آيت الله گلپايگاني در نگاه بزرگان آيت الله محمد امامي کاشاني آيت الله مکارم شيرازي آيت الله محسني گرگاني آيت الله سيد محسن خرازي آيت الله علي پناه اشتهاردي آيت الله واصف آيت الله گلپايگاني از ديد شهيد رجائي آيت الله محمد امامي کاشاني آن جمله اي که در حديث شريف مي بينيد؛ « و اما من کان من الفقهاء حافظاً لدينه صانئا لنفسه مخالفاً لهواه مطيعاً لامر مولاه. » به راستي در ايشان تجلي کامل داشت. مخالفاً لهواه مطيعاً لامر مولاه بودند. و آن توقيع حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) که مي فرمايد: « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات احاديثنا فانهم حجتي عليکم و انا حجة الله عليهم. » ايشان مصداقش بودند. ايشان حجت بر مردم بودند و امام عصر(ارواحنا لمقدمه الفداء) حجت برايشان بودند اين چيزي است و حقيقتي است که بر خواص حوزه هاي علميه و فضلاء و طلاب پوشيده نيست. از نظر بعد سياسي درست همکلام با امام بودند. حتي وقتي امام در تبعيد بودند. نفس کشي در ايران نبود، تنهاي صدايي که از حلقومي برمي خواست صداي ايشان بود ... . آيت الله مکارم شيرازي ايشان مصداق آن حديث معروف امام صادق عليه السلام بود که فرمودند: « العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس. » کسي که عالم به زمانش باشد مسائل گمراه کننده بر او غلبه نمي کند. او مردي بود که با اينکه بقية السلف بود ولي در عين حال آگاه به نظر و مسائل زمان بود و در مسائل سياسي در مسايل انقلابي و در مسائل اجتماعي در حمايت از امام و همکاري با مردم در مسايل مهم اجتماعي کوتاه نمي آمدند و بسيار خوب درخشيدند. آيت الله محسني گرگاني بنده که سالهاي طولاني توفيق استفاده از محضر پر فيض ايشان را داشتم بعضي از ويژگيهاي علمي و اخلاقي ايشان را ذکر مي کنم: از خصوصيات ايشان تلاش و جديت در تربيت علمي طلاب و اهتمام به آن بود. ايشان کمال جديت و اشتياق را به تحصيل آقايان طلاب عموماً و به شاگردانش خصوصاً ابراز مي داشتند، حاضر نبودند جلسه تدريس را به هيچ وجه تعطيل کنند. مگر در مواقع بسيار حساس چون شهادت ائمه معصومين (سلام الله عليهم اجمعين) يا امثال آن، هميشه در راس ساعت مقرر در جلسه درس حضور پيدا مي کردند. عشق فراوان و علاقه زيادي به مباحث فقهي داشتند و نکات دقيق علمي را موشکافي و ريشه يابي مي کردند، تا به نتيجه مطلوب نمي رسيدند بحث را رها نمي کردند... ايشان ابتکار و ذوق فقهي مخصوص بخود داشت، من اعتقادم اينست که الهام گرفته از امداد غيبي بود با يک سخن بسيار مختصر و کوتاه آنچنان استدلال مي کرد که طرف مجاب مي شد. که قطعاً الهام گرفته از منبع ولايت علوي بوده است. اما ويژگي هاي اخلاقي آن مرحوم بسيار فراوان است. آيت الله العظمي گلپايگاني در روش و منش اخلاقي از يک ويژگي هاي خاصي برخوردار بودند. علم اخلاق را با وقار و سکينه مخصوص به خودش و با زيبائي عمل همراه کرده بودند. سخنش با اينکه کوتاه بود آموزنده بود. سکوتش هميشه پيام و معنا داشت. به شاگردانش محبت پدري داشتند. جنبه هاي اسلامي را در هر مورد و مقطعي رعايت مي کردند آنجائي که بايد اعمال سياست کنند اعمال سياست مي کردند و آنجائي که بايد دستور به مقامات بدهند دستور مي دادند. آنجائيکه بايد دعوت به تقوي کنند سفارش به تقوي مي کردند. در مجالسشان به طلاب مي فرمودند: « محرمات الهي را براي مردم بگوئيد واجبات را براي آنها توضيح بدهيد که مبادا مقررات اسلام، حلال و حرام اسلام متروک شود. » از ويژگيهاي ديگر ايشان تاکيد در حفظ وحدت امت اسلامي خصوصاً روحانيت و بقاي جمهوري اسلامي بود. هرگز اجازه نمي دادند کسي پشت سر مرجعي انتقادي کند. يا بدگوئي جمهوري اسلامي کند. بلکه دائماً در مقام حفظ و حمايت از آن بودند. گاهي از ايشان مسأله اي مي پرسيدند مي فرمود: « اين مساله مربوط به امر حکومتي است بايد از رهبر جمهوري اسلامي (آيت الله خميني) بپرسيد. » آيت الله سيد محسن خرازي مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني 98 سال عمر شريفشان بود، از اين 98 سال حدود 85 سال مشغول فقه و کتاب و سنت بودند و مي دانيم اين مدت طولاني ممتد براي انسان، آنهم انساني که از نظر استعداد و حافظه از سطح عالي مردم بالاتر بود چقدر موقعيت بالايي بوجود مي آورد. اين محور اول در ايشان بطور کامل وجود داشت که واقعاً مي شود گفت که فقيه بود و مصداق روشني از براي کلمه فقيه اهل بيت عليهم السلام بود. من يادم مي آيد که وقتي با مرحوم آيت الله العظمي آقاي حاج سيد احمد خوانساري صحبت از آقاي گلپايگاني شد ايشان فرمودند: آيت الله العظمي گلپايگاني فقيه خوبي است ايشان در فقاهت کاملاً واردند. » آيت الله علي پناه اشتهاردي تمام همتشان حفظ حوزه علميه بود مي فرمودند: « چون امام زمان (عج) خبر داده است از برپاشدن اين حوزه پس معلوم مي شود مطلوب حضرت است و مورد توجه امام زمان هست. » به خاطر فشارهائي که بر حوزه وارد مي آمد کثيري از اوقات پيش مي آمد که مي رفتيم منزل ايشان، مي گفتند آقا رفته اند جمکران براي رفع مشکلات حوزه متوسل به امام زمان (عج) شوند. آيت الله واصف رحلت آيت الله العظمي گلپايگاني واقعاً مصيبت بزرگي بود براي جهان اسلام و همانطور که ما ديديم در تشيع جنازه آن مرحوم شايد قريب بيست نفر بيهوش شدند. و غش کردند و بيحال شدند، که بي نظير يا کم نظير بود. من گاهي به آقايان مي گفتم: همانطور که فرزند، خطاب پدر را روي قرائني که در خانواده است بهتر مي فهمد، آيت الله گلپايگاني روايات و اخبار اهل بيت را درباره احکام مانند فرزند از والد مي فهمد، طوري زواياي او را قرينه قرار مي دهد که آدم تعجب مي کند. آقايان گفته مرا تصديق کردند. و گفتند واقعاً ايشان فقيه اهل بيت هست. کمتر مرجعي پيدا مي شود که ما در عصر خودمان ديده باشيم که سعه فقهي اش اينطور باشد. ايشان در زمان آقاي بروجردي از افراد انگشت شمار بودند و شايد از آن افرادي بودند که در نظر آقاي بروجردي يک مقام والاي داشتند و از افراد ديگر شاخص تر به نظر مي آمدند، آيت الله بروجردي به ايشان خيلي احترام مي کردند. ايشان در فقه بقدري سعه داشت که هر مسأله اي از ايشان سوال مي کردند ايشان در نظر داشت. حتي بعضي از مسائل مشکله را ما مي نوشتيم مي داديم بيت محترمشان جوري بود که فوري جواب مساله را مي دادند ... در طول عمر خودشان از همان 20 سالگي در فقه يک غواص شناور بود. از آب دريا نمي ترسيد مسائل را فوراً جواب مي داد. و با جواب ايشان انسان خيلي آرام مي گرفت. آيت الله گلپايگاني از ديد شهيد رجائي شهيد رجائي راجع به ديدار خويش با ايشان مطالبي بيان داشته اند که در اين جملات درسي است و از طرفي نشان دهنده روح بالاي ايشان مي باشد. شهيد رجائي مي گويد: من دوبار در نخست وزيري و يک بار هم در وزارت آموزش و پرورش خدمت آيت الله گلپايگاني رسيدم. در آموزش و پرورش که بودم به علت شيوه اي که داشتم در برخورد با مسائل، در نخست وزيري هم به علت آن اعتقادي که دارم در سيستم کار در يک جامعه شيعه خدمت ايشان رسيدم. و برايم هر دو دفعه بسيار جالب بود. شهيد رجائي بعد از تحليلي از فرمايش ايشان مي گويد: من اعلان مي کنم که، بين ائمه حاضر ما، يعني آيت الله گلپايگاني و آيت الله خميني اين اختلافات که بين ما و شما هست نيست. زيرا آنها مساله را خيلي از بالاتر مي بينند. من به شما عرض کردم که صحبت آيت الله گلپايگاني به من، تعظيم و تکريم امام بود، يک چنين موقعيتي واقعاً مجموعه اش نعمت است.


