پاسخ کوتاه این است: این ترند کاملاً بیپایه نیست، اما شبکههای اجتماعی آن را بسیار سادهتر و قطعیتر از آنچه شواهد علمی نشان میدهند، روایت میکنند. پژوهشها نشان میدهند زنان در جمعیت، بهطور میانگین، در برخی جنبههای حس بویایی عملکرد بهتری نسبت به مردان دارند؛ با این حال، تفاوت آنقدر مطلق نیست که بتوان گفت زنان همیشه بوهایی را حس میکنند که مردان قادر به تشخیص آنها نیستند. از طرف دیگر، توجه، انتظار، تجربه، حافظه و واکنش عاطفی نیز در تجربهٔ نهایی ما از بو نقش دارند.
زنان واقعاً در برخی آزمونهای بویایی عملکرد بهتری دارند
تفاوت میان عملکرد بویایی زنان و مردان موضوع تازهای نیست و سالهاست مورد مطالعه قرار گرفته است. یک فراتحلیل بزرگ که نتایج مطالعات متعدد را بررسی کرده، نشان داد زنان بهطور کلی در برخی جنبههای بویایی، از جمله تشخیص، تمایز و شناسایی بوها، عملکرد بهتری نسبت به مردان دارند. این تحلیل هزاران شرکتکننده را دربرمیگرفت و بنابراین شواهد آن از یک مطالعهٔ کوچک قویتر است. با این حال، این یافته به این معنا نیست که هر زن الزاماً از هر مردی حس بویایی بهتری دارد. تفاوتهای فردی بسیار زیادند و عواملی مانند سن، وضعیت سلامت، سیگار کشیدن، بیماریهای تنفسی، برخی داروها و شرایط محیطی نیز میتوانند بر حس بویایی تأثیر بگذارند. به بیان ساده، وقتی از تفاوت زن و مرد در حس بویایی صحبت میکنیم، دربارهٔ میانگین گروهها حرف میزنیم، نه یک قانون برای تکتک افراد.
فقط بینی نیست؛ مغز هم در تجربهٔ بو نقش دارد
یکی از نکات مهمی که گاهی در روایتهای شبکههای اجتماعی نادیده گرفته میشود این است که «حس کردن بو» فقط به قدرت گیرندههای بویایی بینی مربوط نیست. مغز باید اطلاعات دریافتشده را پردازش، با تجربههای قبلی مقایسه و در نهایت تفسیر کند. به همین دلیل ممکن است دو نفر در یک محیط یکسان حضور داشته باشند اما تجربهٔ متفاوتی از بو داشته باشند. برای مثال، ممکن است مقدار بسیار کمی از یک بوی خاص در آشپزخانه وجود داشته باشد. یک نفر متوجه آن شود، در حالی که فرد دیگری اصلاً به آن توجه نکند. این الزاماً به معنای آن نیست که بینی نفر دوم توانایی تشخیص آن ماده را ندارد؛ توجه فرد به محرک نیز اهمیت دارد.
آیا زنان بوها را بهتر نامگذاری میکنند؟
این قسمت جالبتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد. برخی آزمونهای بویایی از فرد میخواهند یک بو را نهتنها تشخیص دهد، بلکه آن را شناسایی و نامگذاری کند؛ مثلاً بگوید بویی که احساس کرده، بوی قهوه، پرتقال یا صابون است. در یک مطالعه، زنان در تکالیفی که به پردازش کلامی، شناسایی بو و حافظهٔ بوهای آشنا وابسته بودند عملکرد بهتری داشتند، اما در بعضی آزمونهایی که بیشتر به حساسیت حسی و تمایز شدت یا کیفیت بو مربوط میشدند، تفاوت معناداری مشاهده نشد. حتی وقتی توانایی نامگذاری بو در تحلیل آماری کنترل شد، بخشی از تفاوت مشاهدهشده در حافظهٔ بویایی از بین رفت. بنابراین وقتی میگوییم «زنان در برخی آزمونهای بویایی بهتر عمل میکنند»، این برتری الزاماً فقط به این معنا نیست که گیرندههای بویایی آنها قویتر هستند. توجه، حافظه و توانایی پردازش و نامگذاری بو نیز میتوانند در نتیجهٔ آزمون نقش داشته باشند.
چرا یک بوی ضعیف ممکن است برای بعضی افراد خیلی آزاردهنده باشد؟
وقتی یک موضوع در شبکههای اجتماعی وایرال میشود، توجه افراد به آن محرک افزایش پیدا میکند. کسی که تا دیروز هرگز به بوی لباس داخل کمد فکر نکرده بود، حالا ممکن است لباسش را با دقت بیشتری بو کند. این اتفاق را میتوان تا حدی با مفهوم توجه انتخابی توضیح دادموضوع فقط تشخیص بو نیست؛ نحوهٔ ارزیابی عاطفی بو نیز اهمیت دارد. بوها ارتباط نزدیکی با بخشهایی از مغز دارند که در پردازش هیجان و ارزیابی خوشایند یا ناخوشایند بودن محرکها نقش دارند. در برخی پژوهشها، زنان بوها را از نظر خوشایند یا ناخوشایند بودن با شدت بیشتری ارزیابی کردهاند. نکتهٔ مهم این است که این یافته الزاماً به معنای «شدیدتر حس کردن خود بو» نیست؛ بلکه ممکن است به شدت ارزیابی عاطفی و ارزشگذاری بو مربوط باشد. در نتیجه، ممکن است یک بوی ضعیف برای یک فرد صرفاً «قابل تشخیص» باشد، اما برای فرد دیگری بهعنوان یک بوی بسیار ناخوشایند و آزاردهنده تجربه شود. این تفاوت هم البته مخصوص زنان نیست و میان افراد مختلف بسیار دیده میشود.
«بوی یخچال» واقعاً وجود دارد؟
وقتی کسی میگوید «این غذا بوی یخچال میدهد»، منظورش معمولاً یک مادهٔ شیمیایی مشخص به نام «بوی یخچال» نیست. داخل یخچال، مواد غذایی مختلف در کنار یکدیگر قرار دارند و هرکدام میتوانند ترکیبات فراری آزاد کنند. رطوبت، بستهبندی، مواد غذایی باقیمانده و شرایط نگهداری نیز میتوانند در ایجاد بوی کلی فضای یخچال نقش داشته باشند. در نتیجه، ممکن است یک غذا بعد از مدتی نگهداری در یخچال، بخشی از ترکیبات بودار موجود در محیط را جذب کند یا بوی آن با سایر مواد غذایی ترکیب شود. پس وقتی کسی میگوید «این غذا بوی یخچال گرفته»، این تجربه لزوماً خیالی نیست؛ اما «بوی یخچال» بیشتر یک توصیف روزمره برای مجموعهای از بوهای محیطی است، نه یک بوی شیمیایی واحد.
«بوی کمد» لباس از کجا میآید؟
در مورد لباس هم وضعیت مشابهی وجود دارد. پارچه میتواند برخی ترکیبات فرار موجود در محیط را در خود نگه دارد. رطوبت، تهویهٔ ناکافی، مواد شوینده، عطر، چوب یا سایر وسایل داخل کمد و حتی باقیماندن مقدار کمی از ترکیبات بدن روی لباس میتوانند در بوی نهایی آن نقش داشته باشند. بنابراین وقتی فردی میگوید «این لباس بوی کمد میدهد»، ممکن است واقعاً ترکیبی از بوهای ضعیف محیطی را تشخیص داده باشد که برای فرد دیگری قابل توجه نیست.
«بوی ماهی» روی لیوان چطور؟
این مورد نیز میتواند منشأ شیمیایی واقعی داشته باشد. بوی ماهی حاصل یک مادهٔ واحد نیست و ترکیبات مختلفی در ایجاد آن نقش دارند. یکی از ترکیبات شناختهشده تریمتیلآمین است که در ایجاد بوی مشخص ماهی، بهویژه در ماهی در حال فساد، نقش دارد. اگر ظرف یا لیوان با مواد غذایی بودار تماس داشته باشد و آثار بسیار کمی از آن مواد روی سطح باقی بماند، ممکن است بوی آن بعداً نیز قابل تشخیص باشد. اما این نکته مهم است: اگر یک زن بوی ماهی را روی لیوان تشخیص دهد و یک مرد آن را تشخیص ندهد، نمیتوان از این اتفاق نتیجه گرفت که علت آن حتماً تفاوت جنسیتی در حس بویایی است. ممکن است تفاوت فردی، میزان توجه یا حتی تجربهٔ قبلی افراد در تشخیص آن بو نقش داشته باشد.
نقش هورمونها در حس بویایی چیست؟
رابطهٔ میان هورمونهای جنسی و حس بویایی واقعاً مورد مطالعه قرار گرفته، اما بسیار پیچیدهتر از این ادعاست که «افزایش استروژن باعث چند برابر شدن حس بویایی زنان میشود». برخی مطالعات تغییراتی را در عملکرد بویایی در ارتباط با چرخهٔ قاعدگی یا وضعیت هورمونی گزارش کردهاند، اما نتایج پژوهشها کاملاً یکسان نیستند. مرورهای علمی نیز تأکید کردهاند که رابطهٔ میان هورمونهای تولیدمثلی و عملکرد بویایی ساده و خطی نیست. بنابراین بهتر است دربارهٔ این موضوع بگوییم هورمونها ممکن است بر حس بویایی تأثیر بگذارند، اما میزان و شکل این تأثیر در افراد مختلف متفاوت است.
آیا «بوی مرد» واقعاً وجود دارد؟
بله، اما «بوی مرد» یک مادهٔ شیمیایی مشخص یا یک بوی واحد نیست. بدن انسان بهطور طبیعی ترکیبات فراری مختلفی تولید میکند که در ایجاد بوی بدن نقش دارند. ترکیب این مواد با فعالیت میکروارگانیسمهای روی پوست، رژیم غذایی، سن، ژنتیک، وضعیت هورمونی، میزان تعریق، بهداشت و عوامل محیطی باعث میشود بوی بدن هر فرد ویژگیهای خاص خودش را داشته باشد. پژوهشها نیز نشان دادهاند که برخی ترکیبات موجود در بوی بدن میتوانند میان مردان و زنان از نظر میزان حضور یا ویژگیهای ادراکی متفاوت باشند. در یک پژوهش جدید با بیش از ۲۷۰۰ شرکتکننده، زنان دو ترکیب مرتبط با بوی بدن را بهطور میانگین شدیدتر و ناخوشایندتر از مردان ارزیابی کردند. با این حال، توانایی تشخیص اینکه یک بو «مردانه» یا «زنانه» است، بسیار متغیر بود و تفاوت کلی در این زمینه کوچک گزارش شد. بنابراین اگر کسی میگوید «من بوی مرد را تشخیص میدهم»، این تجربه لزوماً ساختگی یا ناشی از تلقین نیست. ممکن است واقعاً ترکیبی از بوهای بدن را تشخیص دهد. اما از طرف دیگر، نمیتوان گفت همهٔ زنان بوی مردان را بهتر از مردان تشخیص میدهند. حتی بوی بدن یک مرد نیز الزاماً برای همهٔ افراد یکسان نیست؛ ممکن است یک فرد بوی بدن خاصی را شدید و ناخوشایند بداند و فرد دیگری همان بو را بسیار ضعیف یا حتی متفاوت ارزیابی کند.
پس نقش شبکههای اجتماعی و «تلقین» چیست؟
اینجاست که بخش مهم دیگری از ماجرا وارد میشود. وقتی یک موضوع در شبکههای اجتماعی وایرال میشود، توجه افراد به آن محرک افزایش پیدا میکند. کسی که تا دیروز هرگز به بوی لباس داخل کمد فکر نکرده بود، حالا ممکن است لباسش را با دقت بیشتری بو کند. این اتفاق را میتوان تا حدی با مفهوم توجه انتخابی توضیح داد. مغز ما در هر لحظه با حجم بسیار زیادی از اطلاعات حسی روبهروست و همهٔ آنها را به یک اندازه وارد آگاهی نمیکند. وقتی توجه خود را روی یک محرک خاص متمرکز میکنیم، احتمال اینکه همان محرک را آگاهانهتر تجربه کنیم افزایش پیدا میکند. علاوه بر این، انتظار قبلی نیز میتواند بر ادراک بو اثر بگذارد. پژوهشها نشان دادهاند که آنچه فرد انتظار دارد بو کند میتواند بر تجربه و پردازش آن بو تأثیر بگذارد. بنابراین ممکن است یک ویدیوی وایرال باعث شود افراد واقعاً به یک بوی ضعیف توجه کنند که قبلاً نادیده گرفته میشد. این موضوع با «خیالی بودن بو» تفاوت دارد. ممکن است بو واقعاً در محیط وجود داشته باشد، اما شبکههای اجتماعی باعث شده باشند افراد برای اولین بار متوجه آن شوند یا آن را بهعنوان یک تجربهٔ مشخص برای خود تعریف کنند.
آیا این تفاوت واقعاً زنانه و مردانه است؟
نه به آن شکل قطعی که بعضی ویدیوهای شبکههای اجتماعی نشان میدهند. پژوهشها از وجود تفاوتهای میانگین در برخی جنبههای بویایی حمایت میکنند، اما این تفاوتها به هیچ وجه به این معنا نیستند که زنان و مردان دو دنیای بویایی کاملاً متفاوت دارند. برای مثال، ممکن است یک مرد حس بویایی بسیار حساستری از یک زن داشته باشد. یا یک زن در تشخیص یک بو بهتر باشد، اما در تشخیص بوی دیگری تفاوتی با مردان نداشته باشد. سن، ژنتیک، وضعیت سلامت، تجربه، سیگار، بیماریهای تنفسی، داروها، شرایط محیطی و حتی نوع بویی که فرد با آن مواجه میشود، همگی میتوانند در این زمینه نقش داشته باشند.
جمعبندی
ترند «خانمها بوهایی را حس میکنند که آقایان متوجه نمیشوند» از یک واقعیت علمی شروع شده، اما در فضای مجازی به ادعایی بسیار بزرگتر و قطعیتر تبدیل شده است. شواهد علمی نشان میدهند زنان بهطور میانگین در برخی آزمونهای بویایی عملکرد بهتری دارند، اما این تفاوت نه همیشگی است و نه به اندازهای بزرگ که بتوان گفت هر زنی بوهایی را تشخیص میدهد که هیچ مردی نمیتواند حس کند. از سوی دیگر، تجربهٔ بو فقط به بینی محدود نمیشود. توجه، انتظار، حافظه، توانایی نامگذاری، واکنش عاطفی و شرایط فردی همگی میتوانند تعیین کنند که یک بو تا چه اندازه برای ما قابل توجه یا آزاردهنده باشد. به همین دلیل، وقتی یک نفر میگوید «این غذا بوی یخچال میدهد»، «این لباس بوی کمد گرفته»، «این لیوان بوی ماهی میدهد» یا حتی «این آدم بوی مرد میدهد»، نباید فوراً آن را به حساب تلقین یا خیالپردازی گذاشت. ممکن است واقعاً ترکیبات بوداری در محیط وجود داشته باشد و فرد آنها را تشخیص داده باشد؛ در عین حال، توجه و انتظار هم میتوانند تجربهٔ این بو را پررنگتر کنند.
در نهایت، علم تصویری بسیار پیچیدهتر از دوگانهٔ «زنان بهتر بو میکشند، مردان نه» ارائه میدهد: آنچه ما بهعنوان بو تجربه میکنیم، حاصل تعامل بینی، مغز، توجه، حافظه، هیجان، تجربه و شرایط بدن است؛ و جنسیت فقط یکی از عواملی است که میتواند با تفاوتهای میانگین در این توانایی همراه باشد.



پیام شما به ما