شاه عباس صفوی را بیشتر بشناسیم
شاه عباس یکم ، معروف به شاه عباس بزرگ ، نام دارترین پادشاه دوره ی صفویان است. او فرزند شاه محمد خدابنده و پنجمین شاه از دودمان صفوی است که از سال 996 ه. ق تا زمان مرگ بر ایران به مدت بیش از 42 سال با اقتدار شهریاری نمود.
فرآوری: فهیمه السادات آقامیری، بخش تاریخ ایران و جهان تبیان
شاه عباس پادشاه سنگدلی که به افسانه بدل شد
بدون تردید شاه عباس صفوی یکی از شاخص ترین چهره های تاریخی ایران پس از اسلام است. نوشتن درباره شاه عباس با توجه به پیچیدگی های زندگی و زمانه او کار آسانی نیست. یکی از جدید ترین مورخانی که در این راه آستین ها را بالا زده، دست به قلم برده و در کتابی مستقل به شاه عباس صفوی پرداخته، دیوید بلو انگلیسی است.
نوسینده ی کتاب بلو می گوید، اوایل دهه 1960 سفری به اصفهان داشته و در همان جا به شاه عباس علاقه مند شده و حالا پس از گذشت چند دهه نتایج تحقیقات خود را در قالب یک کتاب درآورده است؛ کتابی که دیوید بلو نوشتن آن را مدیون انبوهی کار تحقیقی می داند که در سه - چهار دهه گذشته انجام گرفته و آگاهی ما را نه تنها از دوران شاه عباس بلکه از تمامی عصر صفویه وسعت فراوانی بخشیده است.
شاه عباس فردی سخت گیر و جدی بود. هیچ گونه رحمی با متخلفین نداشت و با مجازات هایی بسیار سخت با آنان برخورد می کرد و این کار او باعث امنیت در جاده ها و شهرها شد.
بلو برای نگارش این کتاب، تاریخ عالم آرای عباسی را منبع اصلی خود قرار داده، به خصوص که درباره اسکندربیگ منشی نویسنده آن، معتقد است: «... شاهد عینی بیشتر وقایعی به حساب می آید که نقل کرده است. وقایع نامه پر و پیمان او به رغم ماهیت «رسمی» آن، هنوز هم از هر نظر مهم ترین منبع ایرانی محسوب می شود. اسکندر بیگ ویژگی های اصلی مورخی صادق را نیز دارد، چرا که تلاش می کند علت رخداد ها و اعمال مردم را دریابد.» با این حال محل رجوع و تکیه گاه بلو در کار نوشتن کتاب شاه عباس چنان که از نقل قول های درون متن هم روشن می شود، بیشتر گزارش های اروپاییانی است که در زمان شاه عباس از ایران دیدن کرده اند: «... به واقع این منابع اروپایی بود که نوشتن زندگینامه شاه عباس را ممکن ساخت...» به اعتقاد بلو روایات این اروپاییان نشان می دهد که شاه عباس چگونه رفتار می کرده و در وضعیت های گوناگون چگونه سخن می گفته است. به علاوه اینکه «این گزارش ها اطلاعات فراوانی درباره جنبه های مختلف زندگی در ایران عصر صفوی نیز فراهم می آورد که آن ها را نمی توان در وقایع نامه های ایرانی آن عصر یافت.»
یا وقتی می نویسد: «او می بایست شخصیتی دلپذیر و هم نشینی بسیار جالب توجه بوده باشد- چنانکه اگر کسی پا به پای او می آمد هرگز به نظر نمی رسید خسته شده باشد...» پشت سرش اضافه می کند: «... اما وقتی می خواست سر زندانی ترک را در حضور فرستاده منقلب و وحشت زده اروپایی از تن جدا کند دیگر چندان شوخ نبود.» بلو معتقد است شاه عباس هر چه بود به گفته اسکندربیگ منشی «مرد تناقض ها» بود.
نویسنده بار ها در کتاب خود به دستاوردهای شاه عباس در زمینه های مختلف اشاره کرده است. مثل آنجا که در نتیجه گیری پایانی کتاب چنین مروری بر بعضی دستاوردهای او داشته: «شاه عباس ایران را از سلطه خودخواهانه قبایل قزلباش که رقابت آن ها کشور را به طرز مرگباری تضعیف کرده بود نجات داد، یک حکومت مرکزی قدرتمند با دیوان سالاری کارآمد به وجود آورد، مناطقی را که در اشغال عثمانی و ازبک ها بود آزاد کرد، زیرساخت های اقتصادی را تا حد زیادی بهبود بخشید و تجارت و کشاورزی را تشویق کرد. همراه با این کار ها، آرامش داخلی و رفاه و بهروزی در ایران برقرار کرد که تقریبا تا صد سال پس از مرگ او ادامه یافت. در عرصه فرهنگی، هادی دورانی بود که دستاوردهای هنری بزرگی داشت به ویژه در معماری و تصویرگری... او همچنین هویت جدید ملت ایران را بر اساس ارکان دوگانه سنن پیش از اسلام و تشیع تحکیم کرد که انژاس آن را در دو مراسم بزرگ نوروز و عاشورا می توان دید...» در همان فصل به جایگاه شاه عباس نزد ایرانیان می پردازد و می نویسد: «شاه عباس چنان تاثیری بر هم میهنان خود داشت که خیلی زود به شخصیتی افسانه ای تبدیل شد... او از بسیاری جهات تجسم فرمانروا در مقام شخصیتی قدرتمند و پدرانه بود- قابل دسترس برای مردم خود، کسی که به مشکلات و نگرانی های آن ها گوش می دهد، رفاه آنان برایش اهمیت دارد و آن ها را در برابر دشمنان خارجی و بی عدالتی های داخلی حفظ می کند.»
نمونه هایی از دستاوردهای شاه عباس در زمینه های مختلف
«دستاوردهای شاه عباس لقب «کبیر» را که در ایران در تداول عام به دنبال نام او می آید کاملا توجیه می کند. او به راستی تنها فرمانروای دوران اسلامی ایران است که چنین لقبی گرفته است. این لقب او را همتراز کوروش کبیر می کند، بنیانگذار اولین امپراتوری ایران در قرن ششم قبل از میلاد.» دیوید بلو می نویسد: «این کتاب درصدد است نشان دهد که چرا این امر یک غفلت جدی محسوب می شود و شاه عباس نه تنها اهمیت بسزایی برای ایران و جهان اسلام دارد بلکه بخشی از تاریخ اروپاست و به سهم خود شخصیتی جذاب دارد. از این گذشته، بیشتر رویداد ها و تحولاتی که در زمان سلطنت شاه عباس رخ داد ارتباط آشکاری با روزگار ما دارد.»
شاه عباس در ابتدای پادشاهی، برای آن که خیالش از حمله پیش دستانه امپراتوری عثمانی به قلمروهای ایران آسوده گردد، پیمان نامه صلح با آن کشور بست و مناطقی کردنشین در عراق و سوریه کنونی را به آنان واگذار کرد. سپس به بهینه سازی امور درون کشوری و فرونشاندن شورش استان ها پرداخت. او نخست ازبکان را شکست داد و سپس به جنگ با دولت عثمانی درآمد. او در سه نوبت با عثمانی ها جنگید و در هر سه بار پیروز شد. هم چنین دو بار به گرجستان حمله کرد. از واپسین لشکرکشی های او می توان فتح قندهار و آزادسازی جزیره ها و بندرهای خلیج فارس از نیروهای پرتغالی را نام برد. در زمان شاه عباس درآمد دولت ایران بالا رفت و بازرگانی با کشورهای اروپایی و چین افزایش یافت. او بسیاری از نقاط ایران را آباد کرد و بناهای بسیاری ساخت که هنوز برخی از آن ها پابرجاست.
فرزندان شاه عباس
شاه عباس در گذار زندگی یکی از فرزندانش را کشت و دو تن دیگر را کور کرد و دو پسر دیگرش نیز در کودکی مردند؛ بدین شیوه در هنگام مرگ جانشین شایسته ای از خود بازنگذاشت و به ناچار نوه او با نام شاه صفی به پادشاهی رسید.
منابع: سایت تاریخ ایرانی، سیاست و اقتصاد عصر صفوی(باستانی پاریزی، محمدابراهیم )، ویکی پدیا شاه عباس اول


