به هنگام رکوع و پس از قرائت، یاد عظمت و کبریایی خداوند از یک سو و پستی همه ماسوا از سوی دیگر، نمازگزار را وامی‌دارد که در برابر عظمت الهی دست‌ها را بلند کند و بانگ تکبیر برآورد و به نشانه تسلیم در برابر اوامر و فرمان‌های الهی و به علامت انقیاد، سر تسلیم فرود آورد و تا حد رکوع فروتنی کند.

مهری هدهدی
پنجشنبه ۲ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۹
رکوع؛ از شکستن غرور تا رسیدن به خدا

شایسته است نمازگزار به هنگام رکوع بکوشد که همه ذرات وجودش را نیز به تسلیم و فروتنی در برابر قدرت بیکران حضرت حق وادارد و عظمت بی‌پایان خداوند را در دل خویش مجسم کند تا دلش کاملاً در برابر خداوند خاضع شود و زبانش نیز به تبعیت از دل، به تسبیح، تقدیس و تنزیه حضرت حق گشوده شود. «سُبْحَانَ‌ رَبِّیَ‌ الْعَظِیمِ‌ وَ بِحَمْدِهِ»، منزه است پروردگار بزرگوار من، و من او را می‌ستایم. لازم است که نمازگزار این ذکر را چندین بار بر زبان ‌آورد و خدای تعالی را بزرگ­تر از هر بزرگی بداند و هر لحظه بر خضوع و فروتنی خود بیافزاید و آنگاه سر از رکوع بردارد و به قامت راست بایستد و برای تأکید در امید استجابت «سَمِعَ‌ اللَّهُ‌ لِمَنْ‌ حَمِدَه»، خداوند ستایش کسی را که او را می‌ستاید، می‌شنود، بر زبان راند.

اگر رکوع با این شرایط و آداب و توجه قلبی انجام شود، نمازگزار را به منتهی درجه فروتنی در پیشگاه خداوند می‌رساند.

رکوع آغاز خضوع و سجود پایان آن است. هر کس رکوع را به صورت کامل انجام دهد و حق آن را ادا کند، شایستگی سجده می‌یابد. رکوع را می‌توان به ادب و سجده را به تقرب و نزدیکی مانند کرد. کسی­که ادب ندارد، به طور حتم لیاقت تقرب هم نمی‌یابد. نمازگزار باید در رکوع، رفتار خاضعان و خاشعان را پیشه خود سازد و با تمام اعضا و جوارح خویش در برابر عظمت خداوند سر تسلیم فرود آورد و همواره نگران و هراسان باشد که مبادا پاداش رکوع کنندگان را از کف بدهد. (شهیدثانی، اسرار نماز، ص ۱۴۹)

نمازگزار وقتی می‌تواند به حریم سجده برسد که از مرتبه رکوع به سلامت و درستی گذشته باشد.

رکوع مقام خضوع و محل خشوع قلبی است، و مطلوب است که نمازگزار نسبت به خداوند، خشوع و خضوع را به تمامی و با نهایت توجه به انجام رساند. پس شایسته است با شرمساری، سر به زیر آورد و زبان به اعتراف گشاید. از سوی دیگر قصور و تقصیر نوع ‌انسان در درگاه خدا بی‌شمار است؛ حضرت آدم علیه‌السلام با خوردن از میوه درخت ممنوع، مورد خشم و غضب خداوندگار هستی قرار گرفت و از درگاه الهی رانده شد، سپس به اسارت گناه درآمد و گوسالة نفس اماره را پرستید، شهوت و غضب را بر عقل خود برتری داد و عمر خود را پیوسته در بی­شرمی و تن‌آسایی سپری کرد، این همه مایة شرمساری انسان است و شایسته است که او به رکوع درآید و از سر خجالت در برابر پروردگار بی‌نیاز بخشاینده فریاد کند «سُبْحَانَ‌ رَبِّیَ‌ الْعَظِیمِ‌ وَ بِحَمْدِهِ». (انصاریان، عرفان اسلامی، ج ۶، ص ۴۱)

امام صادق علیه‌السلام در این‌ باره می‌فرماید: «فَارْکَعْ‌ رُکُوعَ‌ خَاشِعٍ‌ لِلَّهِ...»، (مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۱۰۸) رکوع کن اما رکوعی که خشوع قلبی و بیم و هراس بسیار از مقام خداوند با آن همراه باشد. اگر فردی به درگاه شخص قدرتمندی حضور یابد، از بیم بی‌ادبی و از هراس چنان مجلسی از حرکت‌های لغو و سخنان بیهوده دست می‌شوید. آیا شایسته نیست که نمازگزار به هنگام رکوع و حضور به درگاه مالک دنیا و آخرت، از تمام مشغولیت‌های ذهنی و قلبی دست بشوید و یک­سره تمام ذهن و قلب خویش را برای حضرت حق اختصاص دهد؟ (انصاریان، عرفان اسلامی، ج ۶، ص ۴۲)

نکات قابل توجه در رکوع

۱ ـ رکوع علاوه بر اظهار خشوع، ‌اقرار بر کوتاهی در قیام به خدمت خداوند است. پس نمازگزار با این عمل به خدا پناه می‌برد و به خاطر از دست دادن توفیقاتی که خداوند به رکوع کنندگان عطا می‌فرماید، اظهار ندامت و پشیمانی می‌کند.

۲ ـ مستحب است نمازگزار در رکوع پشت خود را ثابت نگه دارد تا نشان دهد با وجود کوتاهی در بندگی، با خضوع و سرافکندگی و بدون انحراف و وابستگی به غیر خدا، به پیشگاه او آمده است. همچنین دور نگه داشتن آرنج‌ها از بدن، نشانه نفی هر قدرت و تکیه بر نیرویی جز خداوند است.

۳ ـ انحنای رکوع، نشانه فرود آمدن نمازگزار از مقام قیام است. او در رکوع با خضوع و خلوص به خداوند اعلام می‌کند که تنها به قدرت الهی می‌تواند بایستد و قیام او نیز تنها برای خدمت به خداوند است.

۴ ـ رمز دیگر انحنای رکوع، گریز عابد از وسوسه‌های شیطانی و توهم استقلال است. نمازگزار با اظهار خضوع و بندگی و پناه بردن به خداوند، از این وسوسه‌ها دور می‌شود و خداوند او را در پناه صفات خویش قرار داده و مقامش را به اندازه ذات خود بالا می‌برد.

از امیرالمومنین علیه‌السلام درباره معنای گردن کشیدن در رکوع پرسیدند، امام در پاسخ فرمود: در این حالت نمازگزار به زبان حال می‌گوید: «خدایا من به تو ایمان آورده‌ام حتی اگر در این راه گردنم با شمشیر قطع شود». این حقایق آشکار می‌سازد که انسان با این همه حقارت و ناتوانی، مورد لطف و احسان خدای سبحان قرار گرفته و اجازه یافته است برای اظهار تواضع و بندگی به پیشگاه آن حضرت وارد شود. (انصاریان، عرفان اسلامی، ج ۶، ص ۴۳)

حکایت ربیع بن خثیم

در کتاب «تحفه‌المؤمنین» از ربیع بن خثیم، از اصحاب امام حسین علیه‌السلام، نقل شده که پس از شنیدن خبر شهادت امام، آن‌قدر گریست که بینایی خود را از دست داد. وقتی به او پیشنهاد دعا برای بازگشت بینایی شد، گفت امور مهم‌تری دارم که درباره آن دعا کنم. ربیع کم‌سخن بود و سخنانش بیشتر موعظه بود. پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام، دیگر کسی او را خندان یا سخنگو ندید. او از زاهدان مشهور بود و شب‌ها را به رکوع می‌گذراند، اما با این حال می‌گفت: «دریغا مخلصان پیش رفتند و من هنوز در آغاز راه مانده‌ام.»(انصاریان، عرفان اسلامی، ج ۶، ص ۴۵)

امام صادق علیه‌السلام در ذیل روایتی به نمازگزار چنین توصیه کرده است: وَ اسْتَوْفِ‌ رُکُوعَکَ‌ بِاسْتِوَاءِ ... (بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۱۰۹) نمازگزار باید پشت خود را به هنگام رکوع چنان صاف نگاه دارد که اگر قطره آبی بر آن گذارند به هیچ طرف سرازیر نشود و به خاطر داشته باشد که به مدد و یاری خداوند این رکوع را انجام می‌دهد نه با اراده و قدرت خود؛ و به استمداد از خداوند، وسوسه و فریب شیطان را از دل بزداید و به فروتنی و خضوع در درگاه الهی اهتمام ورزد چرا که درجات بندگان، نزد خداوند به اندازه تواضع و فروتنی آنان است.

امام صادق علیه‌السلام در حدیثی دیگر می‌فرماید: «رکوع از ارکان عظیم نماز است که بدون آن، نماز باطل و بی‌حاصل می‌شود. رکوع تواضع انسان در پیشگاه مقدس حضرت حق را به نمایش می‌گذارد و از جمله بهترین اعمال و عبادات انسان در بارگاه مقدس خداوند است». (انصاریان، عرفان اسلامی، ج ۶، ص ۱۴) رکوع توجه خداوند را به انسان عابد جلب می‌کند و از راه‌های نجات انسان از عذاب روز جزاست؛ چرا که این رکن نماز بیانگر این معناست که نمازگزار از کبر و منیت و خودخواهی و خودپرستی پاک شده است و قصد سرپیچی از پروردگار خویش را ندارد و تنها به اطاعت و فرمانبرداری از او گردن می‌نهد.

نمازگزار در رکوع، آلودگی‌های دل و جان را می‌زداید، از هواهای نفسانی و وسوسه‌های شیطانی می‌گریزد و با فروتنی در برابر خداوند، به آرامش و نور هدایت می‌رسد. رکوع، کبر و غرور را درمان و راهی به سوی ملکوت اعلی می‌گشاید. حقیقت رکوع زمانی درک می‌شود که نمازگزار به عظمت خداوند و حقارت همه موجودات در برابر او آگاه باشد و با تمام وجود، عقل، قلب و نفس خویش در برابر او خضوع کند.

به رکوع درآمدن عقل آن است که نمازگزار ذهن و قوای فکری خود را از اوهام و شائبه‌های شیطانی و خیال و تصورات باطل و تصمیم­های غلط نسبت به بندگان خدا دور نگاه دارد. رکوع قلب بدان معناست که دل را از محبت‌ها و نفرت‌های بی‌مقدار خالی کند و آن را به محبت ‌الهی بیاراید. به رکوع درآمدن نفس، زدودن گناهان اخلاقی از نفس و آراستن آن به نیکی‌های الهی است. اگر بدن در رکوع ولی قلب و عقل و نفس خارج از این مدار باشند، در حقیقت انسان به مرزهای تکبر نسبت به حقایق الهی نزدیک شده است. (انصاریان، عرفان اسلامی، ج ۶، ص ۱۳)

 

رکوع، رجوع انسان به اصل خویش

نمازگزار در حالت رکوع در برابر خداوند فروتنی می‌کند و با این عمل به فقر و ناتوانی خود که اساس ذات اوست، باز می‌گردد. خداوند انسان را از پست‌ترین مواد و از نیستی به وجود آورده است و رکوع بازگشت انسان به آن مرحله است. رکوع در حقیقت بازگشت به اصل است.

اگر انسان در حال رکوع بر اصل خود که هیچ بوده، نظر داشته باشد، آنگاه می‌تواند ادعا کند که رکوعی به تمامی انجام داده است. در این صورت چنین عبادتی، تمام پستی‌ها، آلودگی‌ها و زشتی‌ها را از لوح جانش پاک می‌کند و راه او را برای دستیابی به نیکی‌ها و حسنات می‌گشاید. (انصاریان، عرفان اسلامی، ج ۵، ص ۱۶۰)

استاد جوادی آملی درباره رکوع و تفسیر آن به نکته ظریفی اشاره کرده‌اند: که هر قیامی در پیشگاه خدای متعال جز افتادگی و شکستگی نیست؛ زیرا هر زنده‌ای نسبت به آن حی مطلق مرده، هر دانایی در برابر علم بیکران او نادان و هر توانایی نسبت به قدرت بی‌حساب او ضعیف و ناتوان است. او زنده و باقی و همه موجودات نابود و فانی هستند. از این رو حضرت علی علیه‌السلام فرموده: «وَ کُلُّ قَوِیٍّ غَیْرَهُ ضَعِیفٌ وَ کُلُّ مَالِکٍ غَیْرَهُ مَمْلُوکٌ وَ کُلُّ عَالِمٍ غَیْرَهُ مُتَعَلِّمٌ وَ کُلُّ قَادِرٍ غَیْرَهُ یَقْدِرُ وَ یَعْجَزُ...». (نهج‌البلاغه، خطبه ۶۴)

بر این اساس، نمازگزار با خم‌شدن در رکوع و به‌جا آوردن سجده، راز نهان مرحله تنزل را در قالب رکوع و سجود آشکار می‌کند. خم شدن در رکوع می‌تواند نمادی از آمادگی برای جانبازی در راه حق باشد؛ چراکه رکوع در برابر خداوند، به معنای قیام در برابر دشمنان خداست. بنابراین، مبارزه برای دفاع از دین اسلام، هرچند قیام به شمار می‌آید، در برابر خداوند چیزی جز اطاعت و فرمانبرداری محض نیست.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها