سخنی چند با هم کیشان اشاره : نوشتار حاضر، مقالهایست كه در فراخون طرح "چرا سكوت ای مسلمان" از سوی كاربران سایت تبیان ارسال شده است. این طرح در پی پاسخ به اهانت به ساحت پیامبر مهر و رحمت حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی – كه درود خدا برو و خاندان پاكش باد – در فروردین ماه سال 1387 از سوی سایت تبیان برگزار گردید. "خداوندا از فقدان پیامبرمان و از غیبت سرپرستمان و اماممان و ازفزونی دشمنانمان... واز شدت فتنههای رویارویمان به درگاهت شکوه میکنیم." فرازی از دعای افتتاح به نام خالق محمد(صلیاللهعلیهوآله)،برترین مخلوق هستی یُرِیدُونَ أَن یُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَی اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ آنها میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ولی خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند.(توبه/ 32) ای کاش این برگها و قلمها،این سیاههها و نوشتهها، توان بیان هر آنچه در اندیشهها و دلها میگذرد را داشتند. ای کاش سهمی از سنگینی برخی مصایب و دل آزردگیها را به سطر میکشیدند تا لااقل به این واسطه اندکی التیام یابیم. ای کاش آنچه که اراده نگارش آن را کردهام،محدود به پاسخ به سه سوال نمیشد. و ای کاش... جدیت، شهامت و شجاعت، جسارت و در عین حال هوشیاری و متانت یک مسلمان بایستی در این برهه از زمان بیش از گذشته به رخ جهانیان کشیده شود. هنگامی که فراخوان مسابقه (ای مسلمان،چرا سکوت) را مشاهده نمودم، بر خود فرض دانستم پیش از هرچیز، پیرامون حوادث سالهای اخیر در هتک حرمت به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و نیز زندگانی حضرت،مطالعات جامعتر و دوبارهای داشته باشم؛ تا آنچه مینگارم،به دور از تعصبهای جاهلانه، تقدس مآبی کورکورانه و لجاجتهای دینی بیمنطق باشد؛ و از این رو آنچه که در تمام مدت تحریر این مقاله بر آن مواظبت نمودم و از حضرتش نیز مدد جستم، گرفتار نشدن در مهلکه بیمنطقی و بیانصافی و بیان مطالبی که اگر گرهای را نمیگشایند، ابهاماتی را نیز نیفزایند. امیدوارم که اینگونه بوده باشد. پس از مروری بر وقایع امروز و دیروز، یقین حاصل نمودم که تاریخ بار دیگر شاهد تکرار وقایع خویش است. اگر روزگاری ابوجهل و ابوسفیان با به خدمت گرفتن شاعران، افسانه سرایان و کذابان بیمقدار، اولین اقدام خود را برای مقابله با ندای وحی، مبارزه فرهنگی بر گزیدند؛ امروز نیز اربابان کفر و الحاد با تطمیع چند روزنامه و روز نامهنگار، فیلم ساز و نویسنده و در همان قالب، به سمت همان هدف واهی در تلاشند. اینها اگر چه شاید از صلب آن نادانان متحجر عصر جاهلیت نباشند؛ لیکن قطعاً وارثان و مولود اندیشههای آنانند. افسوس که آنان که در پَس این اعمال نابخردانه، بازیگران اصلی این صحنهاند؛ اعم از نظامهای سرمایهداری و امپریالیسم که در عصر حاضر هویت خود را در حال متلاشی شدن میبیند، لائیکهای بازیچه دست سیاستمداران قدرت طلب که جهان را از دریچه مادیت و پوچی مینگرند، الوهیت و مسایل مربوط به آن را تنها ساخته بشر میدانند، مکتبهای اومانیسم که همه چیز را (حتی مکاتب آسمانی و خداوند) در خدمت انسان و برای راحتی و لذت او متصور هستند و تمامی آنانی که از تخریب وجهه مسلمانان و دین رو به گسترش اسلام نفع میبرند، اندکی هم در سرنوشت و احوالات اجداد فکری خود کاوش و تأمل نمیکنند تا آینده تاریكی را که برای خود در حال شكل دادن هستند، به وضوح نظر کنند و آنگاه تیشه بر ریشه خویش نزنند. آری! تاریخ تکرار میشود، اما این بار روزهای بسیار روشنتری را برای اسلام و پیروانش در نظر خواهد گرفت، روزهایی که برای باری دیگر مسلمان را در اوج قلههای تمدن و پیشرفت خواهیم دید و پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیز بدان مباهات خواهند نمود. و حکومت آینده جهان برای افراد با ایمانی است که اهل عمل صالح هستند.(نور/55) اما به این سوال نیز باید پاسخ داد که چرا در سالهای اخیر مسلمانان و مقدسات آنان آماج تهمتها و توهینها قرار گرفتهاند؟ اگر چه، دیگر ادیان آسمانی هم با چوب تمسخر و توهین آنان نواخته شده و یا میشوند، لیكن آنچه واضح است، این است که در مورد پیامبر عظیم الشان اسلام وقاحت را به اوج رسانده، آشکارا و لجوجانه در پی زدودن هرگونه تقدس از ایشان و دین مبین اسلام میباشند. پاسخ به این پرسش در عین حال که وظیفه ما را به عنوان یک مسلمان بیدار نسبت به این وقایع روشنتر خواهد نمود؛ نیازمند به تامل و بررسی جامعیاست که در این مجال نمیگنجد. اما به اختصار و به اندازه توان ذهن خویش مطالبی را بازگو مینمایم. اولاً: حقیقت هر چه بزرگتر، انکار منکران سختتر و نور هرچه پر فروغ تر، خیره شدن در آن مشكلتر. ثانیاً: آنچه آنان انجام میدهند مصداق آب در هاون کوبیدن است. مقام معظم رهبری تعبیر زیبایی در این مورد دارند. ایشان میفر مایند: اسلام دین انسانهای موحد و تشنه عزت و عدالت است. آنهایی که میخواهند با اصرار چهره تابناک پیامبر ما را مخدوش کنند، اشتباه میکنند، ما به آنها میگوییم مَثَل شما مَثَل کسی است که میخواهد چهره خورشید را با مشتی خاک پنهان کند، خود را خسته نکنید، آفتاب همواره درخشان است. بر چهره آفتاب خاک نپاشید که بر سر خود شما باز خواهد گشت و چشمان شما را خواهد آزرد. و ثالثاً: تمامی این تلاشها نشات گرفته از خطری است که هر روز بیشتر و بیشتر به وجود آورندگان این وقایع را تهدید میکند. خطری که عامل اصلی به وجود آورنده آن را اسلام میدانند. اما براستی از چه در هراسند؟ به عقیده بنده پاسخ این پرسش را باید در بطن تعالیم دینمان جستجو کنیم. آنها خود معترفند که اسلام روند رو به گسترشی را در جهان طی میکند و این یعنی اشاعه عامل مبارزه با بیداد و بیعدالتی، محرک پیشرفت و تعالی، مشوق صلح و آزادی، مروج تعالیم انسانساز الهی و در یک کلام حامی عزت و کرامت انسانی؛ و اینها همه آن چیزی است که از آن مضطرباند. اکنون وقت آن رسیده تا با مطالعهای عمیق و اندیشهای غواصانه در بحر معارف دینی، به آنچه تاکنون سطحی مینگریستیم، ایمان دوبارهای آوریم. ایمانی قلبی. تنها در این صورت است که به ارزش والای آنچه بدان خوانده میشویم(مسلمان)، پی خواهیم برد. پس از این معرفت محققانه و تلاش بر اجرای آنچه دانستهایم، حیات دوبارهای مییابیم، طریق کمال و تعالی را با سرعت افزونتری میپیماییم. (آن هم بر خلاف آنچه که توطئهگران میطلبند)؛ و آنگاه همانگونه خواهیم گشت که محمد صلیاللهعلیهوآله برایمان میپسندید؛ الگویی برای بشر. البته خداوند نیز در این راه یاریمان خواهد كرد. وعده قطعی ما برای بندگان ِفرستادهی ما از پیش مسلم شده، که آنان یاری شدگانند و لشكر ما پیروزند. (صافات/171) در این صورت توانستهایم راسخترین و شایستهترین پاسخ را دهیم به آنان که جز پول، قدرت و شهوت، خدایی را بر نمیتابند و منطقی جز جنگ و چپاول و عصیان در چنته ندارند. پس از آنکه آنطور که باید، اسلام عزیز را شناختیم، حال باید بشناسانیم. فرصت مغتنمی فراهم آمدهاست تا در میان هیاهوها و در هنگامهای که اذهان انسانها بیشاز پیش نسبت به مقوله اسلام کنجکاو گشته، به معرفی آن به گونهای سزاوار پرداخته و از این ره علاوه بر زدودن انواع انگها و تهمتها از چهره اسلام اصیل، ره گم کردگانی بیش، از این دنیای پر از سراب به سر منزل رستگاری دست یابند. یقیناً آنچنان پیام خاتم رسولان برای فطرت پاک جهانیان خسته از مکاتب بشری آشنااست، که وظیفهای جز ابلاغ این پیام برای ما باقی نمیگذارد و با آغوشی باز پذیرای آن خواهند بود. از این رو است که رهبر معظم انقلاب اسلامی میفرمایند: امروز بشریت بیش از گذشته به وجود پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیازمند است. و اما ایجاد و مستحکم نمودن پیوندها و وحدتها نیز نبایستی به فراموشی سپرده شود. پیوند، بین ادیان الهی و وحدت امتهای مسلمان. ای کاش این برگها و قلمها،این سیاههها و نوشتهها، توان بیان هر آنچه در اندیشهها و دلها میگذرد را داشتند. شكی نیست که از مقاصد این اقدامات شوم، از سویی ایجاد بدبینی و عداوت در بین پیروان ادیان نسبت به یكدیگر است؛ و از سوی دیگر سرگرم نمودن آنان به مشاجره بر سر اثبات حقانیت و یا رفع اتهام از خویشتن؛ که هر دو اینها راه را برای اجرای سیاستهای باطل دستهای پشت پرده این جریانات هموار خواهد نمود. پس ضروری است نخست از هرگونه عملی که بیانگر مقصر دانستن پیروان راستین دیگر مکاتب الهی است، پرهیز گردد و سپس بهسوی همبستگی بیشتر به ویژه در جامعه اسلامی حرکت کنیم. امروز و بهدنبال این حوادث، شاهد فریادها، مشتها و گامهایی در گوشه و کنار جهان هستیم که همه به عنوان اعتراض به سمت یک هدف نشانه رفتهاست در صورتی که تا دیروز ساکت و آرام به جای خویش بودند و این نتیجه معكوسی است که نفاق طلبان از اقدامات خویش نصیبشان گشته است. اما تنها نباید به اینها دلخوش بود و از واکنشهای مقطعی در برابر هتک حرمتها اجتناب کرد. سکوت در برابر اشرار آنها را در انجام شر گستاختر خواهد نمود. اما آنچه که باید در این واکنشها لحاظ گردد، دوری از هرگونه تندروی و افراط، خشونت، یکسونگری و بیمبالاتی است. لازم است تا در این شرایط بیش از پیش از سخنان و رفتارهای بزرگان و رهبران دینی و سیاسیمان بیاموزیم. بررسی رفتارها و توصیههای حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله در برخورد با شرایطی از این دست، خود کمک بزرگی به ما خواهدنمود. بنده در اینجا از آوردن راهکارها و واکنشهای ممکن در برابر این هتک حرمتها که خواننده محترم با آنها کاملاً آشنا است، اجتناب میکنم که تنها تکرار مکررات است. و سخن آخر اینکه جدیت، شهامت و شجاعت، جسارت و در عین حال هوشیاری و متانت یک مسلمان بایستی در این برهه از زمان بیش از گذشته به رخ جهانیان کشیده شود. نویسنده مقاله: سید مجید شهیدی