رو به سوی آسمان کنید، زیرا تشنه این صبح روشنید، که برایتان می دمد...

شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
فقر مدرنیته امروز
فقر مدرنیته امروز بازخوانی معنویتی جدید در مدرنیته امروز "رو به سوی آسمان کنید، زیرا تشنه این صبح روشنید، که برایتان می دمد. تاریخ را با همه درد جانکاهش، نازیسته نتوان گذراند و اگر با شهامت با آن روبرو شویم، ناچار به دوباره زیستنش نیستیم. چشم هایتان را بگشائید، به روزی که برایتان آغاز می شود، بگذارید دگرباره رویاها متولد شوند. "روی نبض صبح"مایا آنژلو آری! معاصران ما به یاری مدرنیته، کاری کردند که بخش اعظمی از رویاهای ما و گذشتگانمان، به واقعیت هایی ملموس و در دسترس، تبدیل شوند. تقریبا بخش بسیار زیادی از آنچه روزگاری رویایی دست نیافتنی بود، امروزه در معرض دیده و شنیده ما قرار گرفته است. اکنون زمانی فرا رسیده که دنیا و زندگانی ما به دست جریانات متضاد جهانی شدن، شکل می گیرد. هویت ها اینگونه ساخته می شوند. انقلاب تکنولوژی اطلاعات و بازسازی ساختار سرمایه داری، شکل تازه ای از جامعه، یعنی جامعه شبکه ای را پایه گذاری کرده است. این سازمان اجتماعی نوین، نهادهای اجتماعی را به لرزه درآورده است. فرهنگها را دچار دگرگونی کرده و ثروت آورده است، اما فقر نیز در پی آن آمده است. فقری که به نظر می رسد افراد بشر را در زمینه های مختلف با کمبود مواجه کرده است. فقر معنوی دستاورد مهم مدرنیته امروز است که در بسیاری از موارد، بیش از فقر مادی خطرآفرین است. فقر معنوی در شرایطی به وجود آمده که مدرنیته با انواع و اقسام تولیداتش، همه فضاها را احاطه کرده است. اما به نظر می رسد بلایی جانسوز همچون یاس و نومیدی را به کام زندگی ریخته است. آنچه مشخص است اینکه به هر حال، خوب یا بد، این همان دنیای تازه ای است که برایمان ساخته اند و شاید خود نیز در ساختن آن دخیل بوده ایم مدرنیته امروز اساسا نگاه انسان سنتى به هستى را مورد تردید قرار داده است. هر چند که در مراحل اولیه، حقیقتا، با ماتریالیسم همراه و موافق نبود. و یا اینکه در موضع ایجاد دشمنى بین مردم با مذهب نبود و الهیات را نفى نکرد، اما نگاه تازه‏اى به كل انسان، طبیعت، خدا و رابطه انسان و طبیعت با خدا را ترسیم کرد. در اینجا به تدریج اصل عقلانیت در انسان، به گونه ای خاص به حاشیه کشیده شد و نفس انسانی و خواسته های ناشی از آن، به عنوان مرکزیت و کانون همه چیز قرار گرفت. آنچه بیشتر در خدمت خواسته های نفسانی است، سرگرمی و اصل لذت است. به این ترتیب انواع و اقسام وسایل و ابزار مربوط به سرگرمی فراهم شد. به گونه ای که انبوهی از اسباب بازی های جذاب و خوش آب و رنگ، برای همیشه و همه وقت و برای هر نوع روحیه و سلیقه ای، در دسترس قرار گرفت. بشر با تمامی قوا به تفریح پرداخت و به نظر می رسید که کمبودی در این زمینه وجود ندارد. اما آنچه از میان رفته بود معنویت بود. گویا توجه به نیاز انسان به معنویت، چندان مورد نظر قرار نگرفته بود. مسلما نیاز انسان مادی و پیرو نفسانیات، به معنویت، بسیار متفاوت بود از نیاز انسانی که عقلانیت را محور و مرکز همه چیز می دید. به همین خاطر ضرورت بازخوانى معنویتی جدید، نیز مطرح گردید. انسان بدون معنویت، امكان زیستن در جهان را نداشت، بنابراین لازم بود تا جریان‏هاى فكرى گوناگونی به وجود بیایند تا به باز تولید و بازخوانى جدید معنویت بپردازند. انواع تئورى‏هاى فیزیكى، زندگى كیهانى، انرژى‏ها و... ابزار توجیه عالم رازآمیز و پدیده‏هاى فرا عقلی، با نگرشی نوین مورد توجه دوباره قرار گرفتند. عقل مدرن در حوزه اخلاقیات و ارزش‏ها، به تولید مفاهیم معنوى تازه پرداخت. تخیل علمى به تولید متافیزیك جدید همت بست و بالاخره در پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یكم، معنویت مدرن بیش از هر چیز به معنویت تكنولوژیك یا تكنولوژى معنا گرا بدل شد. این معنویت جدید به گونه ای طراحی شده که با بسیاری از ارزش های تعریف شده در خانواده ای سنتی، مغایرت دارد. اما به دلیل هماهنگ بودن با خواسته های نفس انسانی، در میان انواع جوامع با آداب و سنن مختلف، با اقبال زیادی مواجه شده است. از آفت‏هایی که خانواده امروزی را تهدید می‏کند، بی‏اعتباری تدریجی هنجارها، اخلاق، باورهای دینی و ارزش‏های مذهبی و سنتی و از بین رفتن همان معنویت است که در کنار آن، گسترش انواع انحراف‏ها و رفتارهای نامتعادل را در جامعه به دنبال دارد. کم توجهی به ارزش‏ها در جوامع مدرن که با کنار گذاشتن خدا، دین و اخلاق همراه است، به انسان امروزی، جرئت دست زدن به هر کاری را می‏دهد. اخلاق و معنویت مدرن، ریشه خود را در نفس گرایی جست‏وجو می‏کند و به همین سبب، با اخلاق سنتی و دینی فاصله گرفته است. آسیب پذیری خانواده امروزی، ناشی از نادیده گرفتن بایدها و نبایدهای دینی و اخلاقی است. بشر امروزی، هنوز به این نتیجه نرسیده است که زندگی بدون ایمان و معنویتی که اصالت دینی و اعتقادی-الهی داشته باشد، رنج و عذاب روانی و همیشگی را همراه او خواهد کرد. عقل مدرن در حوزه اخلاقیات و ارزش‏ها، به تولید مفاهیم معنوى تازه پرداخت. آنچه مشخص است اینکه به هر حال، خوب یا بد، این همان دنیای تازه ای است که برایمان ساخته اند و شاید خود نیز در ساختن آن دخیل بوده ایم. این همان دنیایی است که شاید روزی آرزو می کردیم با آن زندگی کنیم و از برکات و دستاوردهای مادی آن لذت بریم، اما تجربه زیستن در این دنیا، گاه و بیگاه همه ما را دچار خستگی و آشفتگی می کند چون معنویت اصیل و واقعی را تا حد زیادی از ما گرفته است. روزگار کنونی، شرایطی را ایجاد کرده که تکنولوژی هر گونه نیازی را برای بشر برآورده می کند تا انسانها با آسودگی خیال به دنبال تفریح و راحتی و لذت باشند. روزگارانی که سوغات تازه ای برای ما به همراه آورده، مثل متافیزیک، یوگا، انرژی درمانی، مدیتیشن، گرفته تا قرص های روان گردان وحتی شیطان پرستی و.... اکنون در این وانفسای پر از هیاهو و جنجال، باز هم سخن از پیشرفت علم است. می گویند آینده علم به جایی می رسد که علم ژنتیک و آی تی به بالاترین حد پیشرفت خواهند رسید. داستان فتوکپی از روی انسانها مطرح است. می خواهند انسانها را با شبیه سازی، فنا ناپذیر کنند. در این میان معلوم نیست تکلیف روح انسانی و معنویت فرا مدرن چه می شود. یورگن هابرماس از مخالفان چنین اقدامی می باشد. او در کتاب "آینده سرشت بشری" اینطور می گوید که در آینده، سرشت ما در دستان بشر قرار می گیرد و بحث خرید از فروشگاه های ژنتیک مطرح می شود. این یعنی وقوع یک فاجعه که از آن تحت عنوان هیروشیمای ژنتیک، یاد می کند. این یعنی تولد انسانها در لوله آزمایش، که توماس هاکسلی در کتاب معروفش،"دنیای قشنگ نو" از ان سخن می گوید. معتقدند که با این شیوه می توان به تربیتی در جهت یکسان سازی افراد پرداخت. با این شیوه می توان برای جامعه افراد خاصی را که در هر شغل و موقعیتی مورد نیاز است، تولید کرد. مثلا هزار مهندس و پانصد رقاص و پزشک. یعنی مرگ روح آدمی و این دستاوردی است که باز هم به تولید و بازخوانی معنویتی فرامدرن در آینده ای نه چندان دور، خواهد انجامید. قبلا گفته ایم و باز هم می گوئیم، که جریان پر تلاطمی همچون آنچه در عصر اطلاعات رخ داده است، آنچنان قوی و پر سرعت است که ممکن است توان مقابله با آن وجود نداشته باشد. فراموش نکنیم که اتفاقا در همین وانفسا، آنچه نجات بخش است، بازگشت به معنویت اصیل و الهی است که خداوند متعال آن را به واسطه فرستادگانش، برای ما آورده است. پس در این مسیر تاریک و پر پیچ و خم، هیچ چراغی، فروزان تر از معنویت اصیل و واقعی نیست. دنیای امروز ما همان سیل عظیم و پرخروش است که باید تمامی ابعاد آنرا به درستی بشناسیم و دائما ارزشهای سنتی و فرهنگی خاص خود را بازتولید کنیم تا بتوانیم در این هجمه سنگین، زندگانی با روح و نشاط آوری را تجربه کنیم. فاطمه ناظم زاده/گروه جامعه و سیاست منبع: جهان رها شده، آنتونی گیدنز، ترجمه سعیدی عصر اطلاعات،مانوئل کاستلز،جلد سوم،جامعه شبکه ای سایت رسمی اطلاع رسانی حوزه

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها