گاهي خيلي مهم نيست كه آدم‌ها چقدر نيازهاي مشترك داشته باشند چون براي رسيدن به آنها بايد سال‌ها يا قرن‌ها صبركنند اين درست نقض همان شعار معروف است كه مي‌گويد فقط كافيست كه شما بخواهيد چيزي را داشته باشيد، بقيه‌اش با كائنات.

جمعه ۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
گاهي فقط خواستن كافي نيست
گاهی فقط خواستن كافی نیست گاهی خیلی مهم نیست كه آدم‌ها چقدر نیازهای مشترك داشته باشند چون برای رسیدن به آنها باید سال‌ها یا قرن‌ها صبركنند این درست نقض همان شعار معروف است كه می‌گوید فقط كافیست كه شما بخواهید چیزی را داشته باشید، بقیه‌اش با كائنات. یكی از موارد نقص این شعار، حكایت تئاتری‌هاست و سال‌هایی كه می‌گذرد، سال‌هاست كه تئاتری‌های كشور برای به تماشا نشستن كارهای یكدیگر نه تنها خواست، بلكه كلی هم رایزنی و تلاش كرده‌اند اما كاری از پیش نبرده‌اند! از یك طرف كارگردانان تهرانی می‌خواهند كه اجرای نمایش‌هایشان فقط منوط به تهران نباشد و حداقل در چند شهرستان نیز اجرا داشته باشند و از طرف دیگر شهرستانی‌ها نیز كه برای دیدن هر نمایش نمی‌توانند هزینه كنند و به تهران بیایند امیدوارند امكانی پیش بیاید تا تئاتری‌های تهران به شكل تور در شهرهای مختلف نمایش‌های خود را برای تماشاگران علاقمند و تازه اجرا كنند، اما تنها این شانس نصیب بعضی از اجراها و در شهرستان‌های اندك شده است كه به تعداد انگشتان یك دست در كارنامه یك دهه تئاتر پایتخت هم نمی‌شود. چند سال پیش كه نمایش پرهزینه « فنز» به كارگردانی محمد رحمانیان به اجرا رفت تهیه كننده نمایش قول اجرایش را در اكثر شهرستان‌ها داد اما هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده و احتمالا هم گروه این قول را فراموش كرده‌اند و هم تماشاگران منتظرش! مسلما تمام كارگردان‌ها از دیده شدن نمایش‌هایشان در سطح كشور استقبال می‌كنند و از وجود تماشاگر بیشتر بدشان نمی‌آید چه بسا كه بسیاری از كارگردان‌ها خود پیشنهاد تور اجرا در شهرستان‌ها را داده‌اند اما به دلایلی هنوز معلق مانده است. گاهی خیلی مهم نیست كه آدم‌ها چقدر نیازهای مشترك داشته باشند چون برای رسیدن به آنها باید سال‌ها یا قرن‌ها صبركنند این درست نقض همان شعار معروف است كه می‌گوید فقط كافیست كه شما بخواهید چیزی را داشته باشید، بقیه‌اش با كائنات. سیامك احصایی، طراح صحنه و كارگردان تئاتر با اشاره به اینكه حدود یك‌سال پیش پیشنهاد داشتن تورهای اجرا را به واحد تئاتر استان‌های مركز هنرهای نمایشی داده است، گفت: «این كار مشكلاتی در پی داشت كه دیگر عملا آن را دنبال نكردم. به نظرم 3 مانع در مسیر تحقق این ایده وجود دارد، یكی از موانع برمی‌گردد به بازیگران، از آنجا كه اكثر بازیگران به غیر از تئاتر در تلویزیون و سینما هم مشغول هستند كندن آنها از پایتخت برای زمانی حداقل یك ماه باید با برنامه‌ریزی باشد. در اكثر اجراها حداقل یكی، دو بازیگر همزمان در حال بازی در سریال یا فیلمی هستند هماهنگی ساعت‌های تمرین و اجرا با این بازیگران در تهران كار راحت تری است اما برای اجرا در شهرستان باید بازیگر بقیه كارهایش را تعطیل كند و این در شرایطی اتفاق می‌افتد كه مسئولان تئاتر حداقل خسارت مالی‌شان را جبران كنند در حالی كه تئاتر قادر به پرداخت نصف دستمزدهای آنها در سینما و تلویزیون نیست چه برسد به اینكه آن را جبران كند.» احصایی عامل دوم را سختی در پیدا كردن حامی مالی برای تامین مخارج اسكان گروه‌های تئاتری و هزینه حمل و نقل دكور به شهرستان‌ها می‌داند. او با اشاره به اینكه اكثر كارگردانان حرفه‌ای مانند كیومرث مرادی، آتیلا پسیانی و محمد عاقبتی بارها خواسته‌اند نمایش‌هایشان در شهرهای مختلف اجرا شود درباره مشكل سوم می‌گوید: «یكی از دلایل مهم دیگر به نبود امكانات در شهرستان‌ها برمی‌گردد. معلوم است كه هنرمندان از اجراهای استانی استقبال می‌كنند و هنرمندان مقیم شهرستان‌ها هم از تماشای اجراهای غیرخودی خوشحال می‌شوند اما جابجا كردن یك گروه تئاتری با دكور و وسایل دیگر نیاز به پشتیبانی مالی و حمایتی از سوی مركز هنرهای نمایشی و ارشاد شهرستان‌ها دارد. دكتر قطب‌الدین صادقی، كارگردان و مدرس دانشگاه نیز با گلایه از ضعف مدیریتی تئاترمان گفت: « معلوم است كه هنرمندان از اجراهای استانی استقبال می‌كنند و هنرمندان مقیم شهرستان‌ها هم از تماشای اجراهای غیرخودی خوشحال می‌شوند اما جابجا كردن یك گروه تئاتری با دكور و وسایل دیگر نیاز به پشتیبانی مالی و حمایتی از سوی مركز هنرهای نمایشی و ارشاد شهرستان‌ها دارد. چطور یك گروه 20 نفره حرفه‌ای به شهرستان برود؟ چه كسی منتظرش است؟ چطور تبلیغ می‌شود؟ مركز هنرهای نمایشی و ارشاد شهرستان‌ها از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌كنند.» عباس غفاری، دیگر كارگردان تئاتر نیز با بیان اینكه 2 سال پیش از بخش امور استان‌های مركز خواسته است تا نمایش «كبوتری ناگهان» او را به شهرستان‌ها بفرستند در این باره گفت: « نامه‌های من هنوز هم باید پیش آقای حیدری، مسئول وقت امور شهرستان‌های مركز باشد. چطور یك گروه 20 نفره حرفه‌ای به شهرستان برود؟ چه كسی منتظرش است؟ چطور تبلیغ می‌شود؟ مركز هنرهای نمایشی و ارشاد شهرستان‌ها از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌كنند.» اصرار داشتم اما این نمایش به دلیل فضای حاكمش در استان گیلان و چند استان دیگر با استقبال مواجه می‌شود كه متاسفانه به دلیل فقدان بودجه موافقت نشد. به نظر می‌رسد غیر از پشتیبانی مركز هنرهای نمایشی در تهران، اداره ارشاد شهرستان‌ها نیز باید این خواسته را داشته باشند و امكانات لازم را فراهم كنند و هر 2 طرف بودجه برای اجراها را متقبل شوند. البته خیلی از شهرستان‌ها كل بودجه تئاتر یك سالشان برابر با هزینه یك اجرا در تهران است و در چنین شرایطی ترجیح می‌دهند كه بودجه اندك‌شان را بین گروه‌های تئاتری خود تقسیم كنند تا به اجرا شدن نمایش‌های پایتخت كمك كنند. اما غیر از این مسائل یادمان نرود كه بعضی از نمایش‌هایی كه در تهران اجرا می‌شود در خیلی از شهرهای دیگر به دلیل فضای مذهبی یا قومی كه وجود دارد اصلا قابل اجرا نیستند و این هم می‌شود یك دلیل دیگر برای عدم اجرا.» تنظیم برای تبیان : مسعود عجمی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها