هنر تجلّي احساس انسان است در قالب محسوس، زبان درون است با مخاطباني اهل دل، حقيقت را مينماياند بدون آنكه به وعظ و استدلال بپردازد.
هنر در کلام شيواي امام خميني در اين مقاله برآنيم تا به مقوله هنر از ديد امام خميني و منظر فقهاي شيعي بپردازيم. رهنمودهاي امام راحل قطعاً ميتواند از پيچيدگيهاي اين بحث تا حد زيادي پرده بردارد، اما تطبيق کليات بر مصاديق همچنان رفتارها و پرسمانهاي ضد و نقيضي را پيش روي ميآورد که بر فقيهان آگاه جامعه است وحدت رويه و نظري واحد در اين عرصه ارائه دهند و گرد حيرت را از ديدگان مقلدين معتقد و محتاط بزدايد. تعريف هنر و رابطه آن با فقه انسان فطرتاً زيباييخواه آفريده شده است و حواس او آنچنان با محيط اطرافش هماهنگي يافته که نغمه دلنشين و بوي خوش، منظره دلفريب، لطافت و سرسبزي، براي او لذت آور و فرحبخش مينمايد، از طرفي وقتي روح کمالجويي با اين حس درميآميزد از او انساني آفرينشگر و خلاق ميسازد. پديدههاي جهان را گزينش کرده با احساس خود آن را بازآفريني ميکند و از مدد نيروي خيال از پديدههاي هستي مقوله هنر را به نمايش ميگذارد چنين کوششي که به آفرينش اثري زيبا ميانجامد هنر و آفرينندؤ آن هنرمند ناميده ميشود. هنر تجلّي احساس انسان است در قالب محسوس، زبان درون است با مخاطباني اهل دل، حقيقت را مينماياند بدون آنکه به وعظ و استدلال بپردازد. زباني دردمند، زيبابين، پرشور که همه آدميان را با هر مليّت و نژادي به يکديگر پيوند ميدهد. تکنولوژي و تمدن به هنر توانائي ميبخشد و آن را فراتر از مرزهاي جغرافيايي به اقصي نقاط جهان انتقال ميدهد. اما هنر، اين وديعه الهي همچنان در ميان دو قطب جان و جسم، ماده و معنا، خداجويي و کفر در نوسان بوده است. و از دستبرد آفتهايي همچون نفسپرستي، قدرتمداري، استعمار و ابتذال در امان نمانده است. لذا هنر با همه عظمت و رسالتي که دارد به هنر متعهد و مسئول و نيز هنري که ابزار دست سودجويان و قدرتطلبان و سرمايهداران است تقسيم شده است. هنري که در مسير تکامل بشري حس خداپرستي و خلقيات انساني است هنر متعهد و ديني است و هنري که جامعه را به فساد و ابتذال و گمراهي ميکشاند هنر مبتذل و منفي است. اينجاست که "تکليف" سر بر مي آورد و "فقيه" در بيان تکليف به تکاپو ميافتد و فقه ميان بايدها و نبايدها مرز مي سازد. گرچه پيچيدگي هنر، بيان دقيق مصاديق احکام تکليفي، حرمتها و حلّيتها را دشوار ساخته است و اگرچه کتب فقه سنتي برخي از مصاديق موجود در زمان خود را مانند خريد و فروش مجسمه و ساخت و يا نگهداري آن و تصويرگري و موسيقي و خريد و فروش آلات موسيقي و ... مورد بحث قرار دادهاند که ميتواند دستمايه خوبي براي دوران حاضر باشد. اما امروزه جلوههاي هنر به اندازهاي گسترده شده است که هنوز صدها پرسش در هنر فراروي مجتهد و مقلد است و تغييرات و مقتضيات زماني و مکاني بازنگري جديدي را در موضوع هنر ميطلبد.(قسمت اول) ادامه دارد.....


