زندگی با اختلال شخصیت مرزی (BPD) درست مثل راه رفتن روی لبه یک تیغ تیز است؛ جایی که یک پیام بی‌جواب یا یک قرار لغو شده، به جای یک ناراحتی ساده، شبیه به یک زلزله عاطفی ویران‌کننده احساس می‌شود.

مهسا زحمتکش
چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۳
زندگی با درک اختلال شخصیت مرزی

تصور کنید در جهانی زندگی می‌کنید که در آن ولوم تمام صداهای محیطی روی حداکثر تنظیم شده است؛ برای فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder)، این وضعیت دقیقاً در دنیای هیجانات رخ می‌دهد. اختلال شخصیت مرزی که به اختصار BPD نامیده می‌شود، یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال سوءتعبیرشده‌ترین اختلالات روان‌شناختی است. بر اساس معتبرترین کتاب مرجع روان‌پزشکی (DSM-۵)، ویژگی اصلی این اختلال، یک بی‌ثباتی همیشگی و ریشه‌دار است؛ بی‌ثباتی در روابط با دیگران، نگاهی که فرد به خودش دارد و نوسانات شدید خلقی. علاوه بر این، رفتارهای ناگهانی و بدون فکر (تکانشی) هم در آن‌ها زیاد دیده می‌شود. این افراد انگار در مرز باریک میان واقعیت و توفان‌های درونی‌شان راه می‌روند؛ به همین خاطر، یک اتفاق ساده و روزمره که شاید برای دیگران بی‌اهمیت باشد، برای آن‌ها درست مثل یک زلزله احساسی بزرگ عمل می‌کند.

از دیدگاه عصب‌شناختی و روان‌پزشکی، BPD یک انتخاب شخصی، ضعف اخلاقی یا لجبازی نیست؛ بلکه یک سندرم بالینی واقعی با ریشه‌های عمیق زیستی و محیطی است. تحقیقات انجام‌شده توسط مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا (NIMH) نشان می‌دهد که سیستم تنظیم هیجان در این افراد به شدت حساس و بیش‌فعال است. وقتی فردی بدون این اختلال با یک ناامیدی کوچک روبه‌رو می‌شود، سیستم عصبی او به سرعت تعادل خود را بازیابی می‌کند؛ اما در فرد مبتلا به BPD، محرک‌های کوچک (مانند یک پیام بی‌جواب یا تاخیر در قرار ملاقات) سیستم هشدار مغز (آمیگدال) را به وضعیت وضعیت قرمز درمی‌آورند.

BPD  چگونه شکل می‌گیرد؟

یکی از معتبرترین مدل‌ها برای درک ریشه این اختلال، نظریه بیوسوسیال (Biosocial Theory) دانشمند برجسته، دکتر مارشا لینهان است. طبق این تئوری، BPD حاصل یک تعامل پیچیده میان دو عامل اصلی است:

حساسیت زیستی زیاده از حد: نوزاد با یک سیستم عصبی به شدت آسیب‌پذیر و ناتوان در تنظیم خلق‌وخو متولد می‌شود.

محیط نامعتبرساز: کودک در محیطی بزرگ می‌شود که احساسات، نیازها و تجربه‌های عاطفی او نادیده گرفته، مسخره یا تنبیه می‌شوند. وقتی به کودک گفته می‌شود "تو بی‌دلیل گریه میکنی" یا "بزرگش نکن"، او یاد نمی‌گیرد که چگونه هیجاناتش را نام‌گذاری و مدیریت کند.

وقتی از اختلال شخصیت مرزی صحبت می‌کنیم، یعنی با سیستمی سرکار داریم که هیجانات را چند برابر شدیدتر از بقیه تجربه می‌کند

ارکان و نشانه‌های اصلی اختلال

پژوهش‌های دانشگاه هاروارد و روان‌شناسان بالینی، علائم این اختلال را در چند قلمرو اصلی دسته‌بندی می‌کنند:

الف) بی‌ثباتی عاطفی و خلقی

خلق این افراد ممکن است ظرف چند ساعت از آرامش به خشم شدید، اضطراب یا افسردگی تغییر کند. این تغییرات ناگهانی بر خلاف اختلال دوقطبی (که هفته‌ها طول می‌کشد)، واکنش‌هایی سریع به محرک‌های محیطی هستند.

ب) ترس شدید از طرد شدن و رهاشدگی

فرد مبتلا به BPD برای اجتناب از رها شدنِ واقعی یا حتی خیالی، دست به تلاش‌های جنون‌آمیز می‌زند. کوچک‌ترین نشانه از دوری فرد مقابل، به عنوان یک فاجعه عاطفی و مدرکی بر بی‌ارزش بودن خودش تفسیر می‌شود.

ج) روابط بین‌فردی طوفانی (سیاه یا سفید دیدن)

روابط آن‌ها معمولاً شدید، بی‌ثبات و همراه با مکانیسم دفاعی "دونیمه‌سازی" است. یعنی فرد مقابل یا یک "فرشته نجاتِ بی‌نقص" است یا یک "شیطان بی‌رحم". هیچ مرز خاکستری وجود ندارد؛ یک اشتباه کوچک می‌تواند فرد محبوب را در نظر آن‌ها به بدترین دشمن تبدیل کند.

د) بحران هویت و احساس پوچی مزمن

بسیاری از مبتلایان گزارش می‌دهند که در درون خود احساس یک "حفره خالی بزرگ" دارند. آن‌ها تصویر ثابتی از خود، ارزش‌ها، اهداف و حتی گرایش‌های خود ندارند و مدام احساس می‌کنند که نمی‌دانند دقیقاً چه کسی هستند.

ه) رفتارهای تکانشی و آسیب به خود

برای فرار از درد روانی غیرقابل‌تحمل یا پر کردن آن احساس پوچی مزمن، این افراد ممکن است به رفتارهای پرخطر و تکانشی رو بیاورند؛ مانند:

  • ولخرجی‌های ناگهانی و بی‌هدف
  • رانندگی‌های خطرناک
  • رابطه‌های عجولانه و بدون شناخت
  • سوءمصرف مواد یا پرخوری‌های عصبی
  • رفتارهای خودآسیب‌رسان (که اغلب راهی برای تبدیل درد روانی به درد فیزیکی قابل لمس است)

بی‌پی‌دی یک انتخاب یا ضعف شخصیتی نیست؛ یک دنیای شیشه‌ای و شکننده است که در آن احساسات با صدای حداکثر شنیده می‌شوند

آیا اختلال BPD درمان دارد؟

تشخیص این اختلال یک کار کاملاً تخصصی است و روان‌شناس یا روان‌پزشک با بررسی دقیق رفتارهای فرد در طول زمان، آن را شناسایی می‌کند. آمارها نشان می‌دهند که نزدیک به ۲ تا ۶ درصد افراد جامعه با این بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اگرچه در گذشته تصور می‌شد BPD بیشتر در زنان دیده می‌شود، اما تحقیقات جدید ثابت کرده که این اختلال در میان مردان و زنان تقریباً به یک اندازه شایع است؛ فقط مردان معمولاً علائم خود را بیشتر با خشم یا رفتارهای پرخطر نشان می‌دهند.

خوشبختانه برخلاف گذشته که این بیماری را درمان‌ناپذیر می‌دانستند، امروزه با کمک روش‌های نوین روان‌شناسی کاملاً قابل مدیریت است. مؤثرترین روش، «رفتاردرمانی دیالکتیکی» ا ست که به فرد یاد می‌دهد چطور با مهار بحران‌ها، احساسات شدیدش را تنظیم کند. روش‌های دیگری مثل «طرح‌واره درمانی» نیز به مبتلایان کمک می‌کنند تا الگوهای فکری اشتباهی را که از دوران کودکی در ذهنشان ریشه دوانده، تغییر دهند و نگاه واقع‌بینانه‌تری به خود و دیگران پیدا کنند.

در کنار روان‌درمانی، گاهی از داروها نیز به عنوان یک ابزار کمکی استفاده می‌شود. با وجود اینکه داروی اختصاصی برای درمان خودِ اختلال مرزی وجود ندارد، روان‌پزشکان داروهای ضد افسردگی، ضد اضطراب یا تثبیت‌کننده‌های خلق را برای آرام کردن توفان‌های ناگهانی عاطفی تجویز می‌کنند. این ترکیبِ هوشمندانه از دارودرمانی و جلسات مشاوره، به فرد کمک می‌کند تا به مرور زمان، ثبات عاطفی و آرامش را در زندگی و روابطش تجربه کند.

اختلال شخصیت مرزی یک وضعیت زجرآور برای خود فرد و چالش‌برانگیز برای اطرافیان اوست. اما علم روان‌پزشکی امروز به ما ثابت کرده است که پشت تمام رفتارهای پرخاشگرانه، تکانشی یا وابستگی‌های شدید این افراد، یک کودک آسیب‌دیده و یک سیستم عصبی بیش‌ازحد حساس قرار دارد که تشنه امنیت و درک شدن است. با تشخیص زودهنگام و مداخله تخصصی مبتلایان به BPD می‌توانند یاد بگیرند که بر موج‌های سهمگین احساسات خود سوار شوند و روابطی پایدار، آرام و سرشار از معنا را تجربه کنند.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها