در سال اخیر، هر بار که تنشهای منطقهای بالا گرفته یا احتمال درگیری نظامی علیه ایران مطرح شده، یک پدیده تلخ و پرمناقشه ظاهر شده است؛ بخشی از ایرانیان خارج از کشور که بهجای نگرانی برای مردم، واکنشهایی همراه با شادی، تمسخر یا تحقیر نشان میدهند.
این رفتارهای خاص سؤالی جدی ایجاد میکند: چطور ممکن است گروهی از افرادی که خود را همچنان «ایرانی» میدانند، نسبت به خطر جنگ برای مردم کشورشان، نه تنها بیتفاوت بلکه گاهی خوشحال باشند؟
ریشه مسئله کجاست؟ چرا بخشی از دیاسپورا چنین واکنشهایی نشان میدهد؟
گسست هویتی
تحقیقات دانشگاهی (UCLA, SOAS, MIT Migration Studies) نشان میدهد که نسلهایی از مهاجران ایرانی بهمرور دچار گسست دوگانه میشوند:
- از رنج مردم داخل کشور فاصله میگیرند
- ایران را نه «خانه» بلکه «موضوع رسانهای» میبینند
وقتی یک کشور تبدیل شود به «هشتگ»، «ترند» یا «سوژه شوخی»، بخشی از حساسیت انسانی از بین میرود.
سیاستزدگی افراطی
در موجهای جدید مهاجرت، بخشهایی از جامعه دیاسپورا بیش از حد درگیر فضای رسانهای - سیاسی شدهاند.
در این فضا:
- پیروزی سیاسی مهمتر از رنج مردم میشود
- جنگ تبدیل به «فرصت» برای پیشبرد گفتمان میشود
- شکست یک دولت = پیروزی شخصی تصور میشود
این همان نقطهای است که هر جامعهای را وارد فرقهزدگی سیاسی میکند.
الگوبرداری از فضای سیاسی غرب
در برخی محافل دیاسپورا، جنگ علیه یک کشور معمولاً در قالب «ضروری» یا «ابزار تغییر» دیده میشود. این نگاه، وقتی ناآگاهانه به ایران منتقل میشود، موجب واکنشهایی میگردد که از نظر اخلاقی برای مردم داخل کشور غیرقابلقبول است.
احساس انتقام تاریخی
در ادبیات مطالعات مهاجرت، به این حالت میگویند:
revenge psychology of displaced groups یعنی کسانی که احساس میکنند وطنشان آنها را طرد کرده، هنگام بحرانهای بزرگ، واکنشی انتقامجویانه نشان میدهند.
بیتجربگی نسلهای جدید
نسلهایی که ایران را فقط از طریق رسانه دیدهاند:
- جنگی ندیدهاند
- موشکی نشنیدهاند
- قطع برق و دارو تجربه نکردهاند
- و مهمتر: تبعات جنگ شهری را نمیفهمند
به همین دلیل خطر جنگ برایشان انتزاعی است، شبیه فیلم.
پیامدهای خطرناک این رفتارها
پژوهشهای جامعهشناسی دیاسپورا هشدار میدهند که این نوع واکنشها آثار واقعی دارد:
تشدید نفرت و شکاف ملی
این رفتارها احساس «فراموش شدن» را در مردم داخل کشور تقویت میکند و شکاف بیاعتمادی بین داخل و خارج را عمیقتر میسازد.
از بین رفتن مشروعیت اخلاقی دیاسپورا
وقتی کسی به نام «آزادی» یا «حقوق بشر» از جنگ استقبال کند، اعتبار گفتار اخلاقی خود را از دست میدهد.
تبدیل شدن به ابزار رسانهای دشمنان ایران
رفتارهای احساسی و افراطی بهراحتی توسط رسانههای مختلف برای اهداف سیاسی مصادره میشود.
تکرار الگوهای خطرناک تاریخی
مطالعات کشورهایی مثل سوریه، لیبی و عراق نشان داده: دیاسپوراهایی که از جنگ یا حمله خارجی استقبال کردند، بعدها در درک تبعات آن دچار شوک اخلاقی شدند.
یک واقعیت مهم
همه این انتقادات، متوجه رفتار یک زیرگروه کوچک و پرصدای رسانهای است، نه میلیونها ایرانی شریف و محترمی که در سراسر دنیا زندگی میکنند و دلسوز مردم کشورشان هستند.
باید بدانیم
پدیده «شادمانی سیاسی» برخی افراد در خارج از کشور هنگام جنگ علیه ایران، بیش از آنکه نشانه تحلیل سیاسی باشد، علامت:
- گسست عاطفی
- ناآگاهی نسبت به هزینههای واقعی جنگ
- سیاستزدگی افراطی
- و فروپاشی همدلی اجتماعی است.
این رفتار، نه نشانه شجاعت است، نه نشانه آگاهی؛ بلکه نشانه خطرناک عادیسازی درد مردم از فاصلهای امن و راحت است.
مطالعات کشورهایی مثل سوریه، لیبی و عراق نشان داده که دیاسپوراهایی که از جنگ یا حمله خارجی استقبال کردند، بعدها در درک تبعات آن دچار شوک اخلاقی شدند.





پیام شما به ما