طبق توافقنامه ۲۰۲۱، نیروهای آمریکایی امکان استفاده از تمامی پایگاههای نظامی در خاک اردن را دارند. به همین دلیل پس از حملات موفق ایران به پایگاههای آمریکا در حاشیه خلیح فارس، پایگاههای نظامی اردن به یکی از گزینههای اصلی برای انتقال تجهیزات تبدیل شده است.
همین موضوع باعث شده است که دولت اردن در شرایطی دشوار گرفتار شود. از یک سو، حفظ روابط راهبردی با واشنگتن برای دولت این کشور اهمیت حیاتی دارد. از سوی دیگر، حضور نظامی آمریکا در خاک اردن باعث نارضایتی افکار عمومی شده است.
این وضعیت، دولت اردن را میان دو ضرورت متضاد قرار داده است: حفظ اتحاد با آمریکا برای تضمین امنیت و بقای اقتصادی و فاصله گرفتن از جنگ برای جلوگیری از تبدیل شدن خاک اردن به میدان درگیری. اما چرا اردن اینهمه در برابر آمریکا انعطافپذیری نشان میدهد؟
اردن؛ تکیهگاه نظامی واشنگتن
اردن و آمریکا بیش از ۷۰ سال است که روابطی نزدیک و راهبردی دارند؛ رابطهای که از دوران ملک حسین آغاز شد و در دوره پسرش، ملک عبدالله دوم، نیز ادامه یافته است. واشنگتن در سال ۱۹۹۴ نقشی کلیدی در شکلگیری و تضمین پیمان صلح میان اردن و اسرائیل ایفا کرد. همکاری دو کشور بهویژه در حوزه اطلاعات و امنیت عمیق است و پادشاه اردن نیز بارها از این کانال برای انتقال پیامهای خود به واشنگتن استفاده کرده است.
این همکاری در سالهای اخیر ابعاد نظامی گستردهتری پیدا کرده است. در سال ۲۰۲۱، توافقی میان آمریکا و اردن به نیروهای آمریکایی اجازه داد تا بهطور نامحدود از ۱۲ تأسیسات نظامی در خاک اردن، از جمله پنج پایگاه هوایی، استفاده کنند. برآوردها نیز از استقرار دستکم ۴ هزار نیروی آمریکایی در این کشور حکایت دارد.
بر اساس اسناد پیمانکاری فدرال آمریکا، ارتش آمریکا از سال ۲۰۱۹ صدها میلیون دلار برای توسعه و ارتقای پایگاه هوایی موفق السلطی و دیگر تأسیسات نظامی اردن هزینه کرده است. این اقدامات شامل ایجاد زیرساختهای پشتیبانی، انبارهای مهمات و تجهیزات مورد نیاز برای استقرار هواپیماهای نظامی بوده است. تصاویر ماهوارهای نیز از سال ۲۰۱۹ به بعد، ساختوسازهای قابل توجه و افزایش حضور تجهیزات نظامی آمریکا، از جمله جنگندههای اف-۱۶، اف-۱۸، پهپادها و بالگردها را در این تأسیسات نشان میدهد.
نیروهای مسلح اردن نیز بهدلیل دریافت کمکهای نظامی گسترده از آمریکا، همکاری نزدیکی با ارتش این کشور دارند و بهطور منظم در رزمایشهای مشترک شرکت میکنند. واشنگتن همچنین هزینه تأسیس مرکز آموزش عملیات ویژه ملک عبدالله دوم (KASOTC) را تأمین کرده است. یک مرکز نظامی مجهز که برای آموزش نیروهای ویژه و برگزاری تمرینهای پیشرفته مورد استفاده قرار میگیرد.
آمریکا همچنین طی سالهای گذشته از خاک اردن بهعنوان یکی از پایگاههای عملیاتی خود علیه داعش در عراق و سوریه استفاده کرده است. همچنین از این کشور برای آموزش نیروهای مخالف دولت بشار اسد در جریان جنگ داخلی سوریه نیز بهره برده است.
حضور پررنگ نظامی آمریکا در اردن در ماههای اخیر
پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهدلیل نزدیکی به ایران، در معرض حملات موشکی و پهپادی ایران قرار دارند. بخش عمدهای از این تأسیسات نیز در جریان حملات اخیر آسیب دیدهاند. در چنین شرایطی، پنتاگون از تیرماه برنامههایی را برای انتقال بخشی از تجهیزات و نیروهای خود به پایگاههای دورتر از ایران دنبال کرده است. در این میان، رژیم اسرائیل و اردن بهعنوان دو گزینه اصلی برای تقویت حضور نظامی آمریکا مطرح شدهاند.
نیویورکتایمز نیز گزارش داده که از زمان آغاز دور نخست درگیریهای آمریکا و ایران، شمار بیشتری از نیروهای نظامی مستقر در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به اردن منتقل شدهاند. تصاویر هوایی نیز از افزایش رفتوآمد هواپیماهای ترابری نظامی به اردن حکایت دارد.
البته این دوری باعث نشده است که تجهیزات آمریکایی از موشکهای ایرانی در امان بمانند. در نیمه شب ۹ شهریور ۱۴۰۵ و در پاسخ به حمله آمریکا به جزیره لارک، رزمندگان ایرانی با موفقیت پایگاههای ملک حسین و الازرق در اردن را هدف قرار دادند. موضوعی که تصاویر ماهوارهای نیز آن را اثبات میکنند.
پیش از این نیز، در جریان حملات متقابل آمریکا و ایران در تیر و مرداد، مواضع و تجهیزات نظامی آمریکا در اردن هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته بود. رزمندگان ایرانی با این اقدامات نشان دادند که آمریکاییها هیچ جایی در منطقه غرب آسیا ندارند.
تاثیرات جنگ آمریکا بر اردن
اردن برخلاف بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس، از پشتوانه اقتصادی و منابع مالی گستردهای برخوردار نیست. اقتصاد آن بهشدت در برابر تحولات منطقهای آسیبپذیر است. کمکهای خارجی و درآمدهای گردشگری از منابع مهم درآمدی این کشور به شمار میروند. بنابراین هرگونه بیثباتی در منطقه مستقیماً بر اقتصاد اردن اثر میگذارد.
گردشگری که حدود ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی اردن را تشکیل میدهد، پس از جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ با افت قابل توجهی مواجه شد و بهتدریج در مسیر بهبود قرار گرفت. با آغاز جنگ آمریکا و ایران، اما این روند بار دیگر تحت تأثیر قرار گرفته است. لغو دهها هزار پرواز تجاری به مقصد اردن از زمان آغاز درگیریها، ضربه تازهای به صنعت گردشگری وارد کرده و چشمانداز این بخش را با ابهام مواجه کرده است.
یک ماه پس از جنگ، قیمت بنزین ۱۱٪ افزایش یافت که ضربهای بزرگ به اقتصاد ضعیف اردن بود.
با اختلال در تردد از تنگه هرمز، بندر عقبه در دریای سرخ، بهعنوان تنها بندر اردن، برای مدتی میتوانست بهعنوان مسیر جایگزین برای انتقال کالا مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، موقعیت راهبردی این بندر آن را نیز در معرض تهدیدهای امنیتی قرار داده است. به این ترتیب، حتی ظرفیتهای محدودی که میتوانستند به کاهش فشار اقتصادی ناشی از جنگ کمک کنند، خود با فشارهای امنیتی مواجه شدهاند.
از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از منابع و حمایتهای اقتصادی اردن صرف مدیریت پیامدهای بحران شده است. برای نمونه، پس از قطع صادرات گاز اسرائیل، اردن ناچار شد برای جبران کمبود انرژی و تأمین برق مورد نیاز خود، حدود ۱۴۰ میلیون دلار هزینه اضافی متحمل شود. همزمان، ضعف فصل گردشگری نیز فشار مضاعفی بر اقتصاد این کشور وارد کرده و نسبت بدهی عمومی اردن به تولید ناخالص داخلی را به حدود ۱۱۴ درصد رسانده است.
همه اینها باعث شده است که پادشاهی اردن بیش از پیش به کمکهای ایالات متحده وابسته شود. طبق یک تفاهمنامه هفت ساله که در سال ۲۰۲۲ امضا شد، واشنگتن موافقت کرد که سالانه ۱.۴۵ میلیارد دلار به اردن کمک اقتصادی و نظامی ارائه دهد. در سال ۲۰۲۵، کنگره این مبلغ را به ۱.۶۵ میلیارد دلار افزایش داد که سه برابر مبلغ سال ۲۰۱۰ بود.
افکار عمومی اردن در برابر سیاستهای آمریکا
شان یوم، استاد علوم سیاسی و متخصص امور اردن در دانشگاه تمپل، فیلادلفیا که کتاب «اردن: سیاست در بوته آزمایش تصادفی» را نوشته است، به رسانه لس آنجلس تایمز گفته: «اردنیها در یک دوراهی گرفتار شدهاند: آنها دارند به جنگی کشانده میشوند که خودشان نمیخواستند. اما نکته طعنهآمیز اینجاست که عامل شکلگیری این جنگ، همان متحدی است که اردنیها در وهله اول برای محافظت از خود به آن متوسل شده و با آن وارد معامله شده بودند.»
بنابراین آنها میپرسند که حکمت این چانهزنی ژئوپلیتیکی با حامیای مانند ایالات متحده چیست، در حالی که یکی از منابع بیثباتی ما رابطهای است که قرار است امنیت ما را تضمین کند.»
رسانه لس آنجلس تایمز، در گزارشی اعلام کرده که اواخر تیرماه، بیش از ۳۰۰ سیاستمدار، دانشگاهیان، وکلا، افسران نظامی خشمگین و رهبران قبایل اردنی هفته گذشته نامهای سرگشاده امضا کردند. آنها از دولت خواستند که از توافق دفاعی خارج شود و تأسیسات اردن را بیطرف نگه دارد. این نامه سرگشاده اقدامی جسورانه در کشوری که مخالفت با سیاستهای دولت (بهویژه در امور امنیتی) خط قرمز است، محسوب میشود.
در این نامه آمده است: «اردن طرف این جنگ نیست. مردم اردن نباید مجبور باشند عواقب یا هزینه سیاستهایی را که در خدمت منافع عالی ملت نیست، متحمل شوند.
ما از مردم میخواهیم از خطرات مرتبط با قرار گرفتن در زیر چتر آمریکا اجتناب کنند. این امر مستلزم اتخاذ سیاست بیطرفی واقعی، مبتنی بر خودداری از هرگونه دخالت نظامی یا لجستیکی است که به نفع هر یک از طرفین درگیری باشد.»
بر اساس گزارش لس آنجلس تایمز، نشانه دیگری از خشم عمومی در اوایل مرداد ۱۴۰۵، مشخص شد. هنگامی که یکی از اعضای پارلمان اردن از سایر اعضا خواست تا به خاطر کشته شدن سربازان آمریکایی به کنگره آمریکا تسلیت بگویند. دیگران او را با فریادهایشان ساکت کردند و گفتند که مجلس قانونگذاری اردن، سالن تشییع جنازهای برای تسلی دادن به «جنایتکاران» و «قاتلان کودکان» نیست. موضوعی که به حمایت ایالات متحده از جنایات اسرائیل در غزه اشاره میکند.
در یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۶، نشان داد که تنها ۱۲٪ از اردنیها سیاست خارجی دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، را مطلوب میدانند. حتی اگر حملات ایران به تجهیزات آمریکایی در منطقه را کنار بگذاریم، باز هم مردم اردن از آمریکا ناراضی هستند. دلیل آن، نسلکشی رژیم جعلی اسرائیل در فلسطین و حمایت مستقیم آمریکا از این جنایت است.
اقدامی که ریشه در پیوند تاریخی جامعه اردن با مسئله فلسطین و مخالفت گسترده با سیاستهای اسرائیل و حمایت واشنگتن از آن دارد. بیش از نیمی از جمعیت اردن، از جمله ملکه رانیا، ریشه فلسطینی دارند. طبق گزارش آژانس امداد و کار سازمان ملل متحد، حدود ۲.۴ میلیون پناهنده فلسطینی در اردن زندگی میکنند. و سالهاست که اعتراضات ضد اسرائیلی در اردن برگزار میشود.
در چنین شرایطی، ادامه حضور نظامی آمریکا شکاف میان سیاست رسمی امان و افکار عمومی را عمیقتر میکند.



پیام شما به ما