یکی از بزرگترین چالشهای والدین، آموزش صبر و کنترل احساسات به کودکان است. ما میخواهیم فرزندانی تربیت کنیم که در برابر وسوسهها مقاوم باشند، در سختیها نشکنند و بتوانند برای اهداف بزرگتر، از لذتهای زودگذر چشمپوشی کنند. خبر خوب اینکه روانشناسی امروز به حقیقتی دست یافته که قرنهاست در ادبیات دینی ما ریشه دارد: دعا، کلید طلایی خودکنترلی است.
مطالعهای که اخیراً بر روی کودکان ۳ تا ۷ سال انجام شده است، دریچهای نو به روی رابطه میان معنویت و روانشناسی رشد گشوده است. این مقاله به بررسی این یافتههای علمی میپردازد و نشان میدهد چرا سجادههای کوچک فرزندانمان، سکوی پرتاب آنها به سوی موفقیت در بزرگسالی است.
آزمایش شکلات و راز "تنظیم داغ"
برای درک بهتر تأثیر دعا، بیایید ابتدا با یک آزمایش جذاب که در پژوهش پروفسور "هیمی سون" (Heimi Son) انجام شده است، آشنا شویم. در این تحقیق که بر روی ۶۹ کودک ۳ تا ۷ ساله انجام شد، پژوهشگران به دنبال پاسخ به یک سوال کلیدی بودند: آیا دعا کردن میتواند به کودک کمک کند تا در برابر وسوسه خوردن یک شکلات مقاومت کند تا بعداً جایزه بزرگتری بگیرد؟
دانشمندان، سیستم خودکنترلی در انسان را به دو بخش تقسیم میکنند:
۱. تنظیم سرد (Cool Regulation): این بخش مربوط به تفکر منطقی، حل مسئله و تمرکز است (مانند حل یک پازل یا مسئله ریاضی).
۲. تنظیم داغ (Hot Regulation): این بخش مربوط به کنترل احساسات شدید، هیجانات و مقاومت در برابر وسوسههای جذاب است (مانند نخوردن شیرینی مورد علاقه یا کنترل خشم).
در این آزمایش، کودکان به سه گروه تقسیم شدند. گروه اول قبل از انجام کار دعا کردند، گروه دوم تنها نیت خود را بیان کردند و گروه سوم جملاتی خنثی را تکرار کردند. سپس کودکان در موقعیتی قرار گرفتند که باید برای دریافت دو شکلات، مدتی صبر میکردند و اگر زنگ را میزدند، فقط یک شکلات میگرفتند (آزمون تأخیر در پاداش).
نتایج خیرهکننده بود. کودکانی که قبل از آزمایش در فعالیت دعا شرکت کرده بودند، بهطور معناداری زمان بیشتری را صبر کردند. میانگین زمان صبر کردن در گروه "دعا" حدود ۱۳:۴ دقیقه بود، در حالی که گروه کنترل تنها حدود ۱۰:۵ دقیقه دوام آوردند. این ۳ دقیقه اختلاف در دنیای یک کودک ۵ ساله، معادل کوهی از صبر در دنیای بزرگسالان است.
چرا دعا اینگونه عمل میکند؟ مکانیسم آرامش
شاید بپرسید دقیقاً چه اتفاقی میافتد؟ آیا دعا هوش کودک را افزایش میدهد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که دعا تأثیر چندانی بر "تنظیم سرد" (مهارتهای شناختی محض) ندارد، اما معجزه آن در "تنظیم داغ" رخ میدهد.
دعا کردن به عنوان یک مکانیسم قدرتمند برای "تنظیم هیجان" عمل میکند. وقتی کودک با خدا صحبت میکند، در واقع در حال مدیریت آشوبهای درونی خود است. دعا سطح برانگیختگی منفی و استرس ناشی از انتظار را کاهش میدهد. به بیان ساده، کودکی که دعا میکند، منبعی امن و آرامشبخش پیدا میکند که به او اجازه میدهد فشارِ روانیِ "من همین الان این را میخواهم" را تخلیه کند.
در واقع، یادآوری حضور خداوند و صحبت با او، مانند آبی است بر روی آتشِ هیجانات لحظهای. این عمل به کودک کمک میکند تا از طوفان احساسات فاصله بگیرد و به جای تمرکز بر رنج انتظار، بر ارتباط با منبع قدرت و مهربانی تمرکز کند. این همان چیزی است که روانشناسان به آن "کاهش عاطفه منفی" میگویند؛ یعنی تبدیل یک موقعیت پرتنش به یک تجربه قابل مدیریت.
از کودکی تا بزرگسالی: اثر پروانهای دعا
اما داستان به اینجا ختم نمیشود. اگر فکر میکنید اثر دعا تنها به نخوردن یک شکلات محدود میشود، سخت در اشتباهید. یافتههای تکمیلی، از جمله تحقیقاتی از دانشگاه هاروارد، نشان میدهند که بذری که با دعا در کودکی کاشته میشود، در بزرگسالی به درختی تنومند تبدیل میگردد.
کودکانی که میآموزند از طریق دعا احساسات خود را تنظیم کنند، در نوجوانی و جوانی:
سلامت روان بالاتری دارند: آنها کمتر دچار افسردگی و اضطراب میشوند، زیرا یاد گرفتهاند در لحظات بحرانی به جای فروپاشی، به یک تکیهگاه معنوی پناه ببرند.
خویشتندارتر هستند: همان کودکی که یاد گرفت برای دو شکلات صبر کند، در نوجوانی قدرت "نه" گفتن به مواد مخدر، الکل و رفتارهای پرخطر جنسی را خواهد داشت.
هدفمندتر زندگی میکنند: تحقیقات نشان داده کودکانی که با تربیت دینی و عادت به دعا رشد کردهاند، در بزرگسالی حس "ماموریت" و هدفمندی بیشتری دارند، بیشتر در فعالیتهای داوطلبانه شرکت میکنند و بخشندهتر هستند.
این پیوستگی میان کودکی و بزرگسالی نشان میدهد که دعا تنها یک "رفتار" نیست، بلکه یک "سیمکشی مغزی" است. دعا مدارهای عصبی مربوط به کنترل خشم و امیال را تقویت میکند و فرد را در برابر طوفانهای سهمگین زندگی واکسینه مینماید.
دعا: فراتر از یک آیین، یک مهارت زندگی
درک این نکته برای والدین امروزی بسیار حیاتی است که آموزش دعا به فرزندان، تنها انجام یک وظیفه شرعی نیست؛ بلکه تجهیز کردن آنها به یکی از حیاتیترین مهارتهای زندگی یعنی "هوش هیجانی و معنوی" است.
در عصری که تکنولوژی و رسانهها کودکان ما را به سمت عجول بودن و ارضای فوری نیازها سوق میدهند (فستفود، اینترنت پرسرعت، بازیهای ویدیویی)، دعا کردن تمرینی برای "ایستادن"، "تأمل کردن" و "صبر کردن" است.
وقتی به فرزندتان میآموزید که قبل از خواب یا غذا خوردن دعا کند، شما در حال آموزش این پیامهای پنهان به ناخودآگاه او هستید:
۱. تو مرکز جهان نیستی: قدرتی بالاتر وجود دارد که باید به او احترام گذاشت (کنترل خودخواهی).
۲. خواسته تو مهم است، اما زمان دارد: درخواست کردن و صبر کردن برای اجابت، تمرین تابآوری است.
۳. تو تنها نیستی: در سختیها و تنهاییها، کسی هست که همیشه صدایت را میشنود (کاهش اضطراب).
پژوهش "هیمی سون" و مطالعات تکمیلی دانشگاههای معتبر جهان، در نهایت یک حقیقت واحد را فریاد میزنند: دین و معنویت، ساختاری محافظ برای روان انسان است.
برای ما والدین، شاید هیچ میراثی گرانبهاتر از این نباشد که فرزندانی تربیت کنیم که در تلاطمهای زندگی، لنگرگاهی مطمئن داشته باشند. وقتی سجادهای برای فرزندتان پهن میکنید، یا وقتی دستان کوچکش را در دست میگیرید و با هم دعا میخوانید، بدانید که در حال ساختن لایههای دفاعی شخصیت او هستید.
شما فقط به او نماز یا دعا یاد نمیدهید؛ شما به او میآموزید که چگونه بر خشم خود غلبه کند، چگونه در برابر لذتهای آنی برای رسیدن به اهداف متعالی مقاومت کند و چگونه انسانی سالمتر، شادتر و مفیدتر برای جامعه باشد. علم امروز ثابت کرده است که آن لحظات کوتاه خلوت با خدا، سرمایهگذاری بلندمدتی برای سلامت جسم و جان فرزندان ماست. پس بیایید قدرت کلمات آسمانی را در پرورش زمینیان کوچک دست کم نگیریم.




پیام شما به ما