هر سال با رسیدن ماه صفر، پیامی آشنا در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود: «خرید طلا در روز سیزدهم صفر خوشیمن است؛ حتی اگر شده یک تکه کوچک بخرید.» پیام گاهی با تصویر یک انگشتر و چند جمله احساسی منتشر میشود، گاهی رنگولعاب مذهبی میگیرد و گاهی هم فروشگاهی با تخفیف ویژه، ارسال رایگان یا وعده «برکت تا پایان سال» آن را تکمیل میکند. حاصل، ترکیبی حسابشده از باور، اضطراب و خرید است؛ فرمولی که سودش به صندوق فروشنده میرود و هزینهاش از جیب و اعتماد مردم پرداخت میشود.
مسئله فقط فروش چند گرم طلا نیست. مسئله آنجاست که یک ادعای بیسند، در پوشش سنت و معنویت، به رفتار اقتصادی مردم جهت میدهد. برای خوشیمن بودن خرید طلا در سیزدهم صفر، دستکم در منابع معتبر و شناختهشده دینی و تاریخی، مستند قابل اتکایی ارائه نشده است. با این حال، تکرار سالانه یک ادعا میتواند به آن ظاهر «رسم قدیمی» بدهد؛ گویی چون چند سال است شنیده میشود، پس حتماً ریشهای دیرینه دارد. حال آنکه بسیاری از شایعات از دل الگوریتمها متولد میشوند.
رؤیای ثروت در شبکههای اجتماعی
بررسیهای تاریخی و صنفی نشان میدهد که این پدیده، هیچ ریشه اصیل مذهبی یا حتی عرفی در بازار سنتی ایران ندارد. تا پیش از همهگیری اینستاگرام و تلگرام، نه طلافروشی از این «خوشیمنی» خبر داشت و نه متن تاریخی آن را ثبت کرده بود. این جریان، محصول «انسانرسانهها» و الگوریتمهایی است که یاد گرفتهاند چگونه با سوار شدن بر موج ترس از تورم و نااطمینانی اقتصادی، رفتارهای مصرفگرایانه تودهای را به نام «آیین دینی» فاکتور کنند.
سوءاستفاده از معنویت
نقد این پدیده به معنای مخالفت با خرید طلا، فعالیت طلافروشان یا باورهای دینی مردم نیست. طلا میتواند زینت، هدیه یا یکی از گزینههای حفظ ارزش دارایی باشد و کسبوکار سالم نیز بخشی طبیعی از اقتصاد است. مشکل اینجاست که برای افزایش فروش، ادعایی اثباتنشده به دین، سنت یا تقدیر نسبت داده میشود. در این نقطه، تبلیغ از معرفی کالا عبور میکند و به بهرهبرداری از اعتماد عمومی میرسد.
این شیوه حتی به زیان فروشندگان حرفهای و خوشنام است. بازاری که اعتبارش بر عیار، اجرت، فاکتور شفاف و انصاف بنا شده، با موج تبلیغات خرافی آسیب میبیند. مشتریای که بعدها متوجه بیپایه بودن ادعا شود، فقط به یک صفحه مجازی بدبین نمیشود؛ ممکن است اعتمادش به کل صنف کاهش یابد. سود کوتاهمدت چند فروشنده، هزینهای بلندمدت برای اعتبار یک بازار میسازد.
واقعیتِ ۱۳ صفر در روایات
مروجان این شایعه با استناد به احادیث تحریفشده، سعی در وجاهتبخشی به این رفتار دارند. مثلا یکی از این افراد برای اینکه به ادعای خود سر و صورتی موجه بدهد مینویسند: «آنطور که در روایات آمده است بهتر است در روزهای خوشیمن از ماه صفر طلا بخریم» و بعد روایتی از امام صادق علیهالسلام میآورد که حضرت فرمودهاند: «در روزهای یکم، دوم، ششم، هفتم، نهم، چهاردهم، هجدهم، نوزدهم، بیستم، بیست و دوم، بیست و سوم، بیست و هفتم، بیست و هشتم و بیست و نهم هر ماه قمری، آغاز هر کاری از جمله خریدن طلا مبارک است.»
اما در این روایت به فرض صحت، اصلا سخنی از ماه صفر به میان نیامده بلکه به مبارک بودن کارها در روزهایی خاص از هر ماه قمری توصیه میکند. همینطور، در آن، هیچ تصریح یا اشارهای به خوشیمن بودن روز سیزدهم صفر نشده است.
نویسنده در ادامه، بیآنکه مستندی ارائه کند، توصیه به خرید طلا در روز چهارشنبۀ آخر ماه صفر را به بزرگان دین نسبت میدهد!
اما جالب است بدانید که در متون اصیل روایی هم روز سیزدهم و هم چهارشنبۀ هر ماه قمری، نه تنها روزِ خرید نیست، بلکه جزو ایام «نحس» شمرده شده که معامله در آن کراهت دارد.
از جمله، سید بن طاووس در «الدّروع الواقیة» (ج ۱، ص ۱۱۴) از قول امام صادق علیهالسلام آورده است که روز سیزدهم نحس است و هر کاری در آن کراهت دارد.
همینطور از امیرالمؤمنین علیهالسلام منقول است که چهارشنبه آخر ماه به این دلیل که در محاق اتفاق میافتد، نحس است و حدیثشناسان از این روز به «اربعاء لاتدور» تعبیر میکنند؛ یعنی چهارشنبهای که تکرار نمیشود.
علامه مجلسی هم در بحارالانوار میگوید: از برخی اخبار ظاهر میشود که این روزهای ماه، نحساند: ۳، ۴، ۵، ۱۳، ۱۶، ۲۱، ۲۴، ۲۵ و ۲۶. (ترجمۀ کمرهای، ج ۳، ص ۴۷)
به نظر میرسد سوداگران، با برداشت ناصواب از احادیث دینی، برخی از روزهایی را که در احادیث یادشده به عنوان روزهای نحس ذکر شده از روزهای دیگر ماه، استثناء کردهاند و چنین نتیجه گرفتهاند که روزهای باقیمانده، سعید و پربرکتاند!
ماه صفر در فرهنگ شیعی، همواره ماهِ صدقه و تضرع بوده، نه انباشت سرمایه و خرید داراییهای لوکس. در واقع، ما با یک «دگردیسی فرهنگی» روبرو هستیم که در آن، دعا و صدقه جای خود را به خرید طلا داده است.
سیزدهم صفر میتواند برای هرکس روزی مانند دیگر روزهای سال باشد؛ اما تبدیل آن به موعدی جادویی برای خرید طلا، بدون سند معتبر، بیش از آنکه نشانه سنت باشد، نشانه مهندسی تقاضاست. طلایی که با آگاهی، نیاز واقعی و فاکتور شفاف خریده شود، به افسانه خوشیمنی احتیاج ندارد.
سخن پایانی
پناه بردن به خرافه، واکنشی غریزی به اضطرابهای اقتصادی است. وقتی عقلانیت اجتماعی تضعیف شود، «نسخههای جادویی» جای تحلیلهای مالی را میگیرند. برای مقابله با این روند، پیش از هر چیز به آموزش تفکر انتقادی نیاز داریم تا یاد بگیریم میان «علتهای واقعی» و «نشانه های خیالی» تفاوت قائل شویم. ثروت با برنامهریزی و کار به دست میآید، نه با ایستادن در صفهای هیجانیِ روزی که حتی در تقویم دین هم نشانهای از برکت ندارد.



پیام شما به ما