برای همه ما پیش آمده که در فضای عمومی، در پارکها، مدارس، مهمانیهای خانوادگی و حتی جمعهای روزمره، صحنههایی از تعامل صمیمانه میان والدین و کودکان را میبینیم؛ بغلکردنها، خندیدنها، عکسگرفتنها و لحظات مشترکی که برای بسیاری از خانوادهها امری عادی و طبیعی است.
درست هم هست و محبت به فرزند، زیباترین رفتار والدین است، اما گاهی همین محبتِ آشکار در جمعهای عمومی میتواند در دلِ کودکی دیگر، حسرتی عمیق برجا بگذارد. کودکانی که یکی از والدین خود را از دست دادهاند یا در خانوادههای تکوالد زندگی میکنند، در مواجهه با صحنههایی از بغل، لبخند و نوازش دیگران، ممکن است درد نداشتن آن تجربه را در سکوت مرور کنند. کودکانی که نه اعتراض میکنند و نه حرفی میزنند، اما نگاهشان سکوتی سنگین را حمل میکند.
محبت والدین؛ امتیاز یا یک حق انسانی؟
داشتن والدینی که در کنار کودک حضور عاطفی، کلامی و جسمی داشته باشند، از اساسیترین نیازهای رشد روانی است. اما این حضور اگرچه یک حق طبیعی کودک است، در بسیاری از موقعیتها به شکل امتیاز تجربه میشود. کودکانی که پدر یا مادرشان به دلیل فوت، جدایی، بیماری، مهاجرت یا شرایط کاری طولانیمدت در کنارشان نیستند، این تفاوت را به شکل ملموستری احساس میکنند.
در چنین صحنههایی، کودک نه تنها فقدان را تجربه میکند، بلکه در مقابل داشتن دیگران قرار میگیرد؛ و این مقایسه ناخواسته، منشأ حسرتی است که اغلب بیصدا و بیعلامت میماند.
وقتی کودکی در موقعیتی قرار بگیرد که «دیگری محبت میگیرد و من نمیگیرم»، ممکن است پیام ناخودآگاهِ «من کمتر دوستداشته شدهام» یا «من کمتر مهمم» را دریافت کند. این احساس میتواند عزت نفس کودک را تحت تأثیر قرار دهد.
کودک بهطور طبیعی دیگران را میبیند و مقایسه میکند: «چرا آنها این را دارند و من ندارم؟». این مقایسه ممکن است به حسرت، غم، انزوا یا حتی خُلق منفی منجر شود.
در نظریهٔ دلبستگی، برای یک کودک مهم است که احساس کند والدینش قابل اعتماد هستند و توجه به او دارند. اگر کودک ببیند محبت به دیگری داده میشود اما به او نه، ممکن است امنیت هیجانیاش تحت تأثیر قرار گیرد.
مطالعهای نشان داده است که بچههایی که در خانوادههای تکوالد یا با نبود یکی از والدین رشد میکنند، نسبت به گروههای مرجع، امکان بیشتری برای تجربه مشکلات روانی، عاطفی یا تحصیلی دارند. اگرچه لازم است روشن شود «تنها بودن والد» الزاماً به معنای مشکل جدی نیست، بلکه ترکیب عوامل (فقدان، جدایی، تنشخانوادگی، حمایت کم) مهم است.
پیامدهای ممکن و واکنشهای خاموش کودکان
والدین میتوانند در جمعهای عمومی، رفتار محبتآمیز خود را با ظرافت بیشتری نشان دهند؛ بهگونهای که محبتشان طبیعی باشد، اما نمایشگرِ تفاوت و تبعیض نشود. به بیان دیگر، محبت را از کودک دریغ نکنیم، اما با نگاهی وسیعتر، به اثر آن بر احساس سایر کودکان نیز توجه کنیم. کوتاهمدت
- احساس «جایگاه پایین»
- انزوا یا کمرویی در گروه همسالان
- کدورت یا خجالت در مقابل دوستان یا والدین
- کاهش مشارکت در فعالیتهای گروهی یا مدرسه
میانمدت
- کاهش انگیزه تحصیلی یا مشارکت در کلاس
- مشکلات رفتاری یا عاطفی مثل غم، اضطراب، خشم
- اختلالات دلبستگی یا احساس امنیت کمتر در روابط
بلندمدت
- ممکن است عزتنفس پایینتر، مشکلات روابطی، حس عدم شایستگی در بزرگسالی بروز کند.
- یکی از مطالعات نشان داده است کودکی که والد خود را از دست داده است، ممکن است ریسک بالاتری برای تصور خودکشی داشته باشد.
اگر چه تمام کودکان تکوالد دچار این نتایج نمیشوند، اما وجود این ریسکها لزوم توجه را نشان میدهد.
وقتی شادیِ جمعی، برای بعضیها دردناک میشود
وقتی از نبودِ پدر یا مادر حرف میزنیم، در واقع از فقدان یک «نقش» سخن میگوییم، نه فقط غیبت یک فرد. نقش والد برای کودک، سرچشمهٔ احساس امنیت، تکیهگاه روانی و آغوش بیقید و شرط است. صدای دلگرمکنندهای است که میگوید «من اینجام» و نگاهی است که بیدلیل تأیید میکند. وقتی این نقش از زندگی کودک حذف میشود، هر چند ممکن است افراد دیگری مانند مادربزرگ، پدربزرگ یا اقوام جای او را تا حدی پر کنند، اما جای خالیِ والد هرگز بهطور کامل پر نمیشود.
در چنین شرایطی، حضور در موقعیتهای عمومی میتواند برای این کودکان تلخ باشد. صحنههایی که برای دیگران عادی یا حتی دوستداشتنیاند، ممکن است در ذهن کودکی دیگر تداعیگر نداشتنِ همان لحظه باشد.
اما راهحل نه در پنهان کردن محبت، بلکه در آگاهی از زمان و مکان ابراز آن است.
والدین میتوانند در جمعهای عمومی، رفتار محبتآمیز خود را با ظرافت بیشتری نشان دهند؛ بهگونهای که محبتشان طبیعی باشد، اما نمایشگرِ تفاوت و تبعیض نشود. به بیان دیگر، محبت را از کودک دریغ نکنیم، اما با نگاهی وسیعتر، به اثر آن بر احساس سایر کودکان نیز توجه کنیم.
همچنین نقش معلمان، مربیان و بزرگسالان دیگر بسیار مهم است. آنان میتوانند در موقعیتهایی مانند جشنهای مدرسه، روز پدر و مادر یا مراسم تولد، توجه و مشارکت همه کودکان را جلب کنند تا هیچکس احساس «غیرخودی بودن» نداشته باشد.
محبت آگاهانه؛ مراقب دلِ کودکانی باشیم که سهمی از آغوش ندارند
خانوادهای که پدر و مادر در کنار هم هستند و کودکی را عاشقانه در آغوش میگیرند، اشتباهی نکردهاند. محبت کردن، خندیدن و خوشحالبودن، عملهایی سالم و ضروریاند. اما نحوه ابراز این محبت و توجه به حضور دیگران، نقطهای است که نیازمند آگاهی است. هدف سرزنش هیچ خانوادهای نیست. هدف این است که یادآوری کنیم:
محبتورزی نیاز به نمایش ندارد تا واقعی باشد و گاهی کمکردن شدت ابراز در جمع، احترام به دلهایی است که زخم دارند.
۱. محبت را آرامتر و بدون نمایش ابراز کنید: بغل، بوسه یا گفتوگوهای محبتآمیز با فرزند، بخش مهمی از رابطه والد و کودک است؛ اما وقتی در جمع هستید، شدت و شیوهی آن را با محیط تنظیم کنید. محبت، وقتی از دل باشد، حتی آرامترین شکلش هم دیده و حس میشود.
۲. بازیهای گروهی ایجاد کنید: در مهمانیها، پارکها یا جشنهای مدرسه، بازیهایی طراحی کنید که همه بچهها را در یک گروه قرار دهد، نه فقط «والد و فرزند خودتان». این کار هم شادی را بیشتر میکند، هم حس تعلق را در کودکان تنها تقویت میکند.
۳. از زبان مقایسه استفاده نکنید: جملاتی مانند «ببین بابای فلانی چقدر دوستش داره» یا «اون چقدر خوششانسه» شاید در ظاهر ساده باشند، اما برای کودکانی که یکی از والدین خود را ندارند، تبدیل به زخمی آرام و ماندگار میشوند.
۴. برای کودکانی که والد ندارند، نقشهای حمایتی تعریف کنید: در جشنها یا برنامههای گروهی، مربی، معلم یا یکی از اقوام نزدیک میتواند در نقش همراه کودک ظاهر شود تا او احساس تنهایی نکند. همین حضورِ کوچک، آرامشی بزرگ به او میدهد.
۵. از کودک نپرسید چرا پدر/مادرت نیست: پرسشهایی مانند «چرا مامانت نیومده؟» یا «بابات کجاست؟» شاید از روی کنجکاوی یا دلسوزی مطرح شوند، اما برای کودک یادآور غیاب و درد است. بهتر است سکوت و حضور مهربان را جایگزین پرسش کنیم.
۶. به نگاهها حساس باشید، نه به کلمات: کودکی که فقط نگاه میکند، همیشه بیتفاوت نیست. شاید در دلش طوفانی از حسرت و دلتنگی جریان دارد. گاهی کافی است کنارش بنشینید، قدم بزنید، یا فقط حضور گرمتان را نشان دهید بدون هیچ حرفی.
محبت والدین به کودک، زیباترین صحنههای جهان را میسازد. اما زیبایی واقعیِ محبت، در عمق آن است؛ نه در نمایش آن. اگر در جمعهای عمومی هستیم، خوب است لحظهای مکث کنیم و اطرافمان را ببینیم. شاید گوشهای کودکی باشد که حسرت یک آغوش پدر و مادر را داشته باشد و یادمان نرود: شادیمان را با مهربانی خرج کنیم؛ نه با نمایش.




پیام شما به ما