به تازگی ویدیوهایی در ظاهر خنده‌دار از مدارس در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود که در آن «ترس از یک همکلاسی» به سوژه شوخی و سرگرمی تبدیل شده است؛ اما در لایه‌های پنهان خود، پیام‌هایی نگران‌کننده درباره قدرت و امنیت روانی دانش‌آموزان منتقل می‌کنند.

مهسا زحمتکش
شنبه ۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۳
شوخی یا مهر تایید قلدری در مدرسه؟

این روزها در فضای مجازی با موج جدیدی از ویدیوهای مدرسه‌ای روبرو هستیم که در ظاهر فقط برای سرگرمی و خنده ساخته می‌شوند، اما در لایه‌های پنهان خود، پیام‌های نگران‌کننده‌ای را مخابره می‌کنند. در این چالش‌ها، دانش‌آموزان دور هم جمع می‌شوند و با اشاره به یک نفر، برچسب‌های مختلفی را روی او می‌چسبانند؛ یکی را به عنوان «شکموی کلاس»، دیگری را «لوس و ننر» و یکی را «درس‌خوان» معرفی می‌کنند. اما در نمونه‌های جدی‌تر، این برچسب‌ها رنگ‌وبوی خطرناکی به خود می‌گیرند و دانش‌آموز دیگری را به عنوان «قلدر و ترسناک» معرفی می‌کنند.

به‌طور مثال، در ویدیوی پربازدیدی که اخیراً وایرال شده، از دانش‌آموزان پرسیده می‌شود: «در این مدرسه از چه کسی می‌ترسید؟» و همه با هیجان و یک‌صدا، نام یک فرد خاص را می‌برند. در نمای آخر ویدیو هم، آن دانش‌آموز را با لبخندی شیطنت‌آمیز می‌بینیم که رضایت از این «قدرت و ابهت» در نگاهش موج می‌زند.

ما باید بسیار هوشیار باشیم؛ چون این ویدیوها صرفاً یک کلیپ چند ثانیه‌ای نیستند. وقتی یک برچسب چه مثبت چه منفی و چه به شوخی و چه جدی در مقابل دوربین و نگاه هزاران مخاطب روی یک کودک یا نوجوان گذاشته می‌شود، در واقع داریم تکه‌های شخصیت او را در ذهن دیگران و خودش شکل می‌دهیم. اگرچه در نگاه اول این چالش‌ها خنده‌دار به نظر می‌رسند و لایک و واکنش‌های مثبت زیادی دریافت می‌کنند، اما اگر کمی از سطحِ این جذابیت‌های کاذب فاصله بگیریم، متوجه می‌شویم که زیر پوست این شوخی‌های ساده، اتفاقات تربیتی و روانیِ عمیق و مخربی در حال رخ دادن است.

جایزه دادن به قلدری، وقتی «ترسناک بودن» جذاب می‌شود

 در روان‌شناسی یک اصل ساده وجود دارد: «هر کاری که برایش تشویق شوی، دوباره انجامش می‌دهی.»

 وقتی یک کودک یا نوجوان رفتاری قلدرمآبانه یا ترسناک از خود نشان می‌دهد و در مقابل، کلی لایک و کامنت «ایول» و «چقدر خفن» می‌گیرد و اطرافیان قربان صدقه‌اش می‌روند، مغز او یک پیام اشتباه دریافت می‌کند: «اگر می‌خواهی محبوب و جذاب باشی، این روند رو حفظ کن!»

 اما در بطن ماجرا چه اتفاقی می‌افتد؟ جای ارزش‌ها عوض می‌شود و قلدری که یک رفتار منفی است، ناگهان تبدیل به یک امتیاز اجتماعی می‌شود. از طرفی بچه‌های دیگر وقتی می‌بینند «ترسناک بودن» راهِ میان‌بر برای دیده شدن و قدرت داشتن است، ناخودآگاه سعی می‌کنند از آن الگوبرداری کنند و چه بسا رفتارهای پرخطر برای دیده شدن داشته باشند.

وقتی بزرگ‌ترها هم بازی می‌خورند

مشکل فقط بچه‌ها نیستند؛ وقتی معلم یا مدیر مدرسه هم با این موج همراه می‌شوند و به آن می‌خندند، عملاً دارند به این رفتار «مُهر تأیید» می‌زنند.

وقتی مدرسه از این موضوع ویدیو می‌سازد، پیام غیرمستقیمی به دانش‌آموزان می‌دهد: «اینکه یک نفر همه را بترساند، نه تنها بد نیست، بلکه باحال و خنده‌دار هم هست!» و این همان عادی‌سازی ترس است.

 کادر مدرسه با این کار، به جای اینکه امنیت برقرار کنند، به آن دانش‌آموز قدرتِ کاذب می‌دهند. آن‌ها ناخواسته به او می‌گویند: «ما هم قبول داریم که تو ترسناکی!»

وظیفه اصلی مدرسه این است که همه در آن احساس آرامش کنند. وقتی «ترساندن» سوژه خنده شود، مرز بین شوخی و بی‌احترامی از بین می‌رود و دانش‌آموزانِ دیگر حس می‌کنند در این محیط، امنیت روانی‌شان چندان مهم نیست.

برچسبی که کنده نمی‌شود

 وقتی گروهی از دانش‌آموزان یک نفر را «ترسناک» معرفی می‌کنند، در واقع به او هویتی تحمیلی می‌دهند. حتی اگر او فرد مهربانی باشد، این برچسب در ذهن هم‌سالان تثبیت می‌شود و ممکن است باعث شود خودش هم ناخواسته همان نقش را بازی کند.

 به زبان ساده یعنی وقتی همه یک‌صدا نام یک نفر را به عنوان «ترسناک» می‌آورند، ذهنیت جمعی مدرسه او را به شکلی نشان می‌دهد که با رفتار واقعی‌اش مطابقت ندارد. این فشار روانی می‌تواند طولانی‌مدت باشد و حتی گاهی باعث شود فرد برای حفظ تصویر ایجادشده، رفتارهایی از خود نشان دهد که قبلاً نداشت.

مرز باریک بین شوخی و آسیب

در دنیای ویدیوهای وایرال، مرز بین یک شوخی ساده و خراب کردن شخصیت یک آدم، به باریکیِ مو است. چیزی که امروز همه به آن می‌خندند، ممکن است فردا به یک بارِ سنگین روی دوش آن فرد تبدیل شود.

وقتی اسم کسی به عنوان «ترسناک» یا «قلدر» سر زبان‌ها می‌افتد، بقیه واقعاً از او فاصله می‌گیرند. این برچسب می‌تواند باعث شود او در آینده نتواند به راحتی دوست پیدا کند یا رابطه‌ای صمیمی داشته باشد؛ چون همه از قبل قضاوتش کرده‌اند.

شاید امروز این توجه برایش جذاب باشد، اما چند سال بعد که بزرگ‌تر شد، احتمالاً از اینکه تصویرش در ذهن هزاران نفر به عنوان یک آدم «ترسناک» ثبت شده، ناراحت و پشیمان شود.

و وقتی دیگران با این ذهنیت به سراغ او می‌آیند، هر رفتار معمولی او را هم به پای «خشن بودن» می‌گذارند. این موضوع می‌تواند باعث تنهایی و طرد شدن او از جمع‌های دوستانه شود.

شاید امروز این ویدیو یک شوخی چند ثانیه‌ای به نظر برسد، اما در واقع ما داریم بذری را در ذهن این بچه‌ها می‌کاریم که میوه‌اش در آینده، «تنهایی» و «خشم» است. وقتی «ترساندن» را به سکه‌ی رایجِ محبوبیت تبدیل می‌کنیم، نباید توقع داشته باشیم که این نسل، همدلی و رفاقت را یاد بگیرد. بیایید قبل از وایرال کردن این چالش‌ها، از خودمان بپرسیم: آیا دوست داریم آلبوم خاطرات مدرسه‌ی فرزندمان پر از چهره‌هایی باشد که از آن‌ها می‌ترسیده؟ یا دوست داریم مدرسه، پناهگاهِ امنِ روزهای نوجوانی‌اش باقی بماند؟

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها