ائمه اطهار علیهمالسلام بهویژه امام محمد باقر علیهالسلام، همواره بر اهمیت اخلاق درونی و تأثیر آن بر تعاملات اجتماعی و خانوادگی تأکید داشتند. ایشان هشدارهایی دادند که اگر در زندگی خانوادگی به کار بندیم، از بسیاری از درگیریها و سرخوردگیها در امان خواهیم بود و میتوانیم محیطی سرشار از صلح و صفا ایجاد کنیم.
در این مقاله، چهار «نباید» اخلاقی در زندگی خانوادگی از نگاه امام باقر علیهالسلام بررسی میشود؛ تنبلی، حرص، شکمپرستی و طمع که هر کدام میتوانند به تخریبگرهای آرامش خانه تبدیل شوند.
۱- آفت تنبلی؛ قاتل مسئولیتپذیری
یکی از پایههای اصلی موفقیت در هر نظام اجتماعی، از جمله خانواده، رعایت نظم و انجام به موقع وظایف است. امام باقر علیهالسلام بهشدت با سستی و تنبلی مبارزه میکردند، زیرا این رذیله آغاز همه بدیهاست.
امام فرمودند: إیّاک والکسل و الضّجر فانّهما مفتاح کلّ شرّ(تحف العقول، ج۱، ص۲۹۵)؛ از تنبلی و کسالت و بیحوصلگی و بیتابی و بیقراری در انجام کار بپرهیز که هر شری از آن شروع میشود.
در محیط خانه، تنبلی صرفاً به معنای خوابیدن بیش از حد یا بیانگیزه بودن نیست؛ بلکه نمود بیرونی آن، شانه خالیکردن از مسئولیتهای محوله است. زندگی مشترک نیازمند تلاشی دوطرفه برای اداره امور منزل، تربیت فرزندان، تأمین نیازهای عاطفی و اقتصادی است.
- تأثیر تنبلی بر تقسیم وظایف: همسری که در قبال امور خانه، رسیدگی به نیازهای فرزندان یا مشارکت در تأمین رزق کوتاهی میکند، در واقع با تنبلی خود، بار سنگینی بر دوش طرف مقابل میگذارد. این نابرابری، به سرعت منجر به احساس قربانی بودن در یکی از طرفین و خشم انباشته در دیگری میشود.
- سستی در تربیت فرزندان: پدری که از مسئولیت سنگین تربیت فرزندان، آموزشهای اخلاقی و صرف وقت کیفی با آنها طفره میرود، در واقع با کسالت خود، آینده تربیتی فرزندان را به خطر میاندازد.
- رابطه با دنیا و آخرت: سستی در امور دنیوی که مستقیماً بر آسایش خانواده تأثیر میگذارد، نشانهای از سستی در امور اخروی نیز هست. همانطور که امام علیهالسلام اشاره فرمودند: إنّی لاُبغِضُ الرَّجُلَ ـ أو اُبغِضُ لِلرَّجُلِ ـ أن یَکونَ کَسلانَ عَن أمرِ دُنیاهُ، ومَن کَسِلَ عَن أمرِ دُنیاهُ فَهُوَ عَن أمرِ آخِرَتِهِ أکسَلُ(الکافی، ج ۵، ص ۸۵)؛ من مردی را که در کار دنیا سستی میکند، خوش نمیدارم؛ زیرا اگر در کار دنیا سستی کند، در کار آخرت، بیشتر سستی خواهد کرد.
حرص، یعنی میل سیریناپذیر به جمعآوری بیشتر دنیا، خواه ثروت باشد یا مقام یا شهرت، یکی از ریشههای اصلی حسادت، رقابت ناسالم و در نهایت نارضایتی درونی است. این صفت، آرامش زندگی مشترک را با افزایش توقعات نابود میکندکسی که در کار دنیای خود (که اداره خانواده جزئی از آن است) سست است، قطعاً در امور آخرتی خود نیز سستی بیشتری خواهد داشت. در نتیجه، در خانوادهای که تنبلی به یک هنجار تبدیل شود، نظم از بین میرود، مسئولیتها فراموش میشود و آرامش جای خود را به کشمکش میدهد.
۲- مار خوش خط و خال حرص
حرص و آز، یعنی میل سیریناپذیر به جمعآوری بیشتر دنیا، خواه ثروت باشد یا مقام یا شهرت، یکی از ریشههای اصلی حسادت، رقابت ناسالم و در نهایت نارضایتی درونی است. این صفت، آرامش زندگی مشترک را با افزایش توقعات نابود میکند.
امام باقر علیهالسلام با مثال زیبایی ماهیت حرص را نشان دادهاند: مَثَل الْحَریصِ عَلی الدُّنیا مَثَلُ دُودَةِ القَزِّ: کُلَّمَا ازْدادَتْ مِنَ القَزِّ عَلی نَفْسِها لَـفّـا کانَ أَبْعَدَ لَها مِنَ الْخُروجِ حَتّی تَموتَ غَمّا(کافی، ج۲، ص۳۱۶)؛ حریص به دنیا، همانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر دور خود میتند، خارجشدن از پیله بر او سختتر میشود، تا آن که از غصه میمیرد.
در واقع حرص، مانند سم خفیفی است که وارد روابط میشود و رضایت را از بین میبرد.
- تخریب قناعت زناشویی: وقتی یکی از زوجین دچار حرص ثروت یا مقام میشود، مفهوم قناعت در خانه از بین میرود. فرد حریص هرگز احساس نمیکند که به اندازه کافی دارد؛ پس توقعات او از همسر و کیفیت زندگی مدام بالا میرود. این امر باعث میشود طرف مقابل احساس کند همیشه در حال دویدن برای رسیدن به استانداردهای غیرمنطقی همسرش است.
- مقایسهگری و حسادت: حرص، بذر مقایسه با دیگران را میکارد. «چرا خانه ما از فلان همسایه کوچکتر است؟»، «چرا همسر فلانی موقعیت شغلی بهتری دارد؟» این مقایسهها، شادی ناشی از داشتهها را از بین میبرد و حسادت و ناسپاسی را جایگزین میکند.
- تأثیر بر تربیت فرزندان: وقتی والدین دائم درگیر جمعآوری مال هستند و از زندگی رضایت ندارند، این انرژی منفی به فرزندان منتقل میشود. آنها یاد میگیرند که ارزش انسان در داراییهایش است نه در معنویت یا روابط آنها، و اینگونه از سادگی، قدرشناسی و قناعت دور میشوند. در نتیجه، حرص نه تنها فرد، بلکه تمام ساختار خانواده را به بند میکشد.
۳- شکمپرستی
یکی از صریحترین و جدیترین نهیهای امام باقرعلیهالسلام مربوط به افراط در ارضای لذتهای جسمانی، بهویژه شکمرانی است. این امر نه تنها یک مسئله بهداشتی یا ورزشی نیست، بلکه یک مسئله عمیق اخلاقی و معنوی است که بر کیفیت ارتباط فرد با خدا و سپس با خانوادهاش تأثیر میگذارد.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: ما مِنْ شَیْی ءٍ أبغَضُ إلَی اللّه ِ مِنْ بَطْنٍ مَملُوءٍ(الکافی، ج۶، ص۲۷۰)؛ خداوند از هیچ چیز به اندازه شکمپرستی متنفر نیست. (منظور شکم پُری است که از حد اعتدال خارج شده و مانع انجام وظایف شود) این حدیث صرفاً به پرخوری جسمانی محدود نمیشود؛ بلکه نمادی از اولویت دادن به لذتهای زودگذر جسم بر رشد معنوی، عقلانی و روحی خانواده است. این افراط، اثرات مستقیمی بر محیط خانواده میگذارد مثلا باعث کاهش حضور عاطفی و تربیتی پدر میشود. پدری که تمام انرژی و وقت خود را صرف تأمین و مصرف غذاهای پرهزینه میکند، توان لازم برای بازی، گفتگو، و رسیدگی به تکالیف فرزندانش در طول روز را ندارد. شکمپرستی در اینجا به قیمت غفلت از مسئولیتهای تربیتی تمام میشود.
کسی که در کار دنیای خود(که اداره خانواده جزئی از آن است) سست است، قطعاً در امور آخرتی خود نیز سستی بیشتری خواهد داشت. در نتیجه، در خانوادهای که تنبلی به یک هنجار تبدیل شود، نظم از بین میرود، مسئولیتها فراموش میشود و آرامش جای خود را به کشمکش میدهد- تعادل نداشتن در زندگی: خانوادهای که تمرکز بر تأمین بهترین و افراطیترین غذاها و لذتهای مادی دارد، منابع فکری، زمانی و مالی خود را در راهی صرف میکند که کمترین بازده معنوی را دارد. این تمرکز، فرصتهای گفتوگو، عبادت مشترک، مطالعه و عواطف را در خانواده از بین میبرد.
- اهمیت اعتدال: وقتی یکی از اعضای خانواده به دلیل افراط در لذتهای جسمانی، همواره خواستار تهیه و مصرف مواد غذایی غیرضروری، گرانقیمت باشد، ناخواسته یک الگوی مصرفگرایانه برای خانواده ایجاد میکند. این امر میتواند فشار مالی و روانی بر خانواده وارد کند و اصول قناعت و اعتدال را که زیربنای سلامت خانواده است، تضعیف نماید.
در محیط خانه، اعتدال در خورد و خوراک به معنای احترام به سلامت و توانمندی جسمی برای انجام وظایف است. پرخوری موجب سنگینی، کسالت و بیحوصلگی میشود. مدیریت زمان و منابع خانواده باید بهگونهای باشد که لذتهای جسمانی هرگز جایگزین رشد معنوی و عاطفی نشوند.
۴- طمع
طمع، یعنی میل شدید به آنچه در دست نداریم یا آنچه حق ما نیست، و ریشهدارترین مانع رسیدن به عزت نفس و آرامش درونی است. طمع باعث میشود فرد همیشه خود را فقیر ببیند، حتی اگر ثروتمند باشد. اما حرص، یعنی میل سیریناپذیر به جمعآوری بیشتر دنیا، خواه ثروت باشد یا مقام یا شهرت. امام باقر علیهالسلام طمع را اینگونه تعریف کردند: أَظْهِرِ اَلْیَأْسَ مِمَّا فِی أَیْدِی اَلنَّاسِ فَإِنَّ ذَلِکَ هُوَ اَلْغِنَی وَ إِیَّاکَ وَ اَلطَّمَعَ فَإِنَّهُ اَلْفَقْرُ اَلْحَاضِرُ(مشکاة الأنوار، ج 1، ص 385)؛ از آنچه در دست مردم است قطع امید کن، زیرا این قطع امید کردن؛ خود بینیازی است، و از طمع بپرهیز، زیرا که او فقر حاضر است. یعنی طمع، همان فقر کنونی ما است، چرا که فرد همواره خود را در کمبود میبیند. طمع، بزرگترین دشمن قدردانی و شکرگزاری در روابط خانوادگی است و منجر به نابودی صلح میشود.
- مخدوش شدن قدردانی: طمع باعث میشود که ما به جای شکرگزاری بابت همسر، فرزندان، سلامتی و نعمتهای موجود، دائماً در حسرت چیزی باشیم که نداریم یا در حسرت امکاناتی که دیگران دارند. این حالت دائمی حسرت و کمبود، مانع از ابراز محبتهای صمیمانه و قدردانی صادقانه میشود.
- فشار بر منابع خانواده: طمع در یکی از زوجین میتواند فشار اقتصادی غیرقابل تحملی بر خانواده وارد کند و باعث ایجاد تنش و درگیریهای مالی شود.
نتیجهگیری
زندگی مشترک، عرصهای است که در آن، اخلاق درونی افراد به وضوح در ارتباطات بیرونی نمایان میشود. چهار رذیله اخلاقی تنبلی، حرص، شکمپرستی و طمع مانند دیوارهایی هستند که مانع عبور نور محبت و آرامش به قلبهای اعضای خانواده میشوند. این صفات تخریبگرهای خاموشی هستند که چون تدریجی عمل میکنند، دیر متوجه آسیب آنها میشویم.
با زدودن این «نبایدها»، نه تنها به سعادت فردی نزدیک میشویم، بلکه خانهای میسازیم که در سایه قناعت، مسئولیتپذیری و تعادل، پناهگاهی امن برای همه اعضا باشد. بیایید هر روز با یکی از این زنگ خطرها مقابله کنیم تا زندگیمان معطر به اخلاق نبوی شود و از تخریبهای خاموش در امان بماند.




پیام شما به ما