از كجا شروع شد؟ اشاره : نوشتار حاضر، مقالهایست كه در فراخون طرح "چرا سكوت ای مسلمان" از سوی كاربران سایت تبیان ارسال شده است. این طرح در پی پاسخ به اهانت به ساحت پیامبر مهر و رحمت حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی – كه درود خدا برو و خاندان پاكش باد – در فروردین ماه سال 1387 از سوی سایت تبیان برگزار گردید. خیلی فكر كردم كه از كجا شروع كنم اما هر طور كه تصور میكردم بنویسم میدیدم كه به نظرم مصنوعی و كلیشهای میاد. گفتم هر چه به قلم آمد، مینویسم و هر آنچه در ذهن دارم. از كجا شروع شد؟ از كاریكاتوری در یك روزنامه در حدود یك سال پیش، بعد صدای اعتراضها بلند شد و موج اعتراض و پس از آن كم كم زمزمههای عذرخواهی و عذر خواهی رسمی؛ این موضوع تقریبا در حال به فراموشی سپرده شدن بود تا همین چند وقت پیش كه رسانهای دیگر؛ نظیر همان حركت را مجددا مرتكب شد. چطور آنها به خود اجازه میدهند كه به اعتقادات عده كثیری مسلمان در سراسر جهان توهین كنند؟ آیا قوانین بین المللی را فراموش كرده اند؟ چه دست هایی پشت پرده این بی حرمتی هاست؟ شاید نتوان به راحتی مقصر را پیدا و مشخص كرد اما میتوان مجموعهای از عوامل را در نظر گرفت. اولین چیزی كه به ذهنم رسید این بود كه اسلام به ذات خود ندارد عیبی - هر عیب كه هست از مسلمانی ماست- كمی هم به خودمون نگاه كنیم، هر چند ممكن است و یا صددرصد دستهایی دیگر نیز در كار باشند - و بعد از این میتوان از گروههایی كه به نام اسلام و مسلمان حركات افراطی میكنند نام برد. دوم اینكه در كشورهای غربی كه مسلمانان در گروه اقلیت هستند میتوانند سوژه خوبی باشند برای اینكه مطلبی در موردشان یا حتی اهانت به اعتقاداتشان چاپ شود تا از این طریق تیراژ مجله و روزنامه و یا آمار بینندگان یا شنوندگان شبكههایشان را بالا ببرند و كسب در آمد كنند. سوم شیوه فرافكنی سیاسی است كه اذهان را از موضوعی خاص دور كنند و به موضوعی دیگر متوجه سازند، برای مثال یك سیاستمدار اشتباهات خود را به این شیوه بخواهد توجیه و یا اذهان را متوجه موضوعی دیگر سازد. چهارم اینكه تمام این اتفاقات در دوران ریاست جمهوری جرج بوش اتفاق افتاده و میافتد و پیش از این كمتر و یا هرگز مردم جهان حداقل در قرن اخیر و پس از مستبدانی همچون هیتلر شاهد چنین اتفاقاتی نبودهاند. وظیفه یك مسلمان بیدار چیست؟ وظیفه یك مسلمان بیدار این است كه نسبت به وقایع و حوادث اطرافش هوشیار باشد و نسبت به آنها عكسالعمل مناسب نشان بدهد و لازمه آن این است كه قبل از هر چیز خودش را بشناسد، دینش را بشناسد و پیامبر و امامان خود و نحوه زندگی و برخورد آنها با مسایل را بشناسد و بیاموزد كه چه كردهاند و چگونه زندگی كردهاند تا بتواند ریشهای محكم داشته باشد و با هر باد كوچكی به خود نلرزد. چه راههایی برای مبارزه با این توطئهها وجود دارد؟ اگر از ما یا پیامبرمان بد گفتند یا توهین و اهانتی كردند میتوانیم به شدت برخورد كنیم و همه را به خاك و خون بكشیم و اینطور مُهر تاییدی بر یاوهگوییهای آنها بزنیم و آنها را در هدفشان موفق كنیم یا اینكه نه در صدد آن برآییم كه چهره زیبا از مسلمان و مسلمانی و اسلام به تصویر بكشیم تا هم خط بطلانی بر اعمال نادرست آنها بكشیم و هم از این طریق به تبلیغ و شناخت صحیح اسلام كمك كرده باشیم. در ضمن چیزی كه از اول مطلب درصدد نوشتن و بیان كردنش بودم این بود كه برای كسانی كه به اسلام توهین میكنند نمیتوانیم آیه قرآن بخوانیم یا به آن استناد كنیم؛ چرا كه به آن اعتقادی ندارند. اما میتوانیم با استفاده از قوانین، آنها را به دادگاه محاكمه یا به دادگاه وجدان بكشیم با استفاده از قوانین بین المللی و حد آزادی در قانون حقوق بشر تا جایی مشخص شده است كه به آزادی دیگران صدمه وارد نشود و یا به حریم دیگران تجاوز نشود و یا به كسی توهین نشود كه مورد توافق تمامی كشورهای متمدن و غربی است و همچنین ماده آزادی اندیشه كه باز به این موضوع اشاره دارد كه میتوان هر چیزی گفت اما نباید به اعتقادات كسی توهین كرد. چطور آنها به خود اجازه میدهند كه به اعتقادات عده كثیری مسلمان در سراسر جهان توهین كنند؟ آیا قوانین بین المللی را فراموش كرده اند؟ (هر كس) میتواند اعتقادات شخصی خودش را بیان كند یا آن را ترویج دهد اما نمیتواند به اعتقادات دیگری توهین كند. والسلام... نویسنده مقاله: motevali@roshd.ir