال اقامه نماز عملی است.
سخن آخر؛ خدایی که در صف انتظار هم هست
ما گاهی خدا را فقط در مسجد و محراب جستجو میکنیم، غافل از اینکه خدای مسجد، همان خدای اداره و خیابان است. خدایی که از ما نماز اول وقت خواسته، همان خدایی است که فرموده: «وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ»؛ از حق مردم کم نگذارید. [اعراف/۸۵]
نماز اول وقت نور چشم مؤمن است، اما این نور نباید چشمِ منتظری را به اشک بنشاند. دینداری ناب، هنر تنظیم ساعت دل با دو قبله است: قبله آسمان و قبله خلق. کسی که برای رسیدن به قبله اول، قبله دوم را ویران کند، شاید رکوع و سجودش کامل باشد، اما یقیناً عدالتش ناقص است.
پس دفعه بعد که صدای اذان با صدایِ «آقا، فقط یک امضا میخوام» همزمان شد، یادمان باشد؛ خدا برای نماز ما عجله ندارد، اما بندهاش چرا. و چه بسا همان امضای بهموقع، خودِ اذانی باشد که ما را به خدا نزدیکتر میکند.



پیام شما به ما