بازگشت به مدرسه همیشه به معنای بازگشت آرامش نیست؛ به‌خصوص وقتی جنگ هنوز ادامه دارد. چگونه می‌توان به دانش‌آموزان کمک کرد با وجود اضطراب، روال زندگی و یادگیری خود را حفظ کنند؟

فاطمه روستا
دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۸
از اضطراب جنگ تا میز مدرسه؛ راهکارهایی برای روزهای ناآرام

باز شدن دوباره درهای مدرسه، لزوماً به معنای بازگشت همه‌چیز به حالت عادی نیست. در شرایطی که احتمال وقوع اتفاقی تازه بخشی از زندگی روزمره ما شده، نشستن پشت میز و تمرکز روی کتاب برای بسیاری از دانش‌آموزان ساده نخواهد بود.

در چنین شرایطی، انتظار اینکه کودکان و نوجوانان بدون توجه به اضطراب و نااطمینانی اطرافشان مانند گذشته درس بخوانند، چندان واقع‌بینانه نیست. آنچه بیش از هر چیز به آنها کمک می‌کند، ایجاد احساس ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و امنیت است؛ حتی اگر شرایط بیرونی هم‌چنان نامشخص باشد.

در ادامه، راهکارهایی را برای کمک به کودکان و نوجوانان برای حفظ آرامش، تمرکز و روند یادگیری در چنین شرایطی بررسی می‌کنیم.

در میان بی‌ثباتی، ثبات بسازید!

در شرایط بحرانی، دانش‌آموز احساس عدم اطمینان می‌کند و دیگر مطمئن نیست که قرار است چه اتفاقی بیفتد. ایجاد چند روال ساده و تکرارشونده بخشی از این بی‌ثباتی را جبران می‌کند.

زمان خواب و بیداری، وعده‌های غذایی، مطالعه، بازی و استراحت را تا حد امکان در ساعت‌های مشخص قرار دهید. لازم نیست هر روز دقیقاً یکسان باشد. همین که دانش‌آموز بداند بعد از مدرسه چه اتفاقی می‌افتد و چه زمانی برای استراحت یا انجام تکالیف دارد، به کاهش احساس آشفتگی او کمک می‌کند.

حتی رسم‌های کوچک خانوادگی، مثل چند دقیقه گفت‌وگو هنگام شام یا یک کار مشترک کوتاه پیش از خواب، به روز ساختار می‌بخشد.

پیش از درس، ذهن او را آرام کنید!

گاهی مشکل دانش‌آموز «نخواندن» نیست؛ ذهن او هنوز درگیر چیزی است که در اطرافش اتفاق می‌افتد. در این شرایط، اصرار مستقیم برای درس خواندن گاهی نتیجه معکوس به همراه دارد.

پیش از شروع مطالعه، چند دقیقه‌ای را به فعالیتی آرام اختصاص دهید: چند نفس عمیق، کمی کشش بدنی، قدم زدن، نقاشی یا حتی گفت‌وگویی کوتاه و بدون فشار. اگر والد نیز در این فعالیت همراه دانش‌آموز باشد، احتمال بیشتری دارد که او احساس آرامش و همراهی کند.

هدف این نیست که نگرانی‌ها را نادیده بگیریم. بلکه باید فرصتی ایجاد کنیم تا ذهن دانش‌آموز، از حالت آماده‌باش دائمی فاصله بگیرد و دوباره برای توجه و یادگیری آماده شود.

به نگرانی‌های دانش‌آموزان گوش دهید!

وقتی دانش‌آموز از جنگ، مدرسه یا آینده نگران است، اولین واکنش والدین ارائه راه‌حل است: «نگران نباش»، «چیزی نمی‌شود» و «برو درست را بخوان.» اما گاهی او به راه‌حل نیاز ندارد؛ تنها می‌خواهد شنیده شود.

اگر دانش‌آموز می‌گوید «نمی‌دانم اگر دوباره اتفاقی بیفتد، چه می‌شود»، به جای رد کردن نگرانی‌اش می‌توان گفت: «می‌فهمم چرا این وضعیت نگران‌کننده است.» یا اگر از تغییر شرایط مدرسه ناراحت است: «طبیعی است که با این همه تغییر، تمرکز کردن برایت سخت شده باشد.»

شنیدن نگرانی به معنای تأیید ترس یا پیش‌بینی آینده نیست. به این معناست که دانش‌آموز بداند احساساتش نادیده گرفته نمی‌شوند. هم‌چنین می‌تواند درباره آنها با یک بزرگسال قابل اعتماد صحبت کند.

سواد رسانه‌ای را به دانش‌آموز بیاموزید!

در زمان بحران، فضای مجازی اضطراب را چند برابر می‌کند. یک دانش‌آموز ممکن است در چند دقیقه با ده‌ها خبر، ویدئو و پیام درباره حمله احتمالی، اتفاقی که «قرار است به‌زودی رخ دهد» یا حتی ادعای شروع یک جنگ تازه روبه‌رو شود. اما زیاد دیده شدن یک خبر، لزوماً به معنای درست بودن آن نیست.

به دانش‌آموزان یاد بدهیم که بعضی محتواها با هدف اطلاع‌رسانی منتشر نمی‌شوند؛ هدف آنها ممکن است جلب توجه، افزایش بازدید و دریافت کلیک باشد. تیترهایی مانند «جنگ در چند ساعت آینده آغاز می‌شود!» یا «این اتفاق قطعاً امشب رخ خواهد داد» با ایجاد ترس و فوریت، مخاطب را تشویق می‌کنند که روی مطلب کلیک کند یا آن را برای دیگران بفرستد. در حالی که معمولا پشتوانه قابل اعتمادی هم ندارند.

به جای اینکه صرفاً بگوییم «این اخبار دروغ است»، چند سؤال ساده به دانش‌آموز یاد بدهیم:

  • این خبر را کدام رسانه منتشر کرده؟
  • منبع اصلی آن کجاست؟
  • آیا رسانه‌های معتبر دیگر هم همین خبر را گزارش کرده‌اند؟
  • این خبر واقعیت قطعی را بیان می‌کند یا فقط درباره یک احتمال صحبت می‌کند؟
  • تاریخ انتشار آن چیست؟

همچنین بهتر است دانش‌آموز بداند که «احتمال وقوع یک اتفاق» با «قرار است این اتفاق حتماً رخ دهد» تفاوت زیادی دارد. در شرایط جنگی، حتی تحلیل‌های معتبر نیز درباره سناریوهای احتمالی صحبت می‌کنند. بنابراین نباید هر پیش‌بینی یا گمانه‌زنی را به‌عنوان یک خبر قطعی تلقی کرد.

هدف این نیست که دانش‌آموزان از آنچه در اطرافشان می‌گذرد، بی‌خبر بمانند. هدف این است که یاد بگیرند بین خبر، تحلیل، شایعه و محتوای طراحی‌شده برای جلب توجه تفاوت بگذارند.

آرامش را فقط توصیه نکنید؛ نشان دهید!

کودکان و نوجوانان فقط به حرف‌های بزرگسالان توجه نمی‌کنند؛ آنها واکنش بزرگسالان به شرایط استرس‌زا را نیز می‌بینند.

اگر پدر و مادر در مواجهه با یک خبر نگران‌کننده فوراً مضطرب شود، خشمگین شود یا واکنش شدیدی نشان دهد، این رفتار، ناخواسته این پیام را به دانش‌آموز منتقل کند که «اوضاع غیرقابل کنترل است.»

البته قرار نیست بزرگسالان وانمود کنند که هیچ ترسی ندارند. اتفاقاً می‌توان احساسات را صادقانه بیان کرد و هم‌زمان شیوه مدیریت آنها را نشان داد: «الان نگرانم، پس چند دقیقه صبر می‌کنم و بعد درباره‌اش تصمیم می‌گیرم.»

این تفاوت مهم است: هدف پنهان کردن اضطراب نیست. هدف نشان دادن این است که می‌توان با وجود اضطراب، مکث کرد، فکر کرد و به زندگی روزمره ادامه داد.

برای دانش‌آموز حق انتخاب قائل شوید!

احتمال وقوع جنگ بسیاری از تصمیم‌ها را از کنترل افراد خارج می‌کند. برنامه مدارس بین مجازی بودن و حضوری شدن دائم در تغییر است، گاهی رفتن به شهری دیگر در اولویت خانواده قرار می‌گیرد و اعضای خانواده ناچار می‌شوند تا برنامه‌هایشان را مرتب عوض کنند.

در چنین شرایطی، حق انتخاب حتی انتخاب‌های کوچک تا حدی احساس کنترل را به دانش‌آموز باز می‌گرداند. مثلاً بپرسید: «می‌خواهی تکالیفت را قبل از شام انجام بدهی یا بعد از آن؟» یا «برای استراحت ترجیح می‌دهی کمی قدم بزنیم یا فیلم کوتاهی ببینیم؟»

این انتخاب‌ها قرار نیست مشکلات بزرگ را حل کنند. اما به دانش‌آموز یادآوری می‌کنند که هنوز بخش‌هایی از زندگی روزمره در اختیار اوست.

فرصتی برای جبران در نظر بگیرید!

اضطراب و بی‌ثباتی ممکن است خود را به شکل بدخلقی، بی‌حوصلگی، کاهش تمرکز یا رفتارهای تکانشی نشان دهد. دانش‌آموزی که همیشه تکالیفش را به‌موقع انجام می‌داده، ممکن است این روزها بیشتر فراموش کند یا زودتر عصبانی شود.

هر رفتار دشواری لزوماً نشانه بی‌مسئولیتی یا بی‌توجهی نیست. گاهی بهتر است پیش از واکنش، بپرسیم: «چه عاملی باعث بروز این رفتار شده است؟»

البته این به معنای نادیده گرفتن قانون یا مسئولیت نیست. می‌توان مرزها را حفظ کرد و در عین حال فرصت دوباره داد: «این بار نشد؛ بیا ببینیم چطور می‌توانیم دوباره امتحان کنیم.»

و در پایان

در شرایط بحرانی، شاید نتوان همه عوامل اضطراب و نااطمینانی را از زندگی دانش‌آموزان حذف کرد. اما می‌توان محیطی ساخت که در آن، با وجود این نگرانی‌ها، فرصت بیشتری برای آرامش، تمرکز و یادگیری داشته باشند.

هدف این نیست که از دانش‌آموز انتظار داشته باشیم احتمال جنگ را فراموش کند و مانند روزهای عادی درس بخواند. هدف این است که به او کمک کنیم در میان بی‌ثباتی، بخش‌هایی از زندگی را دوباره قابل پیش‌بینی و قابل کنترل کند؛ از برنامه خواب و مدرسه گرفته تا گفت‌وگو با خانواده و شیوه مواجهه با اخبار.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها