امام راحل «فقه مستحكم شيعه را با نگرشى جهانى و حكومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را روشن كرد كه قبل از آن براى ما روشن نبود.»

دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
ده کار  بزرگی که امام انجام داد
ده کار بزرگي که امام انجام داد در قسمت اول برخي از ويژگي هاي فردي حضرت امام خميني را از نگاه مقام معظم رهبري ياد آور شديم در اينجا ده تحول و کار بزرگي که امام انجام داد را حجةالاسلام منصور غفوري چنين بر مي شمارد قسمت اول از اينجا بخوانيد « اولين کار بزرگ او احياى اسلام بود » به حقيقت مى‏توان گفت که امام راحل(ره) احياکننده اسلام ناب محمدى(ص) و متمايزکننده آن از اسلام جمود و تحجر از يک سو و اسلام آمريکايى از سوى ديگر بود. امام راحل(ره) بيش از دويست سال فعاليتِ دستگاه‏هاى استعمارى و استبدادى براى محو دين و يا تحريف آن در انديشه مسلمانان و حذف آن از اجتماع مسلمين را خنثى کرد و يکبار ديگر اسلام ناب مبارزه‏جو و سازش‏ناپذير محمدى(ص) را در قالب يک انقلاب اسلامى عظيم و همه‏گير و يک حکومت اسلامى برخاسته از دين مبين اسلام و تعاليم نجات‏بخش آن به جهانيان عرضه کرد. حرکت عظيم امام خمينى(ره) و موجى که او در درياى سياست ايجاد کرد، نه تنها يک بار ديگر نقش اسلام را در حيات سياسى و اجتماعى ملت زنده کرد، بلکه به روند رو به افول دخالت ديانت در سياست در تمام دنيا پايان داد و مهر باطل بر تفکر آنانى زد که دين را در موزه‏هاى تاريخ جستجو و مطالعه مى‏کردند و از پايان يافتن نقش و دوره اديان در زندگى انسان‏ها سخن مى‏گفتند. امام راحل(ره) يکبار ديگر سياست - اين عضو شريف بدن اسلام - را به اسلام باز گرداند و از اين ابزار توانمند، براى اجراى اسلام و سعادت حقيقى بشر بهره برد. اعاده روح عزت مسلمين‏ «دومين کار بزرگ امام، اعاده روح عزت به مسلمين بود .» اعتماد امام بر خدا و تکيه او بر تعاليم اسلام و استغناى او از حمايت شرق و غرب و اتکايى که به وعده‏هاى الهى داشت، به همراه جانبازى و فداکارى او در راه اسلام و بى‏محابا و نترس بودن او در برابر دشمن، روح عزت فراموش شده مسلمانان را يکبار ديگر زنده کرد. فرياد او و حکم او در مبارزه با اهانت سلمان رشدى مرتد به پيامبر اسلام، عزت سرکوب شده مسلمانان در طول سده‏هاى اخير را يکبار ديگر زنده کرد. افتخار او به اسلام و اعتمادى که به اين آيين نجات‏بخش داشت، يکبار ديگر کارى کرد که مسلمانان در جاى جاى دنيا احساس عزت کنند و به مسلمانى خود ببالند. ايجاد احساس درک «امت اسلامى» «سومين کار بزرگ او اين بود که به مسلمان‏ها، احساس درک امت اسلامى داد .» با پيدايش مفهوم غربى دولت و کشور و تقسيم کشورهاى جهان بر اساس مرزهاى جغرافيايى در غرب، استعمارگران، امت اسلام را به کشورهايى کوچک تقسيم کردند؛ مرزهاى کشورهاى افغانستان، آذربايجان، عراق، کويت، مصر، اردن، سوريه، لبنان، فلسطين اشغالى، ترکيه و بسيارى از ديگر کشورهاى امروزى، ساخته و پرداخته ابرقدرت‏هاى استعمارگر - خصوصاً انگلستان - است که اين تقسيم نيز بر مبناى منافع آن‏ها شکل گرفته است. تقسيم مسلمانان به کشورهاى گوناگون و تحميل قوانين دولت - کشورهاى متفاوت بر آن‏ها از سوى ابرقدرت‏هاى استعمارگر و حکام دست‏نشانده، نه تنها روحيه وحدت ميان جهان اسلام را دچار آسيب بيشتر نمود، بلکه اين احساس را در ميان مسلمانان که به يک امت واحد و يگانه تعلق دارند و سرنوشت هر بخش از اين امت حتى اگر امروز تحت عنوان دولت - ملتى ديگر تقسيم‏بندى شده باشد، به همه آن‏ها مرتبط است، از ميان برد. به همين طريق بود که جدا کردن بخش‏هاى عزيزى از سرزمين اسلامى، مانند فلسطين به سادگى صورت گرفت و باعث قيام همه مسلمانان و شکست دشمن صهيونيستى نشد. امام راحل(ره) با تمسک به اسلام ناب محمدى(ص) يکبار ديگر اين روح را در ميان مسلمانان زنده کرد که آن‏ها به يک کل تفکيک‏ناپذير و يک امت واحده تعلق دارند و سرنوشت هر بخش از جهان گسترده اسلام، مورد اهتمام و توجه همه مسلمانان است. از بين بردن رژيمى پليد و وابسته‏ « از ميان بردن يکى از مرتجع‏ترين، پليدترين و وابسته‏ترين رژيم‏هاى منطقه و جهان، چهارمين کار بزرگ امام بود .» حکومت شاهنشاهى، خصوصاً سلسله فاسد و دست‏نشانده پهلوى از چند جهت دچار فساد و انحطاط بود. اين حکومت جعلى و دست‏ساز انگليسى‏ها در ايران، نه تنها از ابتدا با دسيسه بيگانگان بر سر کار آمده بود، بلکه در طول بيش از نيم قرن حکومت پهلوى اول و دوم، بيگانگان - ابتدا انگليسى‏ها و بعد آمريکايى‏ها - حاکم اصلى بر مقدرات کشور بودند و همه منابع کشور در جهت منافع آنان تاراج مى‏شد. فساد اخلاقى، وابستگى سياسى به بيگانگان، فساد اقتصادى، عناد و مبارزه حکومت پهلوى با دين و ارزش‏هاى مذهبى و بومى، همه و همه گوشه‏اى از دنائت و پليدى رژيم شاه را تشکيل مى‏داد که امام خمينى(ره) با قيام نجات‏بخش خود به سلطه شيطانى آنان پايان داد. سرنگون کردن اين رژيم طاغوتى، آن هم در شرايطى که ابرقدرت‏هاى جهان و در رأس آن‏ها آمريکاى جنايتکار با تمام توان در صدد حمايت و حفظ پايه‏هاى پوسيده آن بود، کار بزرگ و اعجاب‏انگيزى بود که در چشم تحليلگران کوتاه‏بين و مادى‏انديش آن روز، غيرممکن دانسته مى‏شد. ايجاد حکومتى بر مبناى اسلام‏ « کار پنجم او، ايجاد حکومتى بر مبناى اسلام بود .» ايجاد يک حکومت دينى مبتنى بر انديشه‏ها و احکام اسلامى در حالى از سوى حضرت امام(ره) صورت گرفت که بسيارى از متفکران علوم اجتماعى، حرف از حذف هميشگى دين از زندگى اجتماعى انسان مى‏زدند و آماده بودند تا پايان عصر دين‏دارى بشر را به خيال واهى و تفکر کوتاه خود اعلام دارند. ايجاد نهضت جهانى اسلام‏ «کار ششم او، ايجاد نهضت اسلامى در عالم بود .» ظهور يک انقلاب عظيم اسلامى و تشکيل حکومتى دينى به رهبرى روحانيت، منجر به ايجاد يک نهضت اسلامى و گرايش مجدد به اسلام در همه سرزمين‏هاى اسلامى گرديد. مسلمانان که پيش از آن با خودباختگى هرچه تمام‏تر، راهى براى تمسک به دين در دنياى جديد نمى‏ديدند، اکنون با الگوگيرى از آن امام فرزانه و دلگرم شدن به امکان نجات‏بخشى اسلام، به نهضت اسلامى روى آوردند. بروز حرکت‏هاى اسلام‏گرا، نهضت‏هاى ضدغرب و ضداستکبار، نهضت‏هاى آزاديبخش و يا سازمان‏هاى متعدد اصلاح‏گرى در سرزمين‏هاى اسلامى، پس از انقلاب اسلامى ايران، عمدتاً متأثر از اين انقلاب و رهبرى حضرت امام خمينى(ره) بوده است. هرچند شايد برخى از اين سازمان‏ها و گروه‏ها کاملاً مورد تاييد و مقبول نباشند، اما گرايش ضداستکبارى و انگيزه آزادى‏خواهى آن‏ها، اکثراً متأثر از قيام ملت ايران به رهبرى خمينى کبير بوده است. احياى فقه شيعه‏ «هفتمين کار او، نگرش جديد در فقه شيعه بود .» فقاهت شيعه به عنوان يکى از قوى‏ترين و مستحکم‏ترين انديشه‏ها و مکاتب فکرى در طول قرون به دست معماران فکرى و انديشمندانى بزرگ پايه‏گذارى شده است که قواعد و اصول و مبانى خود را از سرچشمه پاک و يقين‏آور عصمت اخذ کرده و برمبناى اجتهاد مستمر، به فقه خود پويايى و استمرار هميشگى داده‏اند. بحث از آثار و انديشه‏هاى فقهى امام و تحولى که در جهت هرچه کارآمدتر نمودن فقه شيعه ايجاد نمود به جايگاهى مستقل براى بررسى نيازمند است، آنچه در اين مجال اندک مى‏توان بيان داشت، گستردگى دامنه فقه و گسترده وسيع آن در منظر امام خمينى(ره) است. امام راحل «فقه مستحکم شيعه را با نگرشى جهانى و حکومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را روشن کرد که قبل از آن براى ما روشن نبود.» ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام‏ «کار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام بود .» جدايى دين از سياست که در غرب با آشکار و همه‏گير شدن افکار ماکياول پايه‏گذارى شد و در نهايت، منجر به جدايى اخلاق حاکمان از اخلاق مردم شد، بدين طريق بود که اخلاق فردى خاص حاکمان در نظر مردم با تکبر، اسراف، تجمل‏گرايى، خودرأيى، نيرنگ، فريب، دورويى و بسيارى ديگر از رذايل اخلاقى عجين شد و در دنيا پذيرفته شده بود که اخلاق و سياست را بايد از هم جدا کرد و به اين اخلاق حکومتى که لازمه سياست پنداشته مى‏شد تن در داد. آنچه که امام راحل انجام داد، اين بود که در عرصه حکومت، يکبار ديگر اخلاق و سياست و ديانت و دنيادارى را با هم جمع کرد، او نشان داد که يک حاکم قدرتمند مى‏تواند ساده‏زيست، بى‏تکبر، صادق، زاهد و در يک کلام، الگويى بارز از سالکان راه انبياء باشد. « امام اين باور غلط در مورد اخلاق حکومتى را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق يک ملت و ديگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏اى داشته باشد و به جاى کاخ‏هاى مجلل در حسينيه‏اى از ديدارکنندگان پذيرايى کند و با لباس و زبان و اخلاق انبيا با مردم برخورد کند .» احياى روحيه خودباورى‏ «کار نهم او، احياى روحيه خودباورى در ملت ايران بود .» امام به ملت ايران آموخت که استعدادهاى سرشار و روحيه‏هاى قوى مى‏تواند نه تنها ايران اسلامى که جهان اسلام را زير و رو کند. درس بزرگ امام به ملت ايران اين بود که «ما مى‏توانيم.» او با عمل خود و دلگرمى‏اى که به ملت در سخت‏ترين شرايط سياسى، نظامى و اجتماعى مى‏داد، نشان داد که مى‏توان آنچه را ديگران با تحليل‏هاى مادى خود ناممکن و محال مى‏دانند، با اتکاى به خداى متعال با موفقيت انجام داد. او روحيه جُبن و ضعف و نااميدى و ناتوانى را از ملت زدود و به جاى آن با نفس «روح‏الهى» خود روح شجاعت و قدرت و اميد و توانايى را در مردم دميد. عملى کردن اصل نه شرقى، نه غربى‏ « دهمين کار بزرگ امام، اثبات اين نکته بود که « نه شرقى و نه غربى »، يک اصل عملى و ممکن است .» در حالى که حکام کشورهاى مسلمان در اثر سال‏هاى متمادىِ تحقير و توهين از سوى قدرت‏هاى خارجى و زيردست بودن از سوى ابرقدرت‏ها، حيات سياسى بدون اتکاى به شرقى يا غرب را غيرممکن مى‏دانستند و بقاى خود را در فرمانبرى، وابستگى و ستايش ابرقدرت‏هاى شرق يا غرب مى‏ديدند، امام راحل اثبات کرد که يک ملت مسلمان با اتکاى به نيروى اسلام مى‏تواند به دشمن نه بگويد و در برابر دنياى ابرقدرت‏ها با تمام ظواهر قدرتمند ولى در واقع پوشالى آن بايستد. امام راحل در جنگ هشت ساله ثابت کرد که مى‏توان با ايمان به خدا و اتکاى به قدرت توده‏هاى مسلمان، نه تنها بدون وابستگى به غرب زندگى کرد، بلکه مى‏توان سال‏ها در برابر تمام ابرقدرت‏ها ايستاد. در پايان بايد اضافه کرد که «ما بايد با تکرار اين حقيقت‏ها، يک هدف را دنبال کنيم و آن درس گرفتن است و لاغير، و الا صرف ستايش کردن امام فايده‏اى ندارد، بلکه گاهى مضر هم است. ما آن بزرگوار و انسان والا و مقتدا و قائد را ستايش مى‏کنيم، تا خودمان را به او نزديک سازيم.» منبع فارس حجةالاسلام منصور غفوري معاون سياسي شوراي سياستگذاري ائمه جمعه سراسر کشور

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها