گس‌لایتینگ نوعی دستکاری روانی است که در آن فرد، به‌صورت عمدی و معمولاً تکرارشونده، تلاش می‌کند ادراک، حافظه یا قضاوت طرف مقابل درباره اتفاقات را زیر سؤال ببرد. نتیجه این رفتار می‌تواند این باشد که فرد کم‌کم به برداشت خودش از واقعیت، حافظه، احساسات و تصمیم‌هایش شک کند.

مریم مرادیان
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۳
رمزشناسی از دستکاری‌های روانی در روابط

گس‌لایتینگ ممکن است در رابطه عاطفی، دوستی، خانواده، محیط کار یا حتی در برخی روابط اجتماعی اتفاق بیفتد. بااین‌حال، هر اختلاف‌نظر، دروغ، انتقاد یا رفتار ناخوشایندی را نباید گس‌لایتینگ نامید. نکته مهم، الگوی تکرارشونده‌ای از تحریف واقعیت و تضعیف اعتماد فرد به ادراک خودش است.

برای مثال، اگر دو نفر درباره اتفاقی اختلاف نظر داشته باشند، این اختلاف به‌تنهایی گس‌لایتینگ نیست. اما اگر یکی از آنها مرتباً اتفاقات قابل‌بررسی را انکار کند، حرف‌هایی را که قبلاً زده است نپذیرد، احساسات طرف مقابل را بی‌اعتبار کند و او را متقاعد کند که حافظه یا درک درستی از اتفاقات ندارد، موضوع می‌تواند فراتر از یک اختلاف معمولی باشد.

گس‌لایتینگ دقیقاً چیست؟

گس‌لایتینگ را می‌توان نوعی تلاش برای تضعیف اعتماد فرد به برداشت خودش از واقعیت دانست. فردی که مورد این رفتار قرار می‌گیرد ممکن است به‌تدریج با خودش بگوید:

«شاید من اشتباه یادم مانده.»

«شاید زیادی حساس هستم.»

«شاید واقعاً دارم موضوع را بزرگ می‌کنم.»

«شاید من درست متوجه اتفاق نشدم.»

«شاید مشکل از خودم است.»

تکرار چنین تجربه‌ای می‌تواند باعث شود فرد به جای بررسی رفتار شخص مقابل، دائماً خودش را بررسی و سرزنش کند. یکی از ویژگی‌های مهم گس‌لایتینگ این است که مسئله فقط یک جمله یا یک اتفاق منفرد نیست؛ بلکه الگوی رفتاری در طول زمان اهمیت دارد.

این اصطلاح از کجا آمده است؟

اصطلاح گس‌لایتینگ از نمایشنامه‌ای با عنوان «چراغ گاز» و اقتباس‌های سینمایی آن گرفته شده است. در داستان، مردی تلاش می‌کند همسرش را متقاعد کند که ادراک او از اتفاقات درست نیست.

یکی از اتفاقات داستان تغییر شدت نور چراغ‌های گازسوز خانه است. زن متوجه تغییر نور می‌شود، اما مرد آن را انکار می‌کند و به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که زن به برداشت خودش شک کند.

از همین ایده، اصطلاح گس‌لایتینگ وارد زبان عمومی شد؛ یعنی فردی تلاش می‌کند دیگری را متقاعد کند که چیزی را درست ندیده، درست نشنیده، درست به خاطر نمی‌آورد یا واقعیت را اشتباه درک کرده است.

تفاوت گس‌لایتینگ با یک اختلاف معمولی چیست؟

این تفاوت بسیار مهم است؛ زیرا اگر هر رفتار ناخوشایندی را گس‌لایتینگ بنامیم، مفهوم اصلی آن بیش از حد گسترده و مبهم می‌شود.

فرض کنید دو نفر درباره یک اتفاق خاطره متفاوتی دارند. یکی می‌گوید: «من این اتفاق را این‌طور به یاد دارم.» و دیگری می‌گوید: «من متفاوت به یاد دارم.» این اختلاف لزوماً گس‌لایتینگ نیست.

اما اگر یک نفر دائماً به طرف مقابل بگوید: «تو همیشه یادت می‌ره.» «تو اصلاً نمی‌فهمی چه اتفاقی افتاده.» «تو مشکل ذهنی داری.» و هم‌زمان واقعیت‌های قابل‌بررسی را انکار یا تحریف کند، به‌گونه‌ای که طرف مقابل به قضاوت خودش اعتماد نکند، می‌توان از احتمال گس‌لایتینگ صحبت کرد. بنابراین اختلاف نظر با گس‌لایتینگ یکی نیست. همچنین دروغ گفتن، توهین، کنترل‌گری، حسادت، تحقیر یا رفتار سرد نیز لزوماً به‌تنهایی گس‌لایتینگ محسوب نمی‌شوند؛ اگرچه بعضی از آنها می‌توانند در کنار گس‌لایتینگ در یک رابطه ناسالم وجود داشته باشند.

عبارت و رفتاری که می‌توانند نشانه گس‌لایتینگ (بازی روانی) باشند

عبارت‌های زیر به‌تنهایی اثبات نمی‌کنند که فردی در حال گس‌لایتینگ است. زمینه، تکرار رفتار و هدف آن اهمیت دارد.

۱. «من اصلاً چنین حرفی نزدم؛ حافظه‌ات خیلی ضعیفه!»

این یکی از نمونه‌های شناخته‌شده تحریف حافظه است. اگر فردی واقعاً حرفی زده باشد اما مرتباً آن را انکار کند و در ادامه، به جای صحبت درباره اصل موضوع، توانایی حافظه طرف مقابل را زیر سؤال ببرد، ممکن است باعث شود فرد کم‌کم به خاطرات خودش اعتماد نکند. البته اختلاف واقعی در حافظه بین دو نفر کاملاً طبیعی است. بنابراین یک بار به خاطر نیاوردن یک جمله، گس‌لایتینگ محسوب نمی‌شود. زمانی اهمیت پیدا می‌کند که چنین رفتاری به شکل مداوم و در جهت بی‌اعتبار کردن ادراک طرف مقابل اتفاق بیفتد.

۲. «تو زیادی حساسی.»

گاهی افراد واقعاً واکنش‌های متفاوتی به یک اتفاق دارند و ممکن است حساسیت افراد نسبت به موضوعی متفاوت باشد. اما استفاده مداوم از این جمله برای کنار گذاشتن احساسات طرف مقابل می‌تواند مشکل‌ساز شود. برای مثال، فردی رفتاری آزاردهنده انجام می‌دهد و وقتی طرف مقابل ناراحت می‌شود، به جای پذیرش مسئولیت رفتار خود می‌گوید: «تو زیادی حساسی.»

در چنین شرایطی بحث دیگر فقط درباره یک رفتار نیست؛ بلکه احساس فرد ناراحت نیز بی‌اعتبار می‌شود. احساسات انسان‌ها قابل بحث هستند، اما اینکه یک نفر از موضوعی ناراحت شده است، به‌خودی‌خود چیزی نیست که دیگری بتواند آن را «غلط» اعلام کند.

۳. «داری همه‌چیز رو بزرگ می‌کنی.»

این جمله نیز می‌تواند برای کوچک جلوه دادن یک مشکل به کار برود. اگر کسی درباره رفتار مشخصی اعتراض کند و طرف مقابل به جای پاسخ دادن به موضوع، مرتباً واکنش او را «اغراق‌آمیز» معرفی کند، ممکن است فرد معترض به مرور از مطرح کردن خواسته‌ها و ناراحتی‌هایش خودداری کند. البته گاهی افراد واقعاً ممکن است درباره موضوعی اغراق کنند. بنابراین این جمله به‌تنهایی نشانه گس‌لایتینگ نیست؛ آنچه اهمیت دارد الگوی مداوم بی‌اعتبار کردن برداشت و احساسات طرف مقابل است.

۴. «دوستات درست نمی‌فهمنت؛ فقط من واقعاً تو رو می‌شناسم.»

تلاش برای جدا کردن فرد از دوستان و خانواده می‌تواند نشانه‌ای از کنترل‌گری و سوءاستفاده عاطفی باشد و در برخی روابط همراه با گس‌لایتینگ دیده می‌شود. فرد کنترل‌گر ممکن است به‌تدریج اطرافیان را بی‌ارزش معرفی کند: «دوستات به فکر تو نیستن.» «خانواده‌ات علیه من هستن.» «فقط من هستم که واقعاً تو رو درک می‌کنم.»

هدف یا نتیجه چنین رفتاری می‌تواند کاهش ارتباط فرد با منابع حمایتی باشد. البته هر انتقاد از دوستان یا خانواده نیز به معنای گس‌لایتینگ نیست. ممکن است گاهی یک انتقاد واقعاً درست باشد. مسئله زمانی نگران‌کننده می‌شود که فرد دائماً تلاش کند تمام روابط حمایتی طرف مقابل را بی‌اعتبار کند.

۵. «تو اصلاً آدم خوبی برای رابطه نیستی.»

تحقیر مداوم شخصیت یا توانایی‌های فرد می‌تواند اعتمادبه‌نفس او را تضعیف کند. جملاتی مانند: «هیچ‌کس نمی‌تونه با تو کنار بیاد.» «تو همیشه مشکل رابطه‌ای.» «تو اصلاً بلد نیستی درست رفتار کنی.» ممکن است باعث شوند فرد به جای بررسی رفتار مشخص، کل شخصیت خودش را زیر سؤال ببرد. بااین‌حال، این جملات به‌تنهایی الزاماً گس‌لایتینگ نیستند و می‌توانند مصداق تحقیر یا سوءاستفاده عاطفی باشند. وقتی این رفتار همراه با تحریف مداوم واقعیت و زیر سؤال بردن قضاوت فرد باشد، ارتباط آن با گس‌لایتینگ پررنگ‌تر می‌شود.

۶. «من عصبانی نیستم؛ تو داری خیال می‌کنی.»

در یک رابطه سالم، ممکن است فردی احساس عصبانیت خود را دیر متوجه شود یا حتی آن را انکار کند. اما اگر فردی رفتار آشکارا خصمانه یا تهدیدآمیز داشته باشد و سپس دائماً طرف مقابل را متهم کند که همه‌چیز را تصور کرده است، این رفتار می‌تواند باعث سردرگمی شود. در اینجا نکته اصلی این نیست که فرد واقعاً عصبانی بوده یا نه؛ بلکه این است که آیا به‌طور مداوم تجربه و برداشت طرف مقابل را بی‌اعتبار می‌کند یا خیر.

۷. «اگر واقعاً دوستم داشتی، این کار رو می‌کردی.»

استفاده از محبت به‌عنوان ابزار فشار، نوعی فشار عاطفی است. در یک رابطه سالم، دوست داشتن به معنای پذیرش هر خواسته‌ای نیست. وقتی کسی می‌گوید: «اگر من رو دوست داشتی، مخالفت نمی‌کردی.» ممکن است تلاش کند احساس گناه ایجاد کند تا طرف مقابل برخلاف خواسته خودش رفتار کند. این جمله به‌تنهایی گس‌لایتینگ نیست، اما می‌تواند نشانه رفتار کنترل‌گرانه یا دستکاری عاطفی باشد و ممکن است در کنار گس‌لایتینگ دیده شود.

۸. «خودت باعث شدی من این کار رو بکنم.»

هر فرد مسئول رفتار و انتخاب‌های خودش است. ممکن است رفتار دیگران بر احساسات ما تأثیر بگذارد، اما این مسئله به معنای انتقال مسئولیت کامل رفتار به آنها نیست. برای مثال، جمله «تو باعث شدی من این‌طور رفتار کنم» می‌تواند مسئولیت فرد را از رفتار خودش دور کند و روی دوش طرف مقابل بگذارد. اگر این روش به‌صورت مداوم برای توجیه رفتارهای آسیب‌زننده استفاده شود، می‌تواند بخشی از یک الگوی ناسالم باشد.

۹. «تو منو عصبانی می‌کنی.»

هیچ‌کس نمی‌تواند احساسات دیگران را به‌طور کامل کنترل کند. رفتار دیگران می‌تواند ما را ناراحت، عصبانی یا ناامید کند، اما نحوه واکنش ما همچنان مسئولیت خودمان است. تفاوت مهمی وجود دارد بین: «رفتارت منو عصبانی کرد و می‌خوام درباره‌اش صحبت کنم.» و: «تو باعث شدی من با تو بدرفتاری کنم.» در جمله دوم، فرد ممکن است از احساس خودش برای توجیه رفتار خودش استفاده کند.

۱۰. «هیچ‌کس غیر از من دوستت نداره.»

این جمله می‌تواند برای ایجاد ترس از تنهایی و وابستگی استفاده شود. وقتی فردی مرتباً به دیگری القا می‌کند که هیچ‌کس او را نمی‌خواهد یا هیچ‌کس جز خودش نمی‌تواند او را تحمل کند، اعتمادبه‌نفس و استقلال اجتماعی او ممکن است آسیب ببیند. این رفتار بیشتر در حوزه کنترل و سوءاستفاده عاطفی قرار می‌گیرد، اما در یک رابطه‌ای که هم‌زمان گس‌لایتینگ وجود دارد، می‌تواند به حفظ وابستگی فرد کمک کند.

۱۱. «قرار بود بدون هیچ شرطی دوستم داشته باشی.»

دوست داشتن به معنای کنار گذاشتن مرزهای شخصی نیست. هر فرد حق دارد درباره زمان، حریم خصوصی، تصمیم‌های شخصی و نحوه برخورد دیگران با خودش مرز داشته باشد. استفاده از عبارت‌هایی مانند «اگر واقعاً دوستم داشتی...» یا «تو باید بدون قید و شرط منو قبول کنی» ممکن است برای وادار کردن فرد به پذیرش رفتاری باشد که با آن راحت نیست. این رفتار بیشتر نوعی فشار عاطفی است، اما می‌تواند در کنار گس‌لایتینگ دیده شود.

۱۲. «خودت قبول کرده بودی؛ فقط یادت نیست.»

این جمله اگر آگاهانه و به‌طور تکراری برای ساختن یک توافق خیالی استفاده شود، می‌تواند بسیار گیج‌کننده باشد. فرد ممکن است شروع کند به فکر کردن: «نکنه واقعاً قبول کرده بودم؟» «شاید یادم رفته.» «شاید من اشتباه می‌کنم.» اگر چنین الگویی بارها تکرار شود، اعتماد فرد به حافظه خودش کاهش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، یادداشت کردن توافق‌های مهم و نگه داشتن پیام‌ها یا اطلاعات قابل‌بررسی می‌تواند کمک‌کننده باشد.

۱۳. «این لباس بهت نمیاد؛ نباید بپوشیش.»

اظهارنظر درباره لباس یا ظاهر یک فرد به‌تنهایی گس‌لایتینگ نیست. اما اگر چنین اظهارنظرهایی به شکل مداوم به کنترل انتخاب‌های شخصی تبدیل شوند، موضوع می‌تواند به کنترل‌گری مربوط باشد. برای مثال، اگر فردی بخواهد درباره لباس، دوستان، رفت‌وآمد، سرگرمی‌ها یا تصمیم‌های روزمره طرف مقابل تصمیم بگیرد و با مخالفت او از تحقیر، تهدید یا احساس گناه استفاده کند، این می‌تواند نشانه یک رابطه ناسالم باشد.

۱۴. «تو داری با من بازی روانی می‌کنی!»

گاهی فردی که خودش رفتار دستکاری‌گرانه دارد، طرف مقابل را متهم می‌کند که همان رفتار را انجام می‌دهد. این اتفاق ممکن است نوعی فرافکنی یا تلاش برای منحرف کردن بحث باشد. بااین‌حال، صرف متهم کردن طرف مقابل به گس‌لایتینگ، به این معنا نیست که گوینده حتماً گس‌لایتینگ می‌کند. برای تشخیص چنین الگویی باید رفتارهای واقعی، تکرار آنها و زمینه رابطه را بررسی کرد.

چرا گس‌لایتینگ می‌تواند آسیب‌زا باشد؟

یکی از مهم‌ترین پیامدهای گس‌لایتینگ این است که فرد ممکن است به مرور مرجعیت ذهنی خودش را از دست بدهد. یعنی به جای اینکه ابتدا به تجربه و قضاوت خودش توجه کند، دائماً منتظر بماند تا فرد مقابل به او بگوید چه چیزی واقعاً اتفاق افتاده است. این روند می‌تواند با پیامدهایی مانند کاهش اعتمادبه‌نفس، سردرگمی، احساس گناه، اضطراب و کناره‌گیری از دیگران همراه شود. فرد ممکن است برای تصمیم‌های ساده نیز مرتباً از دیگری تأیید بگیرد:

«واقعاً من اشتباه کردم؟»

«واقعاً این اتفاق افتاد؟»

«نکنه من زیادی حساس هستم؟»

«شاید حق با اونه.»

به همین دلیل، مسئله اصلی گس‌لایتینگ فقط یک جمله توهین‌آمیز نیست؛ بلکه فرسایش تدریجی اعتماد فرد به قضاوت خودش است.

آیا گس‌لایتینگ همیشه یک برنامه حساب‌شده است؟

نه لزوماً. گاهی رفتارهای دستکاری‌گرانه می‌توانند عمدی باشند و گاهی فرد ممکن است بدون اینکه الگوی رفتارش را به‌درستی بشناسد، از انکار، دفاع، سرزنش یا تحریف استفاده کند. به همین دلیل، تشخیص گس‌لایتینگ صرفاً با حدس زدن نیت فرد مقابل امکان‌پذیر نیست.

به جای اینکه بپرسیم:

«آیا او عمداً می‌خواهد من را دیوانه کند؟»

بهتر است بپرسیم:

«آیا این رفتار به‌صورت مداوم باعث می‌شود به حافظه، ادراک و قضاوت خودم شک کنم؟»

«آیا وقتی درباره یک مشکل صحبت می‌کنم، موضوع مرتباً به شخصیت و عقل من برمی‌گردد؟»

«آیا طرف مقابل مسئولیت رفتار خودش را می‌پذیرد یا همیشه من را مقصر معرفی می‌کند؟»

این پرسش‌ها تصویر دقیق‌تری از وضعیت ارائه می‌دهند.

راهکارهای مقابله با گس‌لایتینگ

اگر فردی احساس می‌کند دائماً مورد تحریف واقعیت یا دستکاری روانی قرار می‌گیرد، چند اقدام می‌تواند به او کمک کند.

۱. اتفاقات مهم را یادداشت کنید

اگر مرتباً درباره اینکه چه اتفاقی افتاده دچار تردید می‌شوید، یادداشت کردن اتفاقات می‌تواند مفید باشد.

تاریخ، موضوع گفت‌وگو، تصمیم‌های مهم و اتفاقات مشخص را به شکل ساده ثبت کنید.

این کار قرار نیست ثابت کند که حافظه شما همیشه بی‌نقص است؛ هدف این است که یک مرجع شخصی برای مرور اتفاقات داشته باشید.

برای اطلاعات حساس، بهتر است حریم خصوصی و امنیت خود را نیز در نظر بگیرید.

۲. برای اثبات خودتان وارد بحث بی‌پایان نشوید

اگر گفت‌وگو دائماً به این نقطه می‌رسد که باید ثابت کنید «دیوانه نیستید»، «زیادی حساس نیستید» یا «درست به یاد دارید»، ادامه بحث ممکن است کمکی نکند.

گاهی یک پاسخ ساده کافی است:

«من این اتفاق را متفاوت به یاد دارم و نمی‌خواهم بیشتر درباره آن بحث کنم.»

یا:

«من با این شیوه صحبت کردن راحت نیستم. فعلاً گفت‌وگو را متوقف می‌کنم.»

هدف این نیست که در هر بحثی برنده شوید؛ هدف حفظ آرامش و مرزهای شخصی است.

۳. احساسات خود را جدی بگیرید، اما آنها را تنها معیار واقعیت قرار ندهید

احساس ناراحتی، ترس، خشم یا سردرگمی واقعی است؛ اما احساس به‌تنهایی همیشه ثابت نمی‌کند که برداشت ما از تمام جزئیات یک اتفاق درست بوده است. راه سالم‌تر این است که احساس خود را بپذیریم و در کنار آن، به شواهد و اتفاقات قابل‌بررسی نیز توجه کنیم.

مثلاً: «من از این اتفاق ناراحت شدم» یک تجربه شخصی معتبر است. بعد می‌توان پرسید: «دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟» «چه چیزی گفته شد؟» «آیا پیام یا اطلاعاتی وجود دارد که بتوانم به آن مراجعه کنم؟»

این روش کمک می‌کند هم احساسات خود را نادیده نگیریم و هم گرفتار نتیجه‌گیری عجولانه نشویم.

۴. با یک فرد قابل اعتماد صحبت کنید

گس‌لایتینگ می‌تواند باعث شود فرد از قضاوت خودش فاصله بگیرد. صحبت کردن با یک دوست قابل اعتماد، یکی از اعضای خانواده، مشاور مدرسه یا یک متخصص سلامت روان می‌تواند به بررسی موقعیت از زاویه‌ای دیگر کمک کند. فرد بیرونی می‌تواند به شما کمک کند بین یک اختلاف معمولی، یک سوءتفاهم و یک الگوی مداوم از رفتار دستکاری‌گرانه تفاوت بگذارید.

۵. مرزهای مشخص تعیین کنید

مرز یعنی مشخص کنید با چه رفتاری راحت نیستید و در صورت ادامه آن، چه اقدامی انجام خواهید داد.

برای مثال: «اگر قرار باشد به من توهین شود، گفت‌وگو را ادامه نمی‌دهم.» «اگر درباره موضوعی اختلاف نظر داریم، می‌توانیم آرام صحبت کنیم؛ اما من توهین را قبول نمی‌کنم.»

مرزبندی به معنای مجبور کردن طرف مقابل به تغییر نیست. شما نمی‌توانید رفتار شخص دیگری را کنترل کنید؛ اما می‌توانید درباره واکنش و محدودیت‌های خودتان تصمیم بگیرید.

۶. لازم نیست همیشه طرف مقابل را قانع کنید

یکی از دام‌های رایج در روابط ناسالم این است که فرد تصور می‌کند باید آن‌قدر توضیح بدهد تا طرف مقابل بالاخره اعتراف کند که حق با او بوده است. اما ممکن است چنین اعترافی هرگز اتفاق نیفتد.

گاهی مهم‌تر از اینکه طرف مقابل بگوید «حق با تو بود»، این است که خودتان بتوانید شرایط را واقع‌بینانه بررسی کنید، از حمایت دیگران استفاده کنید و برای حفظ آرامش و امنیت خود تصمیم بگیرید.

۷. اگر رابطه به شما آسیب می‌زند، از کمک گرفتن نترسید

اگر فردی دائماً شما را تحقیر می‌کند، از دیگران جدا می‌کند، تهدیدتان می‌کند، تصمیم‌هایتان را کنترل می‌کند یا باعث می‌شود دائماً به خودتان شک کنید، موضوع ممکن است فراتر از یک اختلاف معمولی باشد. در چنین شرایطی، صحبت با یک فرد بزرگسال قابل اعتماد یا متخصص می‌تواند کمک‌کننده باشد. اگر رابطه‌ای برای شما ناامن شده است، اولویت با امنیت و حمایت است، نه اینکه حتماً طرف مقابل را در یک بحث متقاعد کنید که رفتار او اشتباه بوده است.

آیا باید همیشه ارتباط را قطع کرد؟

خیر. قطع ارتباط ممکن است در بعضی شرایط بهترین گزینه باشد، اما نمی‌توان آن را یک راه‌حل ضروری برای همه افراد دانست. گاهی فرد به دلیل خانواده، مدرسه، محیط کار یا شرایط دیگر نمی‌تواند ارتباط را به‌طور کامل قطع کند. در این شرایط، کاهش گفت‌وگوهای غیرضروری، مشخص کردن مرزها، استفاده از حمایت دیگران و محدود کردن تعامل‌های تنش‌زا ممکن است منطقی‌تر باشد. همچنین اگر فرد احساس کند با مطرح کردن مرز یا تصمیم به فاصله گرفتن ممکن است با واکنش خطرناک یا تهدیدآمیز روبه‌رو شود، بهتر است پیش از هر اقدامی از یک فرد قابل اعتماد کمک بگیرد و درباره ایمنی خود فکر کند.

یک نکته مهم: هر رفتار بدی گس‌لایتینگ نیست

این شاید مهم‌ترین نکته این گزارش باشد. توهین، دروغ، خیانت، حسادت، کنترل‌گری، انتقاد از ظاهر، رفتار سرد، اختلاف نظر یا حتی بی‌اعتنایی می‌توانند رفتارهای ناسالمی باشند، اما همه آنها گس‌لایتینگ نیستند. گس‌لایتینگ زمانی اهمیت ویژه پیدا می‌کند که الگویی از تحریف یا انکار واقعیت به وجود آید که اعتماد فرد به حافظه، ادراک و قضاوت خودش را تضعیف کند. بنابراین بهتر است به جای چسباندن یک برچسب به هر رفتار ناخوشایند، به الگوی کلی رابطه توجه کنیم.

پرسش اصلی این نیست که:

«آیا او یک بار گفت من زیادی حساسم؟»

بلکه این است:

«آیا به‌طور مداوم کاری می‌کند که من به حافظه، احساسات، ادراک و قضاوت خودم شک کنم؟»

اگر پاسخ مثبت است، صحبت کردن با یک فرد قابل اعتماد یا متخصص می‌تواند قدم مهمی برای روشن‌تر شدن شرایط باشد.

جمع‌بندی

گس‌لایتینگ نوعی دستکاری روانی است که در آن فرد به شکل تکرارشونده تلاش می‌کند ادراک، حافظه یا قضاوت طرف مقابل درباره واقعیت را بی‌اعتبار کند. این رفتار می‌تواند به‌تدریج اعتماد فرد به خودش را کاهش دهد و باعث سردرگمی، احساس گناه و وابستگی بیشتر به نظر فرد مقابل شود. بااین‌حال، هر اختلاف‌نظر یا رفتار ناخوشایندی را نباید گس‌لایتینگ دانست. برای تشخیص این الگو باید به تکرار رفتار، زمینه رابطه و تأثیر آن بر اعتماد فرد به ادراک خودش توجه کرد.

ثبت اتفاقات مهم، صحبت با افراد قابل اعتماد، تعیین مرزهای روشن، پرهیز از بحث‌های بی‌پایان و کمک گرفتن از متخصصان می‌تواند به فرد کمک کند شرایط را بهتر ارزیابی کند.

مهم‌ترین نکته این است که اگر در یک رابطه دائماً احساس می‌کنید باید درباره حافظه، احساسات یا قضاوت خودتان از دیگری اجازه بگیرید، این تجربه ارزش توجه دارد. لازم نیست برای جدی گرفتن احساس ناراحتی خود، ابتدا طرف مقابل را قانع کنید که حق با شماست.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها