دوران طلایی یکطرفه بودن روایتهای جنگی واشنگتن به پایان رسیده است. دههها بود که کاخ سفید با تکیه بر غولهای رسانهای خود، تصویر دلخواهش را از کشورهای هدف در افکار عمومی جهان میساخت. اما امروز، دونالد ترامپ در حالی تلاش میکند با استفاده از ادبیات تهاجمی خود در فضای مجازی از ایران یک «شرور غیرقابل اعتماد» بسازد، که واقعیتهای میدان و پاتکهای رسانهای، این روایتها را در نطفه خفه میکنند.
سیانان در گزارشی به این پرسش پاسخ میدهد که چرا واشنگتن نمیتواند تصویر ایران را در افکار عمومی تغییر دهد و چگونه ترامپ بازی رسانهای را به تهران واگذار کرده است؟
سقوط «مرجعیت تکصدایی»؛ وقتی افکار عمومی دیگر خریدار روایت واشنگتن نیست
بزرگترین مشکل واشنگتن در تغییر تصویر ایران این است که دیگر «تنها راوی داستان» نیست. ترامپ روز دوشنبه در فاکسنیوز گلایه کرد که ایران توافق را شکسته و قابل اعتماد نیست؛ اما افکار عمومی جهان بلافاصله با یک جستجوی ساده یا یادآوری تاریخی، با این تناقض بزرگ روبرو شد: «خودِ ترامپ قهرمان خروج از توافقهای بینالمللی است.»
وقتی رئیسجمهوری که سابقه خروج یکجانبه از توافق هستهای اوباما (برجام) و معاهده اقلیمی پاریس را در کارنامه دارد، دیگران را به بیتعهدی متهم میکند، افکار عمومی این روایت را به عنوان یک «استاندارد دوگانه» و ریاکاری دیپلماتیک پس میزند. واشنگتن دیگر نمیتواند خود را در نقش «پلیس خوب» جا بزند، زیرا حافظه تاریخی مخاطبان امروز به لطف دسترسی آزاد به اطلاعات، فعالتر از همیشه است.
از «نویسنده کتاب هنر معامله» تا «شکارچی هرمز»
ترامپ همواره تلاش کرده از فضای مجازی (بهویژه تریبونهای شخصیاش مانند تروث سوشال و مصاحبههای تلفنی جنجالی) به عنوان ابزاری برای مرعوب کردن حریف و ساختن چهرهای قانونشکن از ایران استفاده کند.
او با معرفی خود به عنوان «فرشته نگهبان تنگه هرمز» و تهدید به وضع عوارض ۲۰ درصدی بر تمام کشتیهای عبوری، سعی داشت ایران را مخل امنیت انرژی جهان و آمریکا را ناجی صلح نشان دهد. این همان فرمول کلاسیک ترامپ برای «دشمنسازی» است:
حریف را به عنوان یک عامل تهدید معرفی کن، خودت را به عنوان تنها برقرارکننده نظم جا بزن و برای این نقشِ ناجی، فاکتور صادر کن!
اما این بار، این تاکتیک نه تنها کارساز نشد، بلکه به پاشنه آشیل او تبدیل شد.
پاتک رسانهای تهران؛ چطور ترامپ در زمین بازی خودش مات شد؟
دوران بیانیههای خشک و رسمی گذشته است. امروز دیپلماتهای ایرانی آموختهاند که چگونه در زمین بازی رسانهای غرب، با همان ابزارهای غربی و حتی با استفاده از لحنی آمیخته به کنایه و طنز، پیام خود را ارسال کنند.
پست عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق)، نمونهای کلاسیک از این «پاتک رسانهای متقابل» بود. عراقچی به جای موضعگیری تدافعی، مستقیماً به ادعای ترامپ هجوم برد و نوشت:
«رئیسجمهور آمریکا کاملاً درست میگوید. هرکسی امنیت تنگه هرمز را تامین میکند باید حقالزحمهاش را بگیرد. ایران همیشه نگهبان تنگه بوده و خواهد بود. البته ۲۰ درصد خیلی زیاد است؛ ما منصفتر خواهیم بود.»
این پاسخ کوتاه و رندانه، چند هدف بزرگ را همزمان نشانه گرفت:
خنثیسازی اتهام قانونشکنی: ایران با این فرمول، ایده دریافت عوارض را (که ترامپ مطرح کرده بود) به سود خود مصادره کرد و به حاکمیت دیرینه خود بر این آبراه مشروعیت بخشید.
تحقیر کلامی ترامپ: عراقچی عملاً به ترامپ که خود را استاد معاملهگری میداند، یاد داد که چگونه باید معامله کرد و با پیشنهاد قیمت منصفانهتر، او را در رسانهها به چالش کشید.
جذابیت رسانهای برای افکار عمومی: این توییت به سرعت در رسانههای بینالمللی دستبهدست شد و موجی از تمسخر و شوخی را در شبکههای اجتماعی علیه ترامپ به راه انداخت. خبرنگاران و کاربران فضای مجازی به این فکر فرو رفتند که چگونه ترامپ با دست خودش، برگ برنده بزرگی را به تهران هدیه داده است.
شکست شطرنج چهاربعدی در قاب شبکههای اجتماعی
زمانی هواداران ترامپ مدعی بودند تناقضهای کلامی و توییتهای جنجالی او بخشی از یک شطرنج دیپلماتیک چهاربعدی برای سردرگم کردن حریفان است. اما امروز، مواجهه او با ایران در فضای مجازی نشان داد که او در یک بنبست ارتباطی گیر افتاده است.
ترامپ در توییتر شکست میخورد چون حریف مقابل او دیگر منفعل نیست؛ بلکه از همان ابزار رسانهای غربی، همان منطق بیزینسی ترامپ و همان زبان گزنده برای خنثی کردن روایت آمریکا استفاده میکند. واشنگتن دیگر نمیتواند دیوارهای افکار عمومی را کنترل کند، زیرا در عصر شبکههای اجتماعی، یک توییت هوشمندانه و چند ثانیهای از تهران، میتواند یک استراتژی دشمنسازی چند میلیون دلاری در کاخ سفید را به یک شوخی رسانهای تبدیل کند.
منبع: https://edition.cnn.com/۲۰۲۶/۰۷/۱۴/politics/trump-iran-war-strait-of-hormuz-analysis




پیام شما به ما