شناخت امام در نگاه نخست کاری ساده به نظر میرسد؛ نام و نشان و تاریخ تولد و شهادت، چند فضیلت مشهور و چند جملۀ آشنا. اما هرچه نگاه عمیقتر و پژوهشیتر شود، این سادگی رنگ میبازد. روایات اهلبیت علیهمالسلام صریحاند که رسیدن به کُنه معرفت امام برای انسان ممکن نیست؛ چون امام تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بُعدی ملکوتی و الهی دارد و عالم ملکوت از دسترس فهم خاکیان بیرون است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام به سلمان و ابوذر فرمود هرچه میخواهید در فضل ما بگویید، به کُنه آن نمیرسید. حتی یک صدم آن را هم نمی توانید بیان کنید. (الإمامة الالهیة، ج ۱، ص ۴۳۰)
امام رضا علیهالسلام نیز در خطبۀ معروف مرو فهرستی از ناتوانیها را برمیشمارد: خردها گمگشته، دیدهها بینور، حکیمان سرگردان، خطیبان درمانده و ادیبان ناتوان از توصیف تنها یکی از شئون امام.
امام هادی علیهالسلام هم در زیارت جامعه کبیره همین اعتراف را در قالب دعا مینشاند: «مَوَالِیَّ لا أُحْصِی ثَنَاءَکُمْ، وَ لَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ، وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَکُمْ؛ ثنای شما شمردنی نیست و مدح ما به کُنه قدر شما نمیرسد.
این اعتراف به ناتوانی، اما بنبست نیست. نکتۀ کلیدی آن است که معرفت مفهومی مدرّج و کمّیتبردار است؛ درست مثل نور که از شعلۀ یک شمع تا تابش خورشید طیفی پیوسته دارد. پس پیرو امام میتواند در این طیف، از نقطهای نزدیک به صفر تا بینهایت حرکت کند. بر همین اساس میتوان برای معرفت امام پنج مرتبه در نظر گرفت: حدّاقلِ شناخت؛ شناخت مشخصات و صفات امام، یعنی علم و عصمت؛ سیرهشناسی با هدف پیرویِ عملی؛ معرفت به مقام نورانیت و خلقت نوری معصومان؛ و در نهایت، معرفتِ حقّ امام.
مرتبۀ اخیر، حساسترین حلقه است. معرفت حقّ امام یعنی باور به اینکه امام از سوی خدا معرفی شده، امر و نهی او الهی است و او «مُفترَضُ الطاعة» است؛ همان مقامی که قرآن از آن با تعبیر «مُلک عظیم» یاد میکند. این معرفت، صرفاً یک اطلاعِ ذهنی نیست، بلکه بهرسمیتشناختنِ امام بهعنوان حجّت خداست. امام صادق(ع) فرمود هر کس حقّ ما را بشناسد و ما را دوست بدارد، در حقیقت خدا را دوست داشته است؛ و در حدیث اربعمأة از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که «چراغِ راه مؤمن، معرفت حقّ ما است». در زیارت جامعه هم زائر خود را با سه وصف معرفی میکند: مطیع، عارف به حق، و اقرارکننده به فضل.
اینجاست که خط اتصال میان زیارت و معرفت آشکار میشود. در متون زیارت، پاداش هیچگاه به «حضور فیزیکی» گره نخورده است؛ همیشه قیدی تکرار میشود: «عارفاً بحقّه».
امام صادق علیهالسلام دربارۀ شهادت نوادۀ خود در طوس فرمود هر کس او را با معرفت حقش زیارت کند، روز قیامت دستش را میگیرم و به بهشت میبرم، حتی اگر اهل گناهان کبیره باشد. و وقتی راوی میپرسد این معرفت چیست، میفرماید: اینکه بداند او امامی است که اطاعتش بر همه واجب است، و بداند که غریب و شهید است.
در روایت دیگری، محمد بن سلیمان از امام جواد علیهالسلام نقل میکند که معرفت حق امام یعنی علم به اینکه امام حجّت خدا بر خلق و «باب» ورود به رحمت اوست.
همین منطق در زیارت امام حسین علیهالسلام به اوج میرسد.
ابنعباس نقل میکند پیامبر صلیاللهعلیهوآله در حالی که حسنین را میبوسید، از آیندۀ خونین سیدالشهدا خبر داد و سپس فرمود هر کس او را با شناخت حقّش زیارت کند، هزار حج و هزار عمره برایش نوشته میشود؛ زیارت او زیارت من است و زیارت من زیارت خداست.
در روایت بشیر دهّان نیز امام صادق علیهالسلام پاداشها را پلهپله میشمارد: زیارت در روز غیرعید با معرفت، بیست حج و بیست عمره؛ در روز عید، صد حج و صد عمره؛ و در روز عرفه، هزار حج و هزار عمره. در هر سه سطح، عبارت «عارفاً بحقّه» ثابت است و تنها زمان تغییر میکند.
تحلیل این روایات، دو نتیجۀ مهم دارد. نخست آنکه قید معرفت، زیارت را از یک آیین تشریفاتی و صرفاً عاطفی، به یک پیمانِ اعتقادی و التزام عملی ارتقا میدهد. زائری که امام را حجّت خدا و مُفترَضُ الطاعة میداند، از حرم با چیزی بیش از خاطره بازمیگردد؛ با تعهد بازمیگردد. دوم آنکه بیدلیل نیست که ثواب زیارت با حج سنجیده میشود؛ حج، مناسکِ توحید در مکان است و زیارتِ عارفانه، مناسکِ توحید در نسبت با حجّت خدا. این سنجش، نه تخفیف حج است و نه جانشینی آن، بلکه بیان همجنسبودن هر دو در حقیقت تسلیم.
از اینجا یک قاعدۀ روشن به دست میآید: کیفیت زیارت، تابع کیفیت معرفت است. هرچه شناخت زائر دربارۀ امام حسین علیهالسلام عمیقتر باشد، ثواب نوشتهشده بیشتر است. پس زیارت را میتوان و باید «آمادهسازی» کرد؛ با سیرهخوانی، با فهم چرایی قیام عاشورا، و با تمرین اطاعتی که فراتر از مرزهای حرم ادامه یابد.
زیارت بیمعرفت، حضور در مکان است؛ زیارت با معرفت، ورود از «باب» ی است که رحمت خدا از آن جاری میشود. و تفاوت این دو، همان تفاوت نور شمع با نور خورشید است.
منابع:
جامعۀ کبیره
دانستنی های اربعین، جعفرپور، با تلخیص و تصرف



پیام شما به ما