پله پرتاب تلقی کردن موقعیت شغلی
«من دوست دارم کسبوکار خودم رو شروع کنم»
در نگاه اول، این جمله انگیزه بالا برای تلاش و رشد است اما در فضای مصاحبه استخدامی، برداشت کاملا متفاوتی ایجاد میکند. هیچ کارفرمایی علاقه ندارد بداند شما این موقعیت شغلی را صرفاً بهعنوان سکوی پرتاب میبینید و برنامهتان خروج زودهنگام است. از نگاه کارفرما، استخدام یعنی سرمایهگذاری زمان، انرژی و هزینه. وقتی شما از آیندهای صحبت میکنید که شرکت در آن نقشی ندارد، این پیام منتقل میشود که: «من برای ماندن نیامدهام.»
بیان مستقیم این موضوع باعث میشود کارفرما روی تعهد و ثبات شما حساب نکند.
بدگویی از کارفرمای قبلی
«مدیر قبلیم واقعا درک درستی از کار نداشت»
«محیط شرکت قبلی کاملا سمی بود»
این جملات شاید از نظر شما بیان حقیقت باشد، اما برای مصاحبهکننده یک هشدار جدی است. کارفرما معمولاً بهجای شنیدن «چه کسی مقصر بود»، به این فکر میکند که شما در مواجهه با تعارض چقدر حرفهای رفتار میکنید. پیام پنهان این نوع صحبتها این است که مسئولیتپذیری پایینی دارید، در مدیریت اختلاف ناتوانید و همین رفتار در محیط کاری جدید تکرار خواهد شد.
مصاحبه استخدامی جای درددل و بیان نارضایتیها نیست بلکه باید تجربههای کاری حرفهای بیان شود.
اشاره مستقیم و شرطگونه به محدودیتها
«من یک روز در هفته باید دورکار باشم»
«اگه فشار کاری زیاد نباشه، مشکلی ندارم»
شفافیت خوب است، اما زمان مناسب و لحن نرم و صمیمی را میطلبد. وقتی هنوز شناختی از نقش، تیم و شرایط شکل نگرفته، بیان محدودیتها به این شکل، یعنی شرط و شروط گذاشتن قبل از شروع رابطه کاری که البته خوشایند هیچ کارفرمایی نیست. از دید کارفرما، این نوع بیان یعنی انعطافپذیری پایین، راحتطلبی و ناتوانی در انجام کار حرفهای.
بنابراین کارفرما قبل از شنیدن «نمیتوانم»، میخواهد بداند چه ارزشی ایجاد میکنید و اگر از ارزشمندی شما مطمئن شود، رفته رفته با محدودیتها کنار میآید.
گارد گرفتن نسبت به مهارتی که بلد نیستید
«این مهارت رو بلد نیستم»
«من تو این حوزه کار نمیکنم»
این جملات بهجای صداقت، حالت دفاعی دارند. کارفرما بهدنبال فردی نیست که همهچیز را بلد باشد؛ اما قطعا دنبال کسی است که نسبت به آموزش و توسعه گارد نداشته باشد چرا که رشد و توسعه در هر محیط کاری جزو اقتضائات است. بنابراین از یادگیری هیچ مهارتی اجتناب نکنید و فرصت یادگیری ایجاد شده، حتی برای مدت کوتاهی استفاده کنید تا کارفرما متوجه اشتیاق یادگیری شما بشود.
استفاده از بیشازحد خودمانی
«این پروژه رو جمع میکنیم»
«این کارا که چیز خاصی نیست»
مصاحبه استخدامی هنوز یک موقعیت رسمی است، حتی اگر محیط شرکت دوستانه باشد. این نوع ادبیات ممکن است حس بیدقتی یا عدم درک فضای حرفهای را منتقل کند؛ بنابراین برخورد اول خیلی مهم است و برای جلب اعتماد کارفرما، فورا صمیمی نشوید و همچنان رفتار رسمی و حرفهای و در عین حال لحن نرم و آرام را حفظ کنید.
فورا پذیرفتن تمام شرایط بدون تأمل
«من با هیچ چیزی مشکل ندارم»
«هر مدلی که شما صلاح بدونید، من هستم»
در نگاه اول، این جملات نشانه انعطافپذیری و همراهی به نظر میرسند اما در واقع برای بسیاری از مصاحبهکنندگان حرفهای زنگ خطر محسوب میشود. یکی از شاخصهای کلیدی استخدام موفق، شفاف بودن انتظارات دوطرف در همان مراحل ابتدایی است.
کارمندانی که بدون سؤال و بدون تحلیل شرایط وارد همکاری میشوند:
- زودتر دچار فرسودگی شغلی میشوند
- احتمال نارضایتی شغلی بالاتری دارند
- و احتمال ترک شغل در ۶ تا ۱۲ ماه اول بیشتر میشود
بنابراین بیشتر در مورد جزئیات فضای کاری، مهارتهای مورد نیاز و شکل انجام کار سوال بپرسید.



پیام شما به ما