مطالعهای نشان داد که از بین آهنگهای مورد علاقهی افراد، موسیقیهای غمگین حدود ۸۰۰بار پخش میشوند و موسیقیهای شاد حدود ۱۷۵بار! این اختلاف چشمگیر نشان میدهد که موسیقیهای تلخ و شیرین میتوانند تأثیر عاطفی ماندگارتری داشته باشند. هرچند ماندگاری یک احساس لزوما به معنای مفید یا سالم بودن آن نیست.
حال این سوال پیش میآید که چرا خیلی از ما آهنگهای غمگین را بارها و بارها گوش میدهیم؟ آیا این موسیقیها حال ما را بهتر میکنند یا فقط غم را عمیقتر میسازند؟ ما فرضیهها و حدس و گمانهایی را که در اینباره وجود دارد، برای شما بررسی کردهایم.
چرا از موسیقی غمگین لذت میبریم؟
تا به حال شده که فیلم ترسناکی را مشاهده کنید و بعد از ترس به خود بلرزید؟ یا اینکه خودتان را به فنجانی اسپرسو مهمان کنید و از تلخی آن، چهرهتان در هم رود؟ شاید هم هنگام دانلود موزیک، دیدن برچسب غمگین، برایتان ترغیبکنندهتر از برچسب موسیقی شاد است؟ خبر خوب این است که شما در این زمینه تنها نیستید.
ما انسانها اغلب از کارهایی که معمولا لذتبخش به نظر نمیرسند، لذت میبریم. این پارادوکس موسیقی غمگین است: ما معمولاً از غمگین بودن در زندگی واقعی لذت نمیبریم اما از هنری که باعث میشود چنین احساسی داشته باشیم، لذت میبریم. اما چرا؟ چرا احساسات منفی یا تجربیات دردناک ناشی از هنر غمگین احساس خوبی را در ما به وجود میآورد و حتی به طور فعال به دنبال آنها میگردیم؟
برای درک بهتر این موضوع، ابتدا باید دربارهی مفهومی فلسفی به نام پارادوکس لذت (Pleasure Paradox) صحبت کنیم. پارادوکس لذت همانگونه که از نامش هم مشخص است، به تناقضات درون لذت میپردازد.
پارادوکس لذت یا همان لذت منفی زمانی رخ میدهد که ما از چیزی که به صورت معمول نباید خوشایند باشد، لذت میبریم. مثلا حتما شما هم دیدهاید که کودکان خردسال در طول تماشای یک فیلم ترسناک صورت خود را با دستانشان میپوشانند و انگشتان خود را درست به موقع باز میکنند تا بدترین قسمت آن را ببینند. این نمونهای از لذت منفی است.
هنگام تجربهی لذت منفی، ما میدانیم که ببر در قفس است نه در اتاق ما، پس بدون اضطراب، آن را تجربه میکنیم. بخشی از تجربهی ما هنگام گوش دادن به موسیقی غمگین هم از این موضوع پیروی میکند.
وقتی به موزیکی غمگین پیرامون سوگ، از دست دادن و فقدان گوش میدهیم، ما میدانیم که در آن لحظه چنین خاطرهای برای ما برجسته نیست. همچنین این نکته نیز برای ما روشن است که با گوش دادن به این موسیقی، قرار نیست که این اتفاق ناخوشایند جان بگیرد.
برخی افراد ممکن است از این احساس غم ملایم لذت ببرند اما این تجربه همگانی نیست. برای افرادی که با فقدان، افسردگی یا خاطرات دردناک درگیر هستند، همین احساس به جای لذت، ناراحتی و فشار روانی بیشتری ایجاد میکند.
برخی پژوهشگران معتقدند غم شبیهسازیشده میتواند به افزایش همدلی کمک کند. با این حال شواهد نشان میدهد که در بعضی افراد این تجربه، بیشتر باعث بازگشت مکرر به احساسات ناخوشایند و تداوم ناراحتی میشود.
افراد پس از گوش دادن به موسیقی غمگین چه احساسی را تجربه میکنند؟
تحقیقات نشان داده است که پاسخ عاطفی ما به موسیقی، تکبعدی نیست. شما نه فقط وقتی به یک آهنگ زیبا گوش میدهید، خوشحال میشوید و نه صرفاً با شنیدن یک آهنگ غمگین، غمگین میشوید.
در سال ۲۰۱۶، یک نظرسنجی از ۳۶۳ شنونده نشان داد که پاسخهای عاطفی به آهنگهای غمگین تقریباً به سه دسته تقسیم میشوند: غم قوی: شامل احساسات منفی قوی مانند خشم، وحشت و ناامیدی؛ غم ملایم: حسرت یا ترحم به حال خود و غم شیرین: درد دلپذیر تسلی یا قدردانی. بسیاری از پاسخدهندگان ترکیبی از این سه را به عنوان حس خود پس از شنیدن موسیقی توصیف کردهاند.
پژوهشی در سال ۲۰۱۸ (Extreme re-listening: Songs people love . . . and continue to love) نشان داد که شنوندگانی که آهنگهای مورد علاقهشان، احساس تلخی و شیرینی (تجربه احساس غم ولی نه از نوع غم بد) را تداعی میکرد، به طور متوسط ۷۹۰ بار به آهنگ موردنظر گوش میدادند. در حالی که وقتی آهنگ باعث آرامش آنها میشد، شنوندگان به طور متوسط ۵۱۵ بار آن را پخش میکردند. و در نهایت، وقتی آهنگ باعث خوشحالی آنها میشد، میانگین تعداد گوش دادن گزارششده ۱۷۴ بود. اختلاف چشمگیری است، مگر نه؟
احتمالا متوجه شدهاید که برخی موسیقیهای غمگین خلقوخوی شما را بدتر میکنند یا شما را درگیر خاطرات دردناک میسازند. بنابراین بهتر است که در انتخاب نوع موسیقی حتی نوع اندوه آن، محتاط باشید و تأثیرشان را بر وضعیت روانی خود زیر نظر بگیرید.
چرا آهنگهای غمگین را تکرار میکنیم؟
دربارهی چرایی تمایل به تکرار این غم آهنگین، دلایل مختلفی مطرح میشود. از جمله این احتمال که غم در هنر با غم در زندگی روزمره متفاوت است، بنابراین هنر غمانگیز در واقع یک حالت عاطفی مثبت ایجاد میکند که به اشتباه غم نامیده میشود. یا اینکه غم در هنر باعث میشود که احساس ارتباط بیشتری با دیگران داشته باشیم.
همچنین بعضی پیشنهاد میدهند که هنر غمانگیز هم غم و هم لذت را با هم ترکیب میکند (پارادوکس لذت). با توجه به اینکه بر طبق برخی منابع، غم بیشتر از لذت دوام میآورد، پس غم چیزی است که پس از پایان موسیقی باقی میماند. با توجه به اینکه ما به دنبال تجربهی احساسات پایدارتری هستیم، پس میخواهیم این حس را دوباره و دوباره تجربه کنیم.
همچنین احساساتی که مردم از شنیدن این موسیقیها تجربه میکنند، با هم متفاوت است. وقتی افراد به موسیقی غمگین گوش میدهند، تنها حدود ۲۵٪ میگویند که واقعاً احساس غم را تجربه میکنند. بقیه احساسات دیگری را تجربه میکنند که اغلب به غم مرتبط هستند ولی در حد غم، شدید نیستند.
نوستالژی یکی از این احساسات است. نوستالژی در برخی افراد حس ارتباط اجتماعی را تقویت میکند. اما در برخی دیگر ممکن است که حسرت گذشته، نارضایتی از وضعیت فعلی یا احساس فقدان را پررنگتر سازد.
آیا موسیقی غمگین، غم و افسردگی را تشدید میکند؟
همانگونه که در بخشهای پیشین مقاله هم توضیح دادیم، برای بعضی افراد، گوش دادن به آهنگهای غمگین، احساس غم را به همراه ندارد. محققانی از بریتانیا و فنلاند، در سال ۲۰۱۶ یک نظرسنجی در مقیاس بزرگ از تقریباً ۲۵۰۰ نفر انجام دادند تا بفهمند که چگونه واکنشها به موسیقی میتواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. معلوم شد که نه همه از موسیقی غمگین خوششان میآید و نه همه از آن بیزار هستند!
کارشناسان معتقدند که آنچه فرد با یک قطعه موسیقی مرتبط میکند، در این خوش آمدن یا نیامدن نقش دارد. مثلا برای برخی افراد، گوش دادن به موسیقیهای غمگین، خاطراتی را زنده میکند که لذت بردن از موسیقی را دردناک میسازد. خاطراتی که منشا آنها به فقدانهای شخصی قابل توجهی مانند پایان یک رابطه یا مرگ یکی از عزیزان مربوط برمیگردد.
هنا ریکا پلتولا از دانشگاه ییواسکیلا در فنلاند، که در نگارش مطالعه سال ۲۰۱۶ مشارکت داشت، در بیانیهای گفت: «تعداد زیادی از مردم موسیقی غمگین را با تجربیات دردناک مرتبط میدانستند. به نظر میرسید که این تجربیات شدید، از نظر ذهنی و حتی جسمی طاقتفرسا باشند و بنابراین به هیچ وجه لذتبخش نبودند.» جالب اینجاست که احساسات منفی در زنان و شرکتکنندگان جوانتر، بیشتر بود، اگرچه محققان مطمئن نیستند که چرا.
به طور کلی، این مطالعه همچنین نشان داد که موسیقی غمگین احساسات منفی را در ۱۰ تا ۱۷ درصد از پاسخدهندگان تشدید میکند. در واقع این نوع موسیقی، نه تنها خلق و خوی آنها را بدتر میکند، بلکه آنها را تحریکپذیرتر، خستهتر و مضطرب میکند.
این موضوع نشان میدهد که شنیدن موسیقی غمگین لزوما باعث تخلیه احساسات منفی و رهایی نمیشود. بلکه در بعضی افراد، وضعیت عاطفی منفی آنها را طولانیتر هم میکند.
اثرات منفی موسیقی غمگین بر مغز
قدرت موسیقی غیرقابل انکار است، زیرا احساسات را برمیانگیزد و ما را به مکانها و زمانهای مختلف منتقل میکند. تحقیقات نشان میدهد که موسیقی همچنین میتواند اثرات مضری ایجاد کند، به ویژه در مورد نشخوار فکری.
وقتی فردی روی احساسات منفی تمرکز میکند، موسیقیهای غمگین مخصوصا از نوع غم منفی، به ایجاد افسردگی و اضطراب در او کمک میکند و شرایط موجود را بدتر میکند. این امر به ویژه برای نوجوانان نگران کننده است، زیرا موسیقی بر روی افراد جوانتر، تاثیر بیشتری میگذارد.
تمرکز بر احساسات منفی، زمانی رخ میدهد که نوجوان برای القای نشخوار فکری به موسیقی غمگین گوش میدهد و بنابراین از طریق بدتر شدن خلق و خو، آسیب عاطفی را تجربه میکند. علاوه بر این، محققان دریافتهاند که آسیب ناشی از موسیقی زمانی رخ میدهد که افراد در لحظات پریشانی روانی به موسیقی غمگین گوش میدهند. این موسیقیها، این پریشانیها را تشدید میکند.
و در پایان
در نهایت، موسیقی غمگین نه یک ابزار درمانی همگانی است و نه یک عامل آسیبزا برای همهی افراد. تأثیر آن به نوع غم موسیقی (شیرین یا دردناک)، ویژگیهای شخصیتی، وضعیت روانی، تجربههای گذشته و دلیل گوش دادن به موسیقی بستگی دارد. اگرچه برخی افراد از آن احساس آرامش، همدلی یا معنا دریافت میکنند اما برای برخی دیگر این موسیقی، تشدیدکنندهی اندوه، اضطراب و نشخوار فکری است.
بنابراین بهتر است به جای مثبت یا منفی دانستن مطلق موسیقی غمگین، تأثیر آن را برای هر فرد به صورت جداگانه بررسی کنیم. نظر شما در اینباره چیست؟ شما هنگام گوش دادن به موسیقیهای غمگین، چه احساساتی را تجربه میکنید؟



پیام شما به ما